
اتحادخبر-راضیه عقیلی مهر:«روزنامهی مظفری بوشهر» که در آن به بررسی وضعیت زنان جهان و ایران پیش از مشروطیت پرداخته است، تجربهی تاریخی دیگری از تلاش و پژوهش مورخ بوشهری، «سیدقاسم یاحسینی» است که در ادامهی کوششهای وی برای معرفی و آگاهی دادن از ظرفیتهای تاریخی و مهجورماندهی زنان ایران در میان تاریخ مردسالاری به رشتهی تحریر...
راضیه عقیلی مهر:
«روزنامهی مظفری بوشهر» که در آن به بررسی وضعیت زنان جهان و ایران پیش از مشروطیت پرداخته است، تجربهی تاریخی دیگری از تلاش و پژوهش مورخ بوشهری، «سیدقاسم یاحسینی» است که در ادامهی کوششهای وی برای معرفی و آگاهی دادن از ظرفیتهای تاریخی و مهجورماندهی زنان ایران در میان تاریخ مردسالاری به رشتهی تحریر درآمده است. پژوهشی که تلاش مردان نیکاندیشی را در کنار زنان پیشرو به تصویر میکشد که «کدورتِ تاریخ مذکر» را کنار زدهاند و تلاششان را برای پیشرفت و آگاهی زنان جامعهی خود بهکار بستهاند.
«نبود اسناد و مدارک کافی» و «عدم اطلاع از ابعاد جنبش» از جمله عواملی است که موجب شده تا بیشتر مطالعات در مورد تاریخ جنبش زنان در ایران از سالهای انقلاب مشروطه به بعد باشد و قبل از تاریخ مشروطه «کمتر مطالعهی موردی و همه جانبه» انجام شده است. هر چند هدف اصلی این پژوهشگر توجه به فعالیت روزنامهی مظفری به موضوع زنان پیش از انقلاب مشروطیت در ایران و بوشهر بوده است، اما ایشان در این کتاب به موضوع زن و روزنامهنگاری در ایران و انعکاس موضوعات مربوط به زنان در نشریات بعد از انقلاب مشروطه نیز پرداخته است. روزنامهی «مظفری» یکی از نشریاتی است که در سال 1319 هـ.ق(1900م) پیش از مشروطه در بندر بوشهر چاپ و منتشر شد. این روزنامه تا سال 1330 هـ.ق پس از انقلاب مشروطیت «با افت و خیزهای بسیار» به فعالیت خود ادامه داد و در آن به موضوع زنان و پیشرفت آنان در قالب خبر، مقاله و داستانوارهها پرداخت.
نویسنده در معرفی مدیر روزنامهی مظفری گفته است که «لبیبالملک مظفری» روزنامهنگاری «روشنفکر»، «میهن دوست» و «مخالف سیاست انگلستان» در جنوب ایران بود و میکوشید که با توجه به نیازها و مطالبات دنیای مدرن بر اساس «موازین اسلامی» و «حساسیتهای فرهنگی و مذهبی» جامعه حرکت کند که نشانهای از عملکرد حرفهای وی در مسیر آگاهیبخشی بود. این مرد خوشفکر، آگاه بود که «فکر و سنت» موجود در جامعهاش، «کمترین توجهی به زنان» ندارد و اکثریت زنان جامعهی آن روز نه تنها «سواد نداشتند بلکه از کوچکترین حقوق شخصی و اجتماعی محروم بودند.» با اینحال میدانست که هر گونه اعتراض مستقیم به شرایط موجود زنان در ایران، مشکلاتی برای ادامهی فعالیت روزنامه نگاریاش ایجاد خواهد کرد. از این رو با ترجمهی اخبار و مقالات دیگر زنان دنیا بهویژه زنان «آمریکایی، اروپایی، آسیایی، و حتی زنان مسلمان قفقاز و عثمانی (ترکیه)» و چاپ آن در روزنامه، مخاطبان خود را از وضعیت زنان دیگر نقاط دنیا آگاه کرده و با این شیوهی «مقایسه ای، تطبیقی»، زنان ایرانی و البته بوشهری را بهنحو ممکن نسبت به وضعیتشان آشنا میساخت.

به اعتقاد مؤلف «روزنامهی مظفری در زمینهی آگاهی بخشی به زنان بوشهری و ترسیم وضعیت مطلوبی از زنان در زمینههای آزادی، حق کار در خارج از خانه، تجارت و مالکیت بر اموال، فعالیت اجتماعی و کارهای خیریه و همچنین وضعیت آموزش، روزنامهنگاری، کسب علوم و زبانهای مختلف و ... در میان روزنامهنگاران ایران، یکی از پیشگامان و پیشتازان است.»
یاحسینی در این کتاب تأکید میکند که مقالات روزنامهی مظفری چنان «روشنگر» بودند که تأثیرات شگفتی را در ایجاد جنبش زنان ایران قبل و بعد از مشروطه ایجاد کردند. در حقیقت «چهار سال بعد از پیروزی انقلاب مشروطه»، این مقالات زمینهساز فعالیت روزنامه نگاری زنان و «انتشار نشریاتی، خاص زنان» بود که سردبیریشان را نیز زنان عهدهدار بودند. از جمله نشریه ی «زبان زنان» به صاحب امتیازی و سردبیری «صدیقه دولت آبادی»، «نخستین نشریهی خاص زنان» «در سال 1298 شمسی» که با سردبیری یک زن اداره میشد. «ظاهراً» نخستین نشریات اختصاصی بانوان در ایران دو نشریهی «دانش» و «شکوفه» می باشند که «به ترتیب در سال های 1328 و 1330 هـ.ق در تهران چاپ و منتشر شده اند.»
یاحسینی در معرفی کتاب خود آورده است: «از رهگذر این مطالعه میتوان بندر بوشهر را بهعنوان دروازهی ورود مدرنیته از طریق شبه جزیرهی هند بازشناخت. از این رو و از همین طریق نیز مفاهیم و مباحثی نظیر موضوعات زنان از نشریات پیشروی همسایگان جنوب و نشریات عربی چاپ مصر وارد فضای فرهنگی بندر بوشهر شده است. همین خود نشانگر این است که چگونه متفکران و روزنامه نگاران فعال در بوشهر در همجواری با آگاهیهای جدید قرار گرفتهاند و به نوبهی خود سعی بر روشنگری مردم داشتند.»