
اتحادخبر-لیلا انبارکی:مسئله جمعیت مسئله بنیادین در امر سیاستگذاری و آینده نگری است که همواره مورد توجه و دغدغه دولت ها بوده است، بطوریکه پیوسته تمامی دولتها برای تحت کنترل داشتن رشد جمعیت تلاش می کنند.ناتالیست ها یا حامیان افزایش جمعیت معتقدند افزایش سریع جمعیت نه تنها مشکلات اقتصادی و گرفتاریهای اجتماعی بوجود نمی آورد بلکه...
* لیلا انبارکی:
مسئله جمعیت مسئله بنیادین در امر سیاستگذاری و آینده نگری است که همواره مورد توجه و دغدغه دولت ها بوده است، بطوریکه پیوسته تمامی دولتها برای تحت کنترل داشتن رشد جمعیت تلاش می کنند.
ناتالیست ها یا حامیان افزایش جمعیت معتقدند افزایش سریع جمعیت نه تنها مشکلات اقتصادی و گرفتاریهای اجتماعی بوجود نمی آورد بلکه ازدیاد جمعیت در نیرومندی قدرت نظامی و اقتصادی کشور نقش مهمی ایفا می کند.
به گفته اقتصاددانان کشورهای در حال توسعه هرچقدر رشد جمعیت بیشتر شود، درجه تخصصی سازی ملت ها افزایش پیدا می کند، بطوریکه پیشرفت بسیار سریعتری را امکان پذیر می سازد و احتمال کشف افراد نخبه کشور را بیشتر می کند.
برهمین اساس کشورها، سعی و تلاش مضاعفی پیرامون سیاستهای نوآوری نمودند تا بتوانند جمعیت کشور خود را طبق آینده نگری طولانی مدت و بسیار مدبرانه هدایت کنند و با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، شاهد افزایش و رشد جمعیت حساب شده ایی در کشورهایشان باشند.
ایران بعد از وقوع انقلاب اسلامی ورشد بیش از حد جمعیت کشور در یک برهه زمانی در سال 1368 به دلیل نیاز به فرصت برای ترمیم بعد از جنگ، سیاست کنترل جمعیت در پیش گرفت و با تدابیر خاص و ویژه و اقدامات گسترده وزارت بهداشت، موضوع کاهش جمعیت و کنترل جمعیت در برنامه اول توسعه کشور به صراحت هدف گذاری شد .
همه ما جمله فرزند کمتر، زندگی بهتر را بر روی پوسترهای رنگی در بیمارستانها ، مراکز بهداشتی ، مکان های عمومی و ..... به خوبی به یاد داریم. نتایج مثبت این اقدامات در آن دوران به گونه ای بود که دولت پس از 5 سال از سیاستگذاری این طرح، شاهد کنترل شدید جمعیت بود و بدون آینده نگری جمعیتی، لایحه ای دائمی برای سیاستگذاری در راستای کاهش جمعیت در سال 1372 در مجلس شورای اسلامی تصویب شد که تنبیهات سختگیرانه ای برای خانواده 4 فرزند و بیشتر تعریف نمود.
ایران متاسفانه در امر سیاست کنترل جمعیت چنان وارد شده است که از دیگران خصوصا کشورهای غربی پیشی گرفته و در بین کشورهای خاورمیانه نیز به گونه ایی موفق بوده است که اکنون زنگ خطر را شنیده و حیران و درمانده است و به خوبی می داند اگر نتواند سیاستگذاری مطلوبی پیرامون رشد جمعیت در کشور ارائه کند در بعد اقتصادی، بخش عظیمی از درآمدها و سرمایه های کشور در سالهای آینده باید به بازنشسته ها و مستمری بگیران تعلق گیرد.
کودکان خردسال آن دوران که حال جوانان امروزی ما هستند همان جمله کوتاه و پرمعنا به گونه ای در ذهنهایشان نقش بسته است که نیازمند سیاستگذاریهای اصولی و ایده های بسیارجدید و نو می طلبد تا بتواند به عنوان یک پاک کننده قوی آن جمله را در ذهن ها پاک کند.
اکنون که ایران در آستانه رشد منفی جمعیت است، دولتمردان باید به فکر چاره بوده و سیاست کنترل جمعیت بین اقشار جامعه را ترمیم کنند که از مهمترین این سیاستها، بهبود شرایط زندگی مردم است و ایجاد اعتمادسازی جوانان از فراهم نمودن شرایط مطلوب زندگی فرزندانشان در این آب و خاک است.
