
اتحادخبر - احمد خواجه حسنی: روز معلم ، روز شعارهای تکراری به سیاق گذشته سپری شد. با فرو نشستن غبار تبریکات نمایشی منبعث از رفع تکلیف و رفع مسئولیت ها و با ته نشین شدن شعارهای از درون تهی و بی بهره ، دگر بار مطالبات انباشته ی معلمان به سطح آمده و در این شرایط صعب و سخت معلمان ماندند و حوض مصائب جمعی شان ، به نوعی می توان...
احمد خواجه حسنی
روز معلم ، روز شعارهای تکراری به سیاق گذشته سپری شد. با فرو نشستن غبار تبریکات نمایشی منبعث از رفع تکلیف و رفع مسئولیت ها و با ته نشین شدن شعارهای از درون تهی و بی بهره ، دگر بار مطالبات انباشته ی معلمان به سطح آمده و در این شرایط صعب و سخت معلمان ماندند و حوض مصائب جمعی شان ، به نوعی می توان چنین نگاشت که جدال احسن اندیشه های تحول خواه و اصلاح گر به بخش بایگانی راکد (یک ساله) سپرده شد ، بی گمان مادامی که نقش زیربنایی آموزش و پرورش به فراموشی سپرده شده و شأن و جایگاه معلمی تنها در حرف و شعار گرامی داشته می شود، از این تبریکات خشک و خالی و این تداوم رویه ، انتظار تحول داشتن امری بیهوده است.
سالهاست که به کلام سیدنا اباجعفر محمدابن علی الباقر می اندیشم که این روزگار را پیشگویی کرده و فرموده اند؛ در چنین عهدی در دل خاک بودن به تر از برخاک به سربردن است .
به هر جهت، در شرایطی روز معلم را گرامی می داریم که برخی معلمان برای اظهار نظر در رابطه با احقاق حقوق اولیه و مطالبات صنفی متعارف و معمولی چون رفع فاصله ها و متناسب ساختن حقوق با حداقلهای زندگی، مجبور به تظاهرات، اعتراضات و در نهایت تحمل حبس و محرومیت میشوند، به قول هوشنگ گلشیری؛ «آدم زمین نیست که بتواند بار همه این تلخیها را به دوش بکشد.»
در یک آموزش و پرورش مدنی شأن، منزلت و جایگاه حقیقی معلم در ابعاد علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی محترم و مغتنم شمرده می شود بر این مبنا که در هر حکومتى یک اصل مسلّم وجود دارد و آن این که مردمان باید از غم نیازهاى روزانه فارغ باشند معلم که دیگر جای خود دارد ...
باورمندم روز معلم آن زمان مبارک و خجسته می نماید که به مطالبات انباشته ی اینان رسیدگی شده، از حق و حقوق مطلوبی برخوردار باشند و جایگاه و منزلت آنها به طریقی اولی حفظ شود.
در این وضعیت حادث شده تبریکات روز معلم در حد همان استفاده های ابزاری است ، ظرف یکی دو روز گذشته شرلوک هلمز وار به این تحلیل ذهنی سرگرم بودم که در واقع اگر هر سال فقط به یکی از مشکلات عدیده ی معلمان ، این سفیران آگاهی و منادیان بیداری رسیدگی می شد و به جای نگاه سیاسی ، ایدئولوژیک و امنیتی نگاه حرفه ای به معلمی در سطوح تصمیمگیری کلان کشور جریان داشت، عملاً نظام آموزشی با توسعه سازگار می شد و نیاز نبود امروزه در روز روشن چراغ به دست به دنبال دیروزها بگردیم!!!، همان روزهایی که معلمی ارج و قرب داشت...
حقیقتاً زیبنده و خوشایند نیست که قشر عظیم معلمان و فرهنگیان به عنوان منابع توانمندسازی ملّی برای استیفای حقوق متعارف خود در رنج و ریاضت باشند بنابراین اصلاح واقعی نظام آموزشی و پرداخت بالاترین میزان حقوق و مزایا به معلم بدون تردید سبب بالندگی و رشد و توسعه خواهد شد،امید است بیش از این دست روی دست نگذاشته تا فرصت باقی است در اصلاح رفتار با معلمان تجدید نظر شده، معلم و معلمی را دریابیم، قدر بدانیم و بر صدر نشانیم.
در رساله درباره آزادی نوشته ی جان استوارت میل چنین نقل است؛ دولتی که سطح شخصیت افراد را عمداً به این منظور تقلیل دهد که از آنها ابزارهای مطیعتری حتی برای انجام هدفهای سودمند درست کند، چنین دولتی سرانجام به کشف این حقیقت تلخ نائل خواهد شد که با مردان کوچک و بیاراده حقیقتاً هیچ کار بزرگ انجامشدنی نیست و آن دستگاه مطیع اجتماعی که دولت همه چیز را در راه ساختن آن فدا کرده است به علت فقدان نیروی محرک در مغز ماشینهای دستگاه نیرویی که دولت آن را عمداً برای راحت شدن از غرش و سروصدای طبیعی ماشینها از بین برده است سرانجام بیآنکه امتیاز یا بهرهای نصیب سازندگان خود کرده باشد از کار و حرکت باز میماند.