
اتحادخبر-محمد کریم عباسی: مرحوم حاج محمد نبی مهاجری هم در زمان حیاتش مورد علاقه و احترام مردم بود و هم در زمان مماتش، مردم جز به نیکی از او یاد نمیکنند. او مصداق این عبارت است که: «خدایا ما جز خیر و خوبی از او سراغ نداریم و البته تو به او از ما داناتری». قبل از هر مطلبی از روش نیکوی ویژه نامه نوروزی اتحاد جنوب برای نکوداشت بزرگان و چهره های ماندگار...
محمد کریم عباسی:
اِنّ الّذینَ ءامَنوا و عَمِلوا الصّالحاتِ سَیَجعَلُ لَهمُ الرّحمنُ وُدّا (سوره مریم/آیه 96 ) » بیگمان کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، خداوند مهربان برای آنها محبتی [در دلها] قرار خواهد داد.« از آیه می فهمیم که ایمان و عمل صالح موجب میشود تا روح، فکر، زبان و عمل انسان مومن چنان پاک و پیراسته گردد که نه تنها تا حیات دارد محبوب مردم باشد بلکه پس از مرگ نیز به نیکی از او یاد کنند. براستی که مرحوم حاج محمد نبی مهاجری نیز چنین بود. هم در زمان حیاتش مورد علاقه و احترام مردم بود و هم در زمان مماتش، مردم جز به نیکی از او یاد نمیکنند. او مصداق این عبارت است که: «خدایا ما جز خیر و خوبی از او سراغ نداریم و البته تو به او از ما داناتری». قبل از هر مطلبی از روش نیکوی ویژه نامه نوروزی اتحاد جنوب برای نکوداشت بزرگان و چهره های ماندگار دشتستان تشکر میکنم، باشد که این قدم بزرگ هم موجب توسعه ارزش های اخلاقی، علمی، هنری و... شود، هم باعث تکریم علم و هنر و مکارم اخلاقی باشد، هم سبب معرفی و ارائه الگوهای سازنده برای نسل فعلی و آیندگان گردد و همینطور زنده نگه دارد نام و یاد افراد شایسته این آب و خاک را. در همین راستا، یاد نمودن از آقای حاج محمد نبی مهاجری کاری بس ارزشمند و ستودنی است که در این نوشتار به ذکر برخی از ویژگیها و توانمندیهای او میپردازیم. باشد که موجب شادی روح او و رضایت خدا شود و مفید واقع گردد.
در همسایگی مسجد قلعه برازجان [مسجد صاحب الزمان(عج)] پارسا مردی عصا بدست میزیست. او مردی خردمند و خیراندیش، با اخلاص و بی ریا، صادق و ساده زیست، مهربان و مشفق، خوش رو و خوش برخورد، شوخ طبع و شیرین کلام و اهل عفو و گذشت بود، شعر میگفت و شاعر بود، طب سنتی میدانست و دوا و درمان میکرد. خدایش رحمت کند، بی آزار بود، آرامش داشت و باوقار و متانت گام برمیداشت. او را بیشتر در سه گذرگاه در رفت و آمد می دیدیم: یکی منزل و مسجد، دیگری منزل و مغازه عطاری [در بازار سرپوشیده جنوبی برازجان] و سوم در مسیر منزل خویش و منزل حاج شیخ رضا ذاکری و دیگر دوستانش. چهره زاهد و عابد او انسان را به یاد آیات اول سوره مؤمنون می انداخت. آنجا که خداوند دارا بودن چند ویژگی را موجب رشد و رستگاری اهل ایمان میداند. « مؤمنان رستگار شدند - همان کسانی که در نمازشان خشوع دارند - و آنان که از بیهوده رویگردانند - و همان کسانی که زکات میپردازند - و آنان که دامان خود را [ازگناه ] حفظ می کنند.». حقیقتا این انسان خداترس در نمازش خشوع داشت، اهل حرف و کار بیهوده نبود، به آنچه موجب رشد و تعالی بود می اندیشید و عمل میکرد، سخت از گناه و نافرمانی خدا، هراس داشت و مراعات آنچه خداوند نهی کرده بود، می نمود. با قرآن مأنوس بود و حق استادی بر برخی افراد از جمله مرحوم حاج شیخ رضا ذاکری در آموزش قرآن و معارف دینی داشت تا جایی که آقای ذاکری خودش در مجلس ترحیم مرحوم مهاجری میگوید: من مدیون حاج محمد نبی مهاجری هستم. (به نقل از حاج علی رضا مهاجری( در قرآن صفاتی چون عابد بودن، بسیار به یاد خدا بودن، تقوا پیشگی و خردمندی و دوری از بخل، از ویژگیهای رستگاران است که بی اغراق آقای مهاجری از این صفات بهره مند بود. از ایشان اشعار فراوانی بجا مانده که چند نمونه ذکر می گردد.
