کد خبر: 134681 ، سرويس: استان بوشهر
تاريخ انتشار: 18 شهريور 1399 - 17:14
محمد جواد فخرایی؛ پژوهشگری خستگی ناپذیر

اتحادخبر-اسماعیل آریا:  برای جوادعزیز هر قطعه ای ازخاک دشتستان ،جواهری ناب بود،او بااین عشق وجب به وجب این خاک کهن را درمی نوردید،وباتمام وجودش به ذره ذره خاک، کوه، دره، آب، شوره زار و نقطه به نقطه کهن بوم دشتستان عشق می ورزید،ومن شک ندارم اعتلای نام دشتستان وخان بزرگ شهید غضنفر،مدیون ومرهون تلاش این عزیز سفرکرده است...

اتحادخبر: زنده یاد محمد جواد فخرایی تاریخ پژوه و نویسنده برازجانی یکشنبه 9شهریور ماه 99 براثر ابتلا به "بیماری کرونا" در گذشت. او افتخاری بود برای دشتستان (در گذر تاریخ)... اتحاد خبر به مناسبت در گذشت این فرهنگی فرهیخته نظر برخی دوستان و صاحب نظران را پیرامون ایشان جویا شده است:


 اسماعیل آریا:

۱ ـ ارتباط استاد فخرایی به تاریخ و علاقه ایشان به  دشتستان چگونه بود ؟

انسان اگر کاری را به عنوان شغل انتخاب نماید،به هرحال خسته میشود،اگر برای منفعت مادی تلاش کند،درنهایت اشباع می شود،تنها موردی یک فرد، خستگی احساس نمیکند ،بلکه تاپای جان هم می ایستد،واگر جانش را هم برسر این راه بگذارد،عشق است وعاشق خستگی نمی شناسد،تاسرحد ازپای درآمدن ،،، وفخرائی بزرگ عاشق بود وعشق او دشتستان بود،واین عاشق معشوق خود یعنی دشتستان را می پرستیدوحاضر بود جان ومال و وجود خودرا برسر اعتلای نام دشتستان بگذارد وگذاشت.

۲ ـ گذر تاریخ و آثار به جای مانده از کهن در روحیه ی استاد فخرایی او را چگونه شیفته ی خود کرده بود ؟

 برای جواد عزیز هر قطعه ای ازخاک دشتستان، جواهری ناب بود، او با این عشق وجب به وجب این خاک کهن را در می نوردید، و با تمام وجودش به ذره ذره خاک، کوه،دره،آب، شوره زار و نقطه به نقطه کهن بوم دشتستان عشق می ورزید،ومن شک ندارم اعتلای نام دشتستان وخان بزرگ شهید غضنفر،مدیون ومرهون تلاش این عزیز سفرکرده است،

۳ ـ اگر خاطره ای از استاد فخرایی دارید  بیان کنید؟

۳- من خود هنری ندارم ،زبانم ازبیان علاقه ام به زادوبومم وصف ناشدنی است واین همه را در وجود استاد متبلور می دیدم و به وجودش افتخار میکردم،  سال ۹۷ با جمعی از دوستان و در معیت استاد فخرائی سفری داشتیم به عسلویه ،ویادم نمیرود که در سیراف چه شیرین و سلیس و علمی ازگذشته سیراف صحبت کرد، شبی هم دعوتش نمودیم درمیان جمع دوستان فرهنگی در روستای بارگاهی ،که سراپا گوش بودیم وپروانه وار گرد شمع وجودش  پر میزدیم،یک شب رفتم درب منزلش ،یک جلدکتاب بی مانندش را برای دوستی بگیرم ،قصد مزاحمت نداشتم ولی بیش ازیک ساعت سرپا برایم از تل خندق صحبت کرد ومن به گوش جان نیوشیدم.

یادش بخیر وراهش پر رهرو،پدرتاریخ دشتستان، روحش شاد



لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/134681