
اتحادخبر - وحید گرمسیری نژاد: یکی از فعالیتهای شایستهی تقدیر شورا و شهرداری برازجان، اقدام به نصب تابلوهایی حامل نام محلات برازجان است که در راستای هویت شهری و پیوستگی اجتماعی زیستکنندگان آن اثراتی مثبت خواهد داشت. یکی از این تابلوها واقع در ابتدای خیابان نواب صفوی در ضلع شرقی میدان گنجی، حامل نام «محلهی گرمسیری» است. با عنایت به...
وحید گرمسیری نژاد:
یکی از فعالیتهای شایستهی تقدیر شورا و شهرداری برازجان، اقدام به نصب تابلوهایی حامل نام محلات برازجان است که در راستای هویت شهری و پیوستگی اجتماعی زیستکنندگان آن اثراتی مثبت خواهد داشت. یکی از این تابلوها واقع در ابتدای خیابان نواب صفوی در ضلع شرقی میدان گنجی، حامل نام «محلهی گرمسیری» است. با عنایت به اینکه «گرمسیری» نام یکی از خویشاوندیهای شناختهشدهی برازجان و دشتستان است لازم مینماید دربارهی کاربرد «رسمی» این نام بر محلات برازجان دقتی دوچندان صورت گیرد تا حقوق معنوی و اجتماعی ایشان تضییع نگردد. محله یا خِشِمِ گرمسیری بنا به تصدیق سالخوردگان برازجان، بافت قدیم شهر در حد فاصل کوچهی مسجد دلگشا تا خیابان برق است و نه خیابان نواب صفوی در ضلع شرقی میدان گنجی. دقت شود که بحث بر سر ارزشگذاری محلات نیست که کدام بهتر است تا از آنِ ما باشد بلکه بحث بر سر شناخت واقعیت ورای هر نوع ارزشگذاری است؛ بهعنوان مثال اگر نام شما «احسان» باشد و کسی شما را با نام برادرتان «حسن» خطاب کند، تلاش شما برای توضیح این مورد که «من حسن نیستم» بهمعنای ناپسند دانستن نام «حسن» یا بهمعنای عداوت شما با برادرتان نیست بلکه تنها نشاندهندهی تعهد شما به واقعیت امر است تا مبادا در اثر کاربرد جابهجای آن، حقی از طرفهای ارتباطات اجتماعی ضایع گردد.
اما چرا با وجود تصدیق سالخوردگان برازجان بر محدودهی مسجد دلگشا تا خیابان برق بهعنوان محله یا خِشِمِ گرمسیری، همچنان از منطقهی شرقی میدان گنجی بهعنوان محلهی گرمسیری یاد میشود تا جایی که حتی شهرداری برازجان را نیز دچار این غفلت نمودهاست!؟ جهت روشنشدن این موضوع، شایسته میدانم تا بخشی از کتاب در دست چاپ «فرجاله گرمسیرینژاد» باعنوان «از گرمسار تا برازجانِ دشتستان، تاریخ خویشاوندی گرمسیری» را آورده و موجبات اقدام فوری شهرداری برازجان را جهت رفع این سوءبرداشت که با نصب تابلو جنبهی رسمی نیز یافتهاست فراهم ساختهباشم.
«گرمسیریها، حسب پیشهی بازرگانی خود بهمنظور سهولت بارگیری و باراندازی و ورودوخروج آسان کاروان تجارتی به برازجان، همچنین بهمنظور دسترسی آسان به مراتع پایکوهی جهت تعلیف چهارپایان (وسیلهی تجارت)، مناطق حاشیهایتر برازجان را از سمت شمال «دِرِهی خِشِمی» (بلوار شریعتی امروزی) برای سکونت برگزیده بودند. انتخاب این نقاط از سوی خویشاوندی گرمسیری، نظر به دارابودن افراد و چهارپایان پُرشمار بهاقتضای امور بازرگانی، بهعلت وجود رشتهقنات در این امتداد و تضمین دسترسی به آب نیز بود.
محله یا خِشِم گرمسیری محدودهای مستطیلمانند را شامل است که طبق اماکن امروز، اضلاع فرضی آن را میتوان چنین بیان کرد: از گوشهی شمال شرقی چهارراه بازار به سمت شرق تا بازارچهی شهرداری؛ از این نقطه به سمت شمال تا کوچههای غربی خیابان برق؛ از این نقطه به سمت غرب تا خیابان بازار و از این نقطه به سمت جنوب تا چهارراه بازار.