الف: در حکمت گیاهان - دو بیت از اشعار ایشان درباره گیاهان دارویی: هر گیاه و هر نبات و هر شجر
غرق در حکمت بود از پا و سر
هر یکی از بهر درمان آمده
خوردنش دارد هزاران فایده
ب: در اخلاقیات و اجتماعیات - از ابیاتی که می توان این نام را برآنان نهاد (ناگفته نماند که خود آقای مهاجری عنوانی برای این اشعار انتخاب نکرده.( صفحه ای با این بیت آغاز می شود:
یک شبی تنها بُدَم با حالت افسردگی
این تذکر را نوشتم با کمال سادگی
و با این بیت به پایان میرسد:
هر چه بینی ای مهاجر در جهان دارد حساب
هر که راضی شد ز حق گردد دو عالم کامیاب
و طی ابیاتی دیگر نیز به معرفی برخی رذایل و فضایل اخلاقی می پردازد:
چهار خصلت از نشان احمق است
کبر و جهل و بخل و حرص مطلق است
و در ادامه این ابیات را می سراید:
خُلق نیکو به بود از سیم و زر / میکند تسخیر قلب هر بشر
خاطرات:
آموزش تلفظ صحیح کلمات:
در جلساتی که در منازل، برای تلاوت قرآن و کتاب خوانی تشکیل میشد. ایشان و حاج شیخ رضا ذاکری و برخی افراد دیگر حضور داشتند. وقتی که خواننده کتاب یا آیات قرآن، کلمه ای را غلط تلفظ میکرد به او نمیگفتند این کلمه را غلط خواندی بلکه خودشان ضمن تلفظ صحیح آن کلمه، میگفتند این کلمه را دوباره بخوان.
خاطراتی به نقل از حاج علی رضا مهاجری فرزند حاج محمد نبی مهاجری:
عفو و گذشت:
روزی با پدر به طرف منزل میرفتیم کسی که بارها پدر را با حرفها و کارهایش آزرده و حقوقی از او را ضایع کرده بود، در راه دیدیم. در حالی که تصور نمی کردم به خاطر تعدی و زورگوییهایش پدر به او روی خوش نشان دهد پدرم برایش دست بلند کرد با او سلام و احوالپرسی نمود. ناگهان آن فرد، طلبکارانه و با تکبر گفت: خدایا من حاج محمد نبی را بخشیدم تو هم او را ببخش. من از این حرف و پر رویی او بسیار ناراحت شدم و میخواستم جوابش را به تندی بدهم ولی پدر با آرامش و متانت خاصی به او گفت: من هم تو را بخشیدم.
درمان سودا (اگزما):
این بیماری دو نوع دارد نوعی خشک و نوع تر. مادرم دچار سودا از نوع تر آن شده بود به دکترهایی در بوشهر و شیراز مراجعه کرده بود اما درمان نشده بود پزشکان میگفتند او جذام گرفته و درمان نمیشود ولی پدرم با هوشیاری و تجربیاتی که داشت شروع به ساختن پمادی نمود که مادرم روزی دوبار به صورت خود میمالید. مدتی بعد بیماری با استفاده از داروی تجویزی پدر، کامل شفا یافت و هیچ اثری از بیماری باقی نماند.
درمان سکسکه:
شخصی به پدر مراجعه میکند و میگوید دچار سکسکه شده ام چند جا رفته ام و نتوانسته اند مشکلم حل کنند. پدرم به او می گوید برو یک کیلو شوید بگیر، آن را بکوب و آب حاصل از آن را بخور، به این ترتیب سکسکه برطرف میشود. ایشان همین کار را می کند و خوب میشود چند روز بعد ضمن تقدیر و تشکر از پدر پول و هدیه ای برای او می آورد که پدر آنها را نمی پذیرد و تنها توصیه می کند فقط سپاسگزار خداوند باشید. در پایان ضمن گرامی داشت نام و یاد این مرد بزرگوار، علو درجات او را از خداوند درخواست نموده و امیدواریم خداوند او را با ابرار و عابدان و با محمد و آل محمد محشور بفرماید.