اگر سیری کوتاه و گذرا به سایر کشورها در دهه های اخیر پیرامون سیاستهای تشویقی افزایش جمعیت داشته باشیم، شاهد اولویت مسائل اقتصادی زوج های جوان و تامین و حمایت شدید مالی دولت ها از فرزندانی می باشیم که پا به عرصه زندگی می نهد.
علیرغم اینکه در سالهای اخیر در کشورمان نیز تلاشهای زیادی پیرامون این موضوع انجام شد، اما کماکان شاهد سیر نزولی فرزند آوری می باشیم.
در ابتدا باید به یقین برسیم آیا آمادگی رشد جمعیت را داریم و توانسته ایم بستر اعتمادسازی تامین آینده فرزندان در خانواده ها را فراهم کنیم؟
آیا در صورت افزایش جمعیت در ایران که هر نفر از آنان به خودی خود یک منبع گرانبهای ثروت و سرچشمه نیروی تولید تازه است، شالوده اجتماعی را برای رشد استعدادها و قدرت استفاده از چنین نیرویی فراهم کرده ایم؟
قطعا اگر تشکیلات اجتماعی سیاسی و اقتصادی بر شالوده های اجتماعی نامناسب و پوسیده قرار بگیرد این ثروت ارزشمند به شکل انسان گرسنه ایی تجلی می یابد و علی رغم نگاه مثبت اندیشانه عواقب نامطلوبی را به همراه دارد، همین امر موجب گردیده خانواده ها، خصوصا مادران نگران از آینده فرزندانشان دچار تشویش و دودلی شوند.
هرچند تلاش کرده ایم شرایط تشکیل زندگی و شروع زندگی زوج های جوان را تسهیل کنیم اما خوب می دانیم زوجی که زندگی خود را به سختی شروع کرده است آیا آمادگی فرد جدیدی در خانواده دارد؟ در صورتیکه سالها باید دغدغه پرداخت اقساط و وام هایی داشته باشد که برای شروع زندگی خود متحمل شده است، بنابراین سعی می کند در سالهای اولیه، دغدغه جدیدی از جمله فرزندآوری را کنترل کند که همین امر موجب بالا رفتن شرایط سنی زوج های جوان گردیده و ترجیح می دهند اندک آرامشی را نیز که در کناریکدیگر احساس می کنند با شروع مشکلات جدید و احساس مسئولیت جدیدی چون نقش پدری و مادری از بین نبرند.
اینجاست که سرچشمه تمامی این نگرانی ها احساس کمبود واژه امید در مردان و بانوانی است که با عشق و علاقه زندگی خود را شروع کرده اند. جالب است دولت در نشست های تخصصی و اتاق فکرها و کمیسیون های فرهنگی بدنبال سیاست های تشویقی چندفرزندی خانواده هاست در صورتیکه مردان و بانوان جوان ما در حال حاضر نا امید از تولد یک فرزند در خانواده هستند و اگر شرایط زندگی بسیار مطلوب احساس کردند، نهایتا به تک فرزندی تن میدهند و بس.
بدنیست دولت سری به میانگین تعداد فرزندان در خانواده ها بزند و افکار خوشبینانه خود را در مورد فرزند سوم و چهارم کناربگذارد و سیاستگذاری جدیدی همراه با نور امید ارائه نماید که اگر همین نور امید و آرامش در بانوی خانواده بتابد می تواند سمت و سیاق دیگر اعضای خانواده نیز به همان سو ببرد.
خوب میدانیم اگر یک بانو، حمایت روحی و روانی نشود، نمی تواند پذیرای فرزندی در خانواده باشد. هرچند که عشق و علاقه و در آغوش گرفتن فرزند در بانوان بسیار شیرین و لذت بخش می باشد اما شرایط و حلقه سخت اقتصادی خانواده موجب گردیده، بانوان بسیار نا امید، خود را از داشتن چنین موهبتی محروم کنند که همین امر به گفته روانشناسان از اساسی ترین موضوع نگرانی تحکم خانواده هاست.
بانویی که از لحظه تصمیم تولد فرزند دچار نگرانی و اضطراب می شود آیا مورد حمایت روحی و روانی دولت از زمان تشکیل جنین می شود؟ آیا جامعه، بستری برای ایجاد آرامش مادران در دوران بارداری فراهم نموده است؟
اگر حال بانوی بارداری را بپرسیم خوب میدانیم که چقدر از سایر کشورها و سیاستگذاریهای اندیشمندانه آنان عقبیم و آن موقع است که پی میبریم چرا خانواده ها نهایتا به یک فرزند اکتفا نموده اند.
ادامه دارد...
لیلا انبارکی
دکتری سیاستگذاری