
اتحادخبر-یعقوب فولادی:در دورهٔ ساسانی از آنجا که اتحادی میان دین و دولت پدید آمد، مشروعیت و قانونی بودن نظام شاهنشاهی به عنوان محور مطالب خداینامهها در نظر گرفته شد. بر همین بنیاد خداینامهها که به عنوان تاریخ کم و بیش رسمی دورهٔ ساسانی به قلم دبیرانی که با موبدان و نجبا پیوندی استوار داشتند، نوشته شده است؛ عمدتا" دیدگاههای این...
یعقوب فولادی:
در دورهٔ ساسانی از آنجا که اتحادی میان دین و دولت پدید آمد، مشروعیت و قانونی بودن نظام شاهنشاهی به عنوان محور مطالب خداینامهها در نظر گرفته شد. بر همین بنیاد خداینامهها که به عنوان تاریخ کم و بیش رسمی دورهٔ ساسانی به قلم دبیرانی که با موبدان و نجبا پیوندی استوار داشتند، نوشته شده است؛ عمدتا" دیدگاههای این دو طبقه را بازمیتاباند. آنگونه که در بخش پیشین (شاهنامه و اوستا (1)) آمد، اوستا یکی از مهمترین سرچشمههای این خداینامهها بوده است.
در همین راستا وقتی به ساختار کلی شاهنامه مینگریم و آن را با بخشهایی از اوستا مانند «آبان یشت»، «رام یشت» و «ارت یشت» تطبیق میدهیم به این مهم پی میبریم. اینگونه که وقتی در «آبان یشت» شخصیتهای اساطیری به درگاه اردویسور اناهیتا -ایزدبانوی آبها- نیایش میکند، ترتیب قرار گرفتن آنها در این یشت و کلا" فرم و ساختاری که در آن میبینیم همان ساختاری است که در کلیت شاهنامه است. به این شکل که در آبان یشت توالی شخصیتها به این شکل است: هوشنگِ پیشدادی، جمشیدِ خوب رمه، اژیدهاکِ سه پوزه، فریدون پسرِ آتبین، گرشاسپِ نریمان، افراسیابِ تورانی، کاووسِ توانا، کیخسرو پهلوانِ سرزمینهای ایرانی و استواردارندهٔ کشور، توس پهلوانِ جنگاور، پسرانِ دلیرِ خاندانِ ویسه، پااورو کشتیرانِ کاردان، جاماسپ، ویستورو از خاندانِ نوذر، یوایشت از خاندانِ فریان، زرتشتِ اشون، کی گشتاسپِ گرانمایه، زریر، وندرمیش برادرِ ارجاسپ. در «رام یشت» نیز همین ترتیب را تنها با این تفاوت که پس از هوشنگ، تهمورث اