
اتحاد خبر-قدرت مظاهری: چرا باقی کشورهای دنیا اینقدر که ما دشمن و خصم بینالمللی داریم، رقبایی متخاصم ندارند.. کمی با خودمان صادق تر و روراست تر باشیم. هیچ کسی جرأت حمله کردن به ما را ندارد اگر خودمان از هجمه های هر روزه به خودمان دست برداریم. ذهن مان را آگاه و هشیار کنیم که ما هیچ دشمنی، ترسناکتر و رعبآورتر از خودمان نداریم...
قدرت مظاهری
آیا اسرائیل به ایران حمله خواهد کرد!؟
آیا آمریکا به ایران حمله خواهد کرد!؟
آیا آذربایجان به ایران حمله خواهد کرد!؟
آیا افغانستان به ایران حمله خواهد کرد!؟
آیا ...
طی همین یک دههی اخیر بارها و بارها، پرسشهای بالا در صدر تیترهای پرطرفدار رسانههای داخلی و گاهی نیز خارجی قرار گرفته و پرمخاطب شدهاند.
اینکه چرا باید هر روز مورد هجمه ی روانی بخشی از فضای رسانهای قرار بگیریم که فکر و ذهن مان را با تصویری از جنگ و آشوب مشوب کنند و آرامشِ هرچند اندک مان را به تحلیل ببرند، شاید برای شهروندانِ هیچ جغرافیای دیگری اینقدر مداومت و پیوستگی نداشته باشد.
به راستی ما _ به معنای حاکمیت و نحلههای فکری آن _ چه کردهایم که اینقدر مورد غضب و خصومت همگانی قرار گرفتهایم!؟
کاری به کانادا و سوییس و نروژ و دانمارک نداریم که خودمان را با آنها قیاس کنیم، چرا حتی گینه و کنیا و تانزانیا و سایر اقلیمهای متفاوتِ جهان به اندازهای که ما مورد تهدید هر روزه قرار می گیریم، در معرض شلیکهای روانی نیستند!
مردمان همهی سرزمینهای دیگر که در سایه یک حکومت، دولت و حد و مرز سرزمینی خود زندگی می کنند، ممکن است در تمامی مدت طول عمر خود حتی یک بار نیز ذهن شان درگیر حملهی احتمالی نیرویی خارجی به کشورشان نشود. آنها به دنیا می آیند، پدر و پدربزرگ می شوند و با لبخند چشم از دنیا فرو می بندند بی آنکه ذرهای خیال شان درگیر جنگی خانمانسوز شود که خانه، زندگی و کشورشان را در بر بگیرد.
چرا باقی کشورهای دنیا اینقدر که ما دشمن و خصم بینالمللی داریم، رقبایی متخاصم ندارند و همه با هم در تعامل و همزیستی مسالمتآمیزی ستودنی به سر می برند!؟ به راستی ما چندیکِ جهانیم که داعیهی نجات همهی دنیا را داریم!؟
طی همهی این سالها البته حقیقتی که برای همگان آشکار شده است، این است که ما هیچ دشمنی متخاصم تر و سرسختتر از خودمان نداریم. دشمنانی که آشکارا به هم لبخند می زنیم و در خفا خنجرهای زهرآلودمان را در پشت همدیگر فرو می کنیم. دشمنانی که هر روزه برای یکدیگر کمین می کنیم تا روزی های همدیگر را از دست هم بقاپیم و نامش را زرنگی بگذاریم. دشمنانی که حتی به ناموس و آبروی همدیگر هم رحم نمی کنیم و اگر دست مان برسد، آنها را وسیلهای برای کسب ثروت و قدرت قرار می دهیم. دشمنانی که با بیسوادی محض، در مقابل سرنوشتی که می توانیم نیکوتر و بهتر رقمش بزنیم، طایفه گری، قوم و خویشی، دوست و آشنایی و مناسبات فامیلی را بر شایسته گزینی و نخبه گزینی ترجیح داده و مصادر امور مملکت را به کسانی می سپاریم که با سیاستهای غلط و چندش آورشان، موجبات عذاب روحی هر روزه ی همگان را فراهم می کنند. و سرانجام دشمنانی که ریاکارانه در مقابل حاکمیت خضوع و خشوع نشان داده و برای حمایت از همدیگر، زبان به نقد حکومت نمی گشاییم!
طی همهی این سالها، همهمان بطور قطع و یقین به این نتیجه رسیدهایم که هیچ کسی دشمنتر از خودمان نداریم اما همهی این سالها هم، ذهن و باورمان را با دروغ به سویی سوق دادهایم که انگار همهمان فرزندان یک پدر و مادریم که جان عزیزمان برای هم در می رود.
کمی با خودمان صادق تر و روراست تر باشیم. هیچ کسی جرأت حمله کردن به ما را ندارد اگر خودمان از هجمه های هر روزه به خودمان دست برداریم. ذهن مان را آگاه و هشیار کنیم که ما هیچ دشمنی، ترسناکتر و رعبآورتر از خودمان نداریم. می خواهیم باور کنیم، می خواهیم باور نکنیم...