
اتحادخبر-احمد خواجهحسنی: امروز، توییتی منتسب به ضرغامی وزیر میراث فرهنگی دریافت کردم بدین مضمون که؛ دیروز از شادی زنان و دختران جوان در استادیوم آزادی لذت بردم. تولید شادی و دلخوشی چقدر راحت است!مفروض بر اینکه این رشته توئیت برای خالی نبودن عریضه نباشد، مزید امتنان است که بالأخره حق جداییناپذیر انسان توسط یک مسؤل به رسمیت شناخته شد
احمد خواجهحسنی :
امروز، توییتی منتسب به ضرغامی وزیر میراث فرهنگی دریافت کردم بدین مضمون که؛ دیروز از شادی زنان و دختران جوان در استادیوم آزادی لذت بردم.
تولید شادی و دلخوشی چقدر راحت است!
مفروض بر اینکه این رشته توئیت برای خالی نبودن عریضه نباشد، مزید امتنان است که بالأخره حق جداییناپذیر انسان توسط یک مسؤل به رسمیت شناخته شد !!!
تقاضا دارم همین دو جملهی کوتاه را نوشته و در اولین نشست هیئت دولت در کنار وزیر ورزش جلوس کرده و با پایِشِ زیر چشمی حضرات، بی سر و صدا این نوشته را به جنابشان تحویل نمایند، بلکه با خواندن این دو جمله از هم قطارش، کمی تا قسمتی خاطر جمع گردند بهجت و شادمانی زنان حق مسلم اینان است. لذا از شادی و نشاط اجتماعی هراسی به دل راه نداده و تردید نداشته باشند بیتوجهی به نشاط زنان، جامعه را با شکست مواجه میکند.
مستدعی است پس از مطالعه دست نوشته را به طریقی که باعث جلب توجه دیگران نشود تا مبادا از نشاط اجتماعی گفتن به تریج قبایشان بر بخورد، به وزیر آموزش و پرورش تقدیم نمایند بدین امید که با مشاهده و خوانش این دو سطر، بیشتر ملتفت گردند، نوآموز هفت سالهای که سال های ابتدایی زندگی را در ترس و دلهره از جدال بر سر نمره سپری کند، شور وشوق زیستن او نابود خواهد شد، پس بایسته مینماید ادامه وضعیت ملالت آور و کسالت بار مدارس را متوقف کرده و با درک عمیقِ مهمترین رکن نظام آموزش و پرورش، افزایش شادی و نشاط را در اولویت امور دستگاه تعلیم و تربیت قرار دهند.
ایشان نیز آهسته و زیر میزی بدون اینکه نظم جلسه را برهم زند، متن کوتاه را فیالمجلس به وزیر کشور برسانند،امید آنکه تلنگری باشد و به یاد آورند در برهه ای که با جامعهای تکیده و چروکیده، منبعث از هزار و یک شب مصائب کلان، مردمِ درمانده اشکشان دم مشکشان است و از «زیست نرمال اجتماعی» بازماندهاند، با کاربست ترویج و ارتقاء فرهنگ امید و نشاط در جامعه از میزان جرائم بکاهند، و بی گفت و گو بپذیرند، شهروندانی شاد به فعل و انفعالات خشونت بار روی نخواهند آورد، با این تفاسیر، بالا غیرتاً عطای لغو کنسرتها را به لقایش بخشیده و با اتخاذ رویکردی شادمان محور، تدبیری نو چاره کنند.
بفرمائید، بدون اینکه از روی صندلی تکان بخورند و جار و جیر مرسوم صندلی ها را به درآورند، برگه را با انگشت اشاره از روی میز سُرانده، به وزیر فرهنگ و ارشاد برسانید.
علیالقاعده میبایست اهل مطالعه باشند و با خواندن این دو جمله یحتمل به یاد کتاب «چنين گفت زرتشتِ» #نیچه خواهند افتاد مشخصاً آنجا که آوردهاند: «انسان از آغاز وجود، خود را بسی کم شاد کرده است، برادران، گناه نخستین همین است و همین. هرچه بیشتر خود را شاد کنیم، آزردن دیگران و در اندیشهی آزار بودن را بیشتر از یاد میبریم...»
اگر سایر اعضای هیئت دولت از چرایی این پچ پچک ها و بغلی بگیر بده بغلی سؤال کردند، همین سیاهه نوشت کوتاه امّا پر مغز را دستشان داده و دستِ آخر با کسب اجازه از حضار، این بریده از پیام دکتر مصدق به جهان پهلوان تختی را با صدایی رسا چنین قرائت کنید؛
«این مردمِ پاک لایق بهترین شادیها هستند و عموماً بدترین غصهها نصیبشان میشود. گویی این تقدیرِ محتوم ملت شریفمان است. تقدیرِ سیاهی که اراده ملیمان را سست و ناامیدی را بر کشورمان مسلط کرده.»