کد خبر: 137492 ، سرويس: طنز تلخند
تاريخ انتشار: 12 آبان 1399 - 12:00
طنز اختصاصی اتحاد خبر/جاروف
شعر طنز محلی/ مرغ های فراری

اتحادخبر-معماری برازجانی:قربان ِ  بال و تاجت ای مرغک فراری /تا آسمان برفتی با قیمتی که داری/دانی کجا رسیده قیمت و ارزش تو؟ /ساعت به ساعتی و وابسته ی دلاری/با نرخ تازه ی خود رفتی تو ای عزیزم /تنها بمانده ام من در عالم نداری...

معماری برازجانی:

قربان ِ  بال و تاجت ای مرغک فراری
تا آسمان برفتی با قیمتی که داری

دانی کجا رسیده قیمت و ارزش تو؟
ساعت به ساعتی و وابسته ی دلاری

با نرخ تازه ی خود رفتی تو ای عزیزم
تنها بمانده ام من در عالم نداری

هر قسمت ِ ‌ وجودت با ارزش و طلایی
در سفره ی خرابم  آرامش و قراری

ای جوجه مرغ عاشق در زیر بال مادر
بر خود ببال و حظ کن ای نوگل بهاری

روزی رسد که جانت گردد فدای لذت
فرزند آدم است و قدرت و سفره داری

افتاده شیب نکبت در راه روزی ما
بشکسته استخوانها در زیر چرخ گاری

با گوش خود شنیدم مرغی به شوهرش گفت
من برترم عزیزم باید دهی سواری

بگذشته روزگارت ای خوش صدای مغرور
باید کنی سحر ها بی من فقط هواری

این آخرت نباشد در گیر و دار بازار
مردی بیا عمل کن ای تاجر ِ شعاری

باید که دست همت در کار خود ببندی
هرگز نکرده سودی آدم به هر قماری

با این زبان الکن ما را ببخش ای دوست
هرگز نخوانده گنجشک مانند یک قناری

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/137492