کد خبر: 178839 ، سرويس: یادداشت
تاريخ انتشار: 06 خرداد 1402 - 23:00
بوشهر به یک رنسانس فکری نیازمند است

اتحاد خبر-احمد خواجه حسنی: برخی افراد بدو فعالیت اندیشکده حکمرانی استان فریاد وا اسلاما سر داده و معترض هستند.. میدان های بزرگ عرصه ی مسؤلیت پذیری فردی و اجتماعی در جهت خدمت به جامعه است، در این وادی اختلافات و تفرقه مسیر را به بی راهه کشانده و دامنه این گسست ناصواب، در وهله اوّل مردم نجیب و درمانده استان را متضرر خواهد کرد...

احمد خواجه حسنی

استان بوشهر در جغرافیای کرانه ای و دراز دامنش سراسر ثروت است و نعمت، امّا چه سود که از بخت بد، در طالع‌اش پاییز بسیار است، به همین دلیل از دیرباز تاکنون همه از کم فروغی تابش آفتاب بر سپهر اجتماعی استان شِکوه کرده و همواره از محرومیت ها و محدودیت ها گله مندیم، چه آن زمان که صد و اندی سال قبل شهروندی مراتب گله مندی خود از شرایط را مکتوب به روزنامه حبل المتین از نشریات عصر قاجار که عمدتاً در شهر کلکته هندوستان به چاپ می رسید ارسال نموده و فرموده اند : "اهالی بوشهر همه قِسم میل به اصلاحات دارند ولی چه کنند که بیکاری طهرانی ها صندلی ریاست حتی یک اداره دولتی هم برای آنها نگذارده است" و آن جا که حاج سیاح شخصیت معروف خطاب به تجار ثروتمند بوشهری گفته بود، "در بوشهر ثروت هست ولی همّت نیست"!

حال امّا به مدد مرکز پژوهش های مجلس یازدهم، اندیشکده حکمرانی با اهداف مشخصی از جمله  مردمی‌سازی اداره امور کشور پایه ریزی و در استان بوشهر راه اندازی شده و عملاً صندلی ریاست تهرانی ها در اجرای برخی تصمیمات و حتی قانون گذاری به خود ما بوشهری ها واگذار شده و شایسته است همگان کمر همّت بسته و از فرصت به دست آمده نهایت بهره برداری را داشته باشیم، در این بین ولی به سیاق گذشته تنگ نظری ها بلای جان استان شده و برخی با منش های نادرست سیاسی و بافته های من عندی راساً در پی تعرضی عمیق و چالش برانگیز به اهداف توسعه در بوشهر هستند!


ماجرا از این قرار است که برخی افراد بدو فعالیت اندیشکده حکمرانی استان فریاد وا اسلاما سر داده و معترض هستند که چرا اسماعیل عبدالهی رئیس سابق دانشگاه آزاد اسلامی استان که از حامیان فلان کاندیدای اصلاح طلب ریاست جمهوری بوده، در دولت انقلابی به عنوان مدیر اندیشکده حکمرانی و قانون‌گذاری بوشهر معرفی شده است؟!

 

تا آنجا که دکتر عبدالهی را می شناسم ایشان فرد سیاسی نیستند و اتهام وارد شده به ایشان نیز صحت و سقمش مورد تردید جدی است؛ ولی چنانچه در مقطعی طرفدار کاندیدای خاصی بوده این جرم است؟ و آیا باید ظرفیت علمی ایشان را نادیده انگاشت؟ آن هم در شرایطی که صلاحیت علمی و اخلاقی وی، پای بندی به اصول نظام و نقشی که در بسط و توسعه دانشگاه آزاد استان داشته است را می دانیم.

 

به قول جووانینو گوارسکی، سپاسگزار خداوند باشیم که خورشید را خیلی بالاها در آسمان بند کرده است؛ در غیر این صورت یکی پیدا می‌شد خاموشش کند به این بهانه که یک رفیق حزب مخالف، خیلی عینک دودی می‌فروشد!!!
یکی از مسائل موجده ی لاینحل و از عمده دلایل توسعه نیافتگی استان همین تفکرات منبعث از قطبی گری است، همین خط کشی های خودی و ناخودی، همین که عده ای حق هستند و مابقی باطل... بحمدالله والمنة از هر حیث هم مصونیت دارند و هر جور اراده کنند می تازند!!!