طی دهههای پس از 1350 خورشیدی تا به امروز، همراه با دگرگونیهای جمعیتی برازجان و تحولات نسلی و همچنین همراه با دگرگونی محدودههای شهری آن، دربارهی اطلاق عنوان «محلهی گرمسیری» بر مناطق شهری برازجان تعارضاتی رخ داده است که نیازمند به توضیح مینماید.
در اوایل دههی 1350 خورشیدی، یکی از اعضای خویشاوندی گرمسیری کارخانهی تولید گچ خود را در پی پیشروی شهر به سمت شرق، از محدودهی خیابان فردوسی امروز به نقطهای بهطور کامل خارجی در حدّ نهایی ضلع شمالی برازجان انتقال داد. مکانی که امروزه در ضلع جنوبغربی میدان خروجی شهر به سمت شیراز قرار دارد و مجتمعی تجاریست.
کارگران این کارخانه بهطور عمده متشکل از خوشنشینهای[1] مهاجر از نواحی بندرعباس بودند که در زمینهای شرقی کارخانه و حاشیهی «دِرِهی چَه کُمتِری»، جایی که امروز کوچهها و خیابان آن «نواب صفوی» نامگذاری شدهاست، خانههایی جهت سکونت احداث کردند. این محدوده در حدّ فاصل بلوار فرهنگیان و بلوار جمهوری، از جنوب به «دِرِهی چَه کُمتِری» و از شمال به خیابان نواب صفوی ختم میشود.
بعلت خارجبودن این منطقه از محدودهی شهری در آن بُرههی زمانی، نامی از سوی شهرداری نداشت و مکان یا ساختمان شناختهشدهای نیز بهجز کارخانهی گچ گرمسیری در آن حوالی جهت نشانیدادن به ساکنین برازجان موجود نبود. از این رو، خوشنشینها در ارتباط اجتماعی با مردم برازجان طی آمدن به شهر، از آن محدوده با نام کارخانهی گرمسیری و بهطور غالب با عنوان «گرمسیری» یاد میکردند و برای نشانیدادن به وسایل نقلیهی عبوری جهت بازگشت به خانههای خود نیز از همین عنوان استفاده میبُردند.
با گذشت زمان اینگونه استفاده از کلمهی «گرمسیری» باعث القای این تصور در نسلهای جدیدتر شدهاست که محدودهی «دِرِهی چَه کُمتِری» (نواب صفوی امروزی) محلهی «گرمسیری» یعنی محل سکونت خانوارهای گرمسیری است درحالیکه آن محدوده تنها محل پیشه و کسب (کارخانه گچ) یکی از اعضای خویشاوندی گرمسیری بودهاست و نه محل سکونت این خویشاوندی؛ محله یا خِشِم گرمسیری همانگونه که قبلتر تبیین شد، محدودهای مستطیلمانند در شمال «دِرِهی خِشِمی» (بلوار شریعتی امروزی) بودهاست و تا به امروز نیز تعداد قابل ملاحظهای از خانوادههای خویشاوندی گرمسیری در همین محدوده سکونت دارند و سالخوردگان برازجان، همین محدودهی مستطیلمانند را بهعنوان محله یا خِشِم گرمسیری میشناسند.
بنابراین، محدودهی «دِرِهی چَه کُمتِری» (نواب صفوی امروزی) و مناطق پیرامونی آن، در هیچ دورهی تاریخی «محل سکونت» هیچکدام از خانوارهای خویشاوندی گرمسیری و یا «محلهی گرمسیری» نبودهاست.»
بنا بر موارد بیانشده، بایستهاست تابلوی «محلهی گرمسیری» در محل تاریخی و واقعی خود نصب گردد. محل دقیق نصب تابلو بهصلاحدید شورا و شهرداری برازجان میتواند در تقاطع خیابان ماحوزی با خیابان شریعتی یا در تقاطع کوچهی مسجد دلگشا با خیابان شریعتی باشد.
وحید گرمسیرینژاد
[1] اصطلاحی در جامعهشناسی روستایی است و ناظر بر کسانی است که در پی مهاجرت از روستا، در حاشیهی دیگر شهرها بمنظور کار غیر کشاورزی سکونت دارند اما عمدهی مایحتاج اساسی خود را همچنان ضمن رفتوآمد به روستای خود تهیه میکنند و رفتوآمد آنها به شهر، عمدتاً منحصر به تهیهی اقلام مصرفی است. این اصطلاح، متفاوت از حاشیهنشین است.