
گویند آنگاه که استعمار انگلیس به سوی خانه امان روانه گردید و به خاکمان لشکر کشید می پنداشت در کوتاه ایامی جنوب را در می نوردد ولی شیر رزمنده ای به نام آقا محمد خان (غضرالسلطنه) به همراهی روحانی عظیم الشان بنام آیت اله مجاهد...
گویند آنگاه که استعمار انگلیس به سوی خانه امان روانه گردید و به خاکمان لشکر کشید می پنداشت در کوتاه ایامی جنوب را در می نوردد ولی شیر رزمنده ای به نام آقا محمد خان (غضرالسلطنه) به همراهی روحانی عظیم الشان بنام آیت اله مجاهد دست در دست همشهریانمان چنگ به چهره آنان زدند که ایران وطن وناموس ماست و چه ایران نباشد تن من مباد و این چنین شد که آوازه ی نام و یادشان مجسمه ی مهر وطن خواهی و وطن پرستی گردید و در دلها استوار شد .
اینجانب بیاد دارم سالهای اوان نوجوانی که به تاسی از آن شیرمردان، رزمنده دفاع مقدس بودم همسنگر تاریخ خوانده ام مرا میراث دار ریسعلی دلواری، غضنفرالسلطنه ومجاهد خطاب میکرد و من بر این میراث گرانبها می بالیدم و سر به آسمان می ساییدم وافتخار می کردم.
پس از آن سالها همیشه به این فکر میکردم که چرا مجسمه ی آن یادگاران دلاور وطن خواه و وطن پرست شهید، نگین ونماد دیارمان نباشد تا آنکه خبر مسرت بخش ساخت مجسمه ی غضنفرالسلطنه وآیت الله مجاهد را شنیدم و صبحگاه قشنگ 92/6/2را به چشم دیدم واین مجسمه ی مادی را به مجسمه ی معنوی درونم پیوند زدم ولی این پیوند کوتاه بود چرا که در خلوت شهر مجسمه ی مادی را به یغما بردند.
می خواهم به آنها بگویم چه بد سلیقه اید که مجسمه ی مادی را برداشتید و مجسمه ی معنوی 90 ساله برپا شده در دل وجان را استوار تر نمودید.
کلام آخرم فرموده پیام آور آزادی و آزادگی حضرت محمد(ص) است که فرمود: من از فقر امتم بیم ندارم آنچه بر امتم بیم ناکم سوء مدیریت است.
حبیب اله نعمتی / کارشناس ارشد برنامه ریزی / فرهنگی