کد خبر: 173446 ، سرويس: یادداشت
تاريخ انتشار: 26 دي 1401 - 07:46
اختصاصی اتحادخبر؛
" شاه رفت "

اتحادخبر- احمد خواجه حسنی: اوامر مطاع ملوکانه با تیتر درشت، تاریخی و جاودانه ای که در روزنامه‌های عصر تهران به تاریخ ۲۶ دی ۵۷ و الحاق تصویری آرشیوی از شاه در بالای پلکان هواپیما و در پائین ترین نقطه از نظام سلطانی چاپ و منتشر شد، به فعل مفرد تنزل پیداکرد. سقوط شاه و سفر بی بازگشتش معلول عوامل متعددی است که پرداختن به آنها در این مقال...

احمد خواجه حسنی:


اوامر مطاع ملوکانه با تیتر درشت، تاریخی و جاودانه ای که در روزنامه‌های عصر تهران به تاریخ ۲۶ دی ۵۷ و الحاق تصویری آرشیوی از شاه در بالای پلکان هواپیما و در پائین ترین نقطه از نظام سلطانی چاپ و منتشر شد، به فعل مفرد تنزل پیداکرد.

سقوط شاه و سفر بی بازگشتش معلول عوامل متعددی است که پرداختن به آنها در این مقال نمی گنجد لیکن مخرج مشترک این عوامل را می توان در روش زمامداری شاه خلاصه کرد و چنین انگاشت که دوّمین شاه پهلوی مشخصاً در دهه ۵٠ از درک عریان حقایق بسیار عاجز بوده و فاصله عمیقی مابین تفکر شاه و واقعیات وجود داشت، در همین راستا عدم توجه به واقعیت ها و متعاقباً بی اعتنایی به افکار عمومی که بعضاً در کمین است تا گریبان گیر دیکتاتورها شود و یا با طولانی شدن دوران قدرت سراغی از سیاست مداران گیرد، شاه دیکتاتور و مستبد را ساقط و زمینه تغییر نظام سیاسی و انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران را پدید آورد تا ملّت سربلند ایران عزیز به سان پایان یافتن بیماری سخت وبا به خیابان ها ریخته و سرود شادی سر دهند.[۱]

در مورد انقلاب ۵۷ عبارت مشهوری وجود دارد بدین مضمون که مردم می دانستند که چه نمی خواهند ولی نمی دانستند که چه می خواهند! در همین باب به زعم نگارنده شاه می دانست که چه کار باید بکند ولی نمی دانست چه کار نباید بکند! لذا دلایل اوج‌گیری انقلاب و غلیان احساسات مردمی علیه سلطنت پهلوی از همین ندانم کاری های شاه نشأت گرفت.

محمد رضا شاه با تصورات خام و متوهمانه در این اندیشه بود که ایران را به سمت و سوی تمدن بزرگ راهبر شود (رؤیای تمدن بزرگ برای ایران امّا به قول مجله آلمانی اشپیگل پرشی بزرگ با پایی لنگ بود) شاه ولی ابرام داشت ایران را به عنوان چهارمین اقتصاد جهان بدل نماید در این بین امّا تایم شیت امورات را به نحوی هدایت کرد  که در روزهای آخر حضورش در ایران حیرت زده بپرسد که چرا مردم این همه درباره او ناسپاس شده اند!؟

به عنوان نمونه، شاه در فراری رو به جلو با اصرار بر انتشار مقاله ای توهین آمیز تحت عنوان "ایران و استعمار سرخ و سیاه" بر آن بود تا امام خمینی رضوان الله را از سر راه بردارد امّا به دلیل فقدان درک درست از واقعیت ها محاسباتش اشتباه از آب درآمده و انتشار مقاله نتیجه عکس داد که در نوع خود بسیار جذاب و قابل تأمل است و به یقین همین خطای بزرگ سبب تشدید سقوطش شد تا در حدود یک سال پس از چاپ مقاله ناچار به ترک کشور شود.[۲]

حمکرانی دستوری، خودکامگی و دخالت شخصی شاه در تصمیم گیری های کلان اقتصادی که در نیمه دوم دهه ۵٠ به دلایلی معلوم از جمله افزایش درآمد های نفتی به اوج رسیده بود موجبات سیاسی شدن سریع فضای جامعه را  فراهم کرده و با شدّت و حدّت بیشتری تداوم یافت...

 آورده اند که جناب مژلومیان یکی از مدیران سازمان برنامه و بودجه زیر گزارش تجدیدنظر برنامه پنجم که مطابق اوامر شخصی شاه تنظیم شده بود، شجاعانه نوشت: "این کارها را نکنید، از این کارها بوی خون می‌آید" ، این پول‌ها پا در می‌آورند، به خیابان می‌آیند،جهش یکباره اعتبارات و پاشیدن پول در جامعه، با بالا بردنِ انفجاری چشم‌داشت‌های مردم و ایجاد فسادِ اداری و اجتماعی منجر خواهد شد لیکن گوشی بدهکار این نظریات کارشناسانه نبود و شاه در پس فرست های ذهنش با اعمال سلیقه به دنبال تحقق رؤیای ایران مدرن بود.

هارتموت رزا جامعه شناس آلمانی معاصر  در کتاب "شتاب و بیگانگی" معتقد است که جامعه مدرن را می توان جامعه ای شتابان تعریف کرد،  شاه ایران امّا برای ساخت تمدن بزرگ و ایران مدرن با تأکید بر توسعه مصرف در جامعه ای توسعه نیافته چنین نشان داد که در منطق پیچیده توسعه و کاربست اصولی ابزارها و روش ها، مشکل عدیده دارد و رفت...

در پایان یادآوری جمله معروف محبوس سنت هلن (ناپلئون) خالی از فایده نیست؛
افسوس که من پی نبردم که در قلب مردم عوام الناس چه گنجینه ای از عواطف پاک و احساسات قابل تقدیر وجود دارد که اگر زمامداری بدان ها تکیه نماید حکومت یا سلطنت او تزلزل ناپذیر خواهد شد .

شاه این مهم را به درستی درک و وجدان نکرد امّا احساس خستگی کرد و به بهانه احتیاج به استراحت، سوداهای بلند پروازانه اش به یک تیتر بزرگ ختم شد، شاه رفت...

پ ن:
۱_ توصیفی که نشریه اشپیگل از خوشحالی و شعف آن روز (۲۶ دی ۵۷) مردم ایران به کار برد.
۲_ در این باره از داریوش همایون وزیر وقت اطلاعات نقل است، شاه در این مورد خطیر اذعان داشتند با انتشار این مقاله همان چیزی اتفاق می افتد که ما می خواهیم "دو تا سر وقتی به هم برخورد می کنند، سری که محکم تر است فقط اندکی درد خواهد گرفت ولی آن یکی متلاشی خواهد شد"!

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/173446