آخر این چه وضعیتی است که با هر اتفاقی که خوشایند عده ای نیست، فوراً دفتر ارزشیابی عملکرد مدیران و مسؤلین استانی را باز می کنند و بزرگ تیتر می زنند "نمره غیر قابل قبول مسؤلین استان"...
کجای قانون آمده که برای هر انتصاب یا انتخابی می بایست از برخی افراد کسب تکلیف کرد؟ اصلاً مگر می شود همگان را راضی نگه داشت؟

پرسش بنیادین این است که آیا این قبیل رفتارهای هیجانی و احساسی منشاء از مرزبندی های سیاسی منجر به حکمرانی خوب خواهد شد یا کلاف سر در گم شرایط بغرنج فعلی را پیچیده تر خواهد کرد؟

همین منازعاتِ برآیندِ قطبی گری خود عامل مهم و معناداری در شکل‌دهی به بحران‌هایی است که امروزه در سطوح مختلفِ خُرد، میانه و کلان شاهدیم و اتفاقاً رسالت فعالیت اندیشکده های حکمرانی استانی بر آن است تا شمول گرا و تکثر پذیر فعالیت نموده و از فردگرایی، پراکندگی، تزاهم و تضاد آراء و رفتارهای گسیخته پرهیز کند.

بلا شک مردمی سازی حکمرانی و حکمرانی خوب به معنای تک صدایی نیست بلکه از شاخص های حکمرانی خوب مشارکت، اجماع سازی و برقراری عدالت است.
اولین ویژگی حکمرانی خوب، مشارکت (در معنای موسع) است که از طریق آن شهروندان در قالب گروه های مختلف اجتماعی علایق خود را ابراز می کنند و محملی است تا اختلاف نظرهای خود را تعدیل و به توافق و اجماع نظر نیل به توسعه دست یابند.
از عوامل اصلی در فرآیند توسعه پایدار نقش مشارکت مردمی است، مردم هم منحصر به یک قشر و گروه خاص نیستند، پس رفتارهای الیگارشی یا گروهک سالاری در تضاد و تقابل با توسعه یافتگی است.

در هر ملّتی وحدت و هم بستگی مردم موجد تلاش مشترک برای دستیابی به اهداف جمعی و مانع وقوع طغیان‌ها و کینه‌توزی‌ها می‌شود که حصول این مهم راه رسیدن به سعادت را، که غایت و نهایت محسوب می‌شود، فراهم می‌کند.

به تعبیر هگل؛  "بزرگ‌ترین موضوع فلسفه‌ی سیاسی در دوران مدرن این است که چگونه می‌توان" وحدت را در عین کثرت" و متعاقباً "کثرت را در عین وحدت" تحقق بخشید...

هیچ جامعه ای به توسعه نمی رسد مگر آن که در کنار دولت توسعه گرا، شهروندان توسعه گرا داشته باشد تا به حل و فصل خردمندانه تضادها نائل آیند.

استان بوشهر شوربختانه از یک سو با ساختارهای ضعیف بین‌ اعیانی (نهادهای مدنی و ارتباطی) و از سوی دیگر با ساختارهای بسته بین اذهانی (فرهنگ ارتباطی) در رنج و عذاب است بنابراین «در استان بوشهر به یک رنسانس فکری نیازمندیم» تا تمام پتانسیل ها و ظرفیت های فکری و مادی جامعه با تکیه بر یک مکتب فکری منسجم و توسعه طلب جریان یابد، مادامی که انسجام فکری مردمی و هماهنگی ذهنی در میان گروه های مختلف مردم و نخبگان سیاسی، اجتماعی و کارشناسان صاحب نظر تجمیع نشود، نتیجه مطلوبی حاصل نخواهد شد.

قابل انکار نیست که جامعه ی امروزی متکثر شده و ماتریس فکری، خواست و سلایق شهروندان در یک چارچوب و قالبی پیش فرض نمی گنجد و جامعه متکثر امروزی با عقلانیت و پلورالیسم فکری منشأ از تضارب آراء،مونولوگی و تک صدایی را برنمی تابد.

حاصل سخن اینکه؛ اگر توسعه را در لغت به معنای وسعت دادن در نظر گیریم بنابراین توصیه می شود همگان وسعت نظر به خرج داده، منافع جمعی را به منافع شخصی و جناحی ترجیح داده و با تأکید بر تحقق اهداف و ارزش های مشترک نیل به هم بستگی و انسجام اجتماعی مبادرت ورزیم باشد که استان را از شرّ بازوان پیچکی محرومیت و محدودیت خارج نمائیم.

منظومه رفتاری ما برای انجام فعالیت‌های اجتماع‌ محور نیاز به دگردیسی بنیادین دارد، بایسته می نماید در میدان های بزرگ اختلافات کوچک را کنار گذارده و به اجماع نظر برسیم.
میدان های بزرگ عرصه ی مسؤلیت پذیری فردی و اجتماعی در جهت خدمت به جامعه است، در این وادی اختلافات و تفرقه مسیر را به بی راهه کشانده و دامنه این گسست ناصواب، در وهله اوّل مردم نجیب و درمانده استان را متضرر خواهد کرد.

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/178839