
اتحادخبر: تصور کنید با تمام وجود روی انجام تکالیف مدرسه یا یک بازی کامپیوتری تمرکز کردهاید و ناگهان کسی روی شانهی شما میزند. با وحشت از جا میپرید و فریاد میزنید: «نزدیک بود از ترس بمیرم!» هر چند آنچه گفتید یک عبارت مرسوم است، اما آیا به نظرتان حقیقت دارد؟ یعنی واقعاً ممکن است کسی بر اثر ترس بمیرد؟
اتحادخبر: تصور کنید با تمام وجود روی انجام تکالیف مدرسه یا یک بازی کامپیوتری تمرکز کردهاید و ناگهان کسی روی شانهی شما میزند. با وحشت از جا میپرید و فریاد میزنید: «نزدیک بود از ترس بمیرم!» هر چند آنچه گفتید یک عبارت مرسوم است، اما آیا به نظرتان حقیقت دارد؟ یعنی واقعاً ممکن است کسی بر اثر ترس بمیرد؟
دقیقاً همین اتفاق برای یک زن ۷۹ ساله در شارلوت، کارولینای شمالی رخ داد. یک سارق بانک پس از فرار از دست مأموران پلیس با شکستن پنجره منزل این زن خود را به درون خانه رساند تا در آنجا پنهان شود. اما با وجودی که حتی مرد به زن سالخورده حتی دست هم نزده بود، اما او بر اثر ترس بیش از حد دچار حمله قلبی شد و نهایتا درگذشت. یکی دیگر از احساسات قوی که ممکن است تأثیرات مشابهی داشته باشد شادی است.
در یک مورد دیگر از داستانهای باورنکردنی، مردی که برای تقریباً تمام عمرش گلف بازی میکرد، در حین یک بازی دستگرمی با یکی از دوستانش، چنان ضربهای به توپ گلف زد که توپ با عبور از تپهای از دید او و دوستش محو شد. آنها بعد از عبور از تپه به جایی که توپ رفته بود رسیدند و در کمال تعجب دیدند توپ وارد سوراخ شده است. این بازیکن گلف که واقعاً هیجانزده شده بود، رو به دوستش کرد و گفت: «باورم نمیشود توپ را داخل سوراخ انداختم. الان است که بمیرم!» چند لحظه بعد او واقعاً مُرد.