
اتحادخبر-دکتر علیرضا حسن زاده: عاشق ایران است و قلبش به عشق سرزمینی میتپد که خاستگاه اندیشه و فرهنگی تابناک بوده است. از پی زمان گمشده، فانوس خرد برافروخته است و در هزارتوی تاریخ به جستوجوی ستارگان پرفروغی میرود، که از یاد رفتهاند. در این آسمان چه ستارهها که پشت ابرهای روزگار پنهان مانده است. با هر کتاب و مقاله پنجرهای را رو به...
دکتر علیرضا حسن زاده:
عاشق ایران است و قلبش به عشق سرزمینی میتپد که خاستگاه اندیشه و فرهنگی تابناک بوده است. از پی زمان گمشده، فانوس خرد برافروخته است و در هزارتوی تاریخ به جستوجوی ستارگان پرفروغی میرود، که از یاد رفتهاند. در این آسمان چه ستارهها که پشت ابرهای روزگار پنهان مانده است. با هر کتاب و مقاله پنجرهای را رو به آسمانی میگشاید که دور از نگاه خسته ماست. افقی پهناور که تنها سیمرغ واژهها به بلندای روشناش راه دارد. زمان چون غبار است و مسیر تماشا پیوسته در گرد و خاک فراموشی فرو میرود. قرنهای فراموش شده چون غبار بر کتابی نشستهاند که هر ورق از آن رازی بزرگ را در خود پنهان داشته است. داریوش اکبرزاده غبار از این کتاب بزرگ میزداید و از ایران میگوید، ایرانی که خاستگاه اندیشه، فرهنگ، اخلاق و آزادگی است. آیینهای پیش روی ما مینهد که روشنایی خورشید را باز میتاباند، خورشیدی که سرچشمهی زندگی و نفی و انکار مرگ و نیستی است. زیر لب با خداوندگار سخن، فردوسی بزرگ زمزمه میکند: «چو ایران نباشد تن من مباد» و دگر بار با نظامی گنجوی پدر قصههای پریان ایرانی همدم میشود که «همه عالم تن است و ایران دل».
این راه دشوار برای مسافر عاشق ما که یاد و عشق وطن در دل او لبریز است، از مرزهای امروز این سرزمین کهن میگذرد. رد پای فرهنگ و تمدن ایرانی تا دورترین سرزمینها میگسترد، هند، شرق دور (کره جنوبی و غیره) و... . و این مسافر عاشق بیآنکه خسته شود و از راه بازماند به دنبال ردپای روشن و اهورایی فرهنگ و تمدن ایرانی در هر سوی این جهان بزرگ است.
داریوش اکبرزاده میداند که این راه سخت و دشوار را تنها به پوزار عشق میتوان پیمود و دروازه قلعهای چنین پرشکوه و هوشربا تنها به شاه کلید عشق گشوده خواهد شد. حافظ بزرگ میفرماید:
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وان که این کار ندانست در انکار بماند
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی
شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند
در سرزمین کهن ایران از کوروش تا حافظ جستوجوی رودخانه مواج و زلال فرهنگ و تمدن ایرانی از پی قرنهای طولانی به یاری سختکوشی مردان عرصه علم و دانش چون دکتر داریوش اکبرزاده ممکن خواهد شد. این اقیانوس ژرف مرواریدهای بسیار دارد و تنها غواصانی عاشق و آگاه به ژرفای آن راه دارند.
داریوش اکبرزاده با دلی عاشق و خردی بیدار در اعماق این اقیانوس غوطه خورده است و راوی روشنایی ستارگان ابرمنظومه فرهنگ و تمدن ایرانی است.
غبار عادت پیوسته در مسیر تماشاست (سهراب سپهری).
* عضو هیأت علمی و رییس پژوهشکده مردم شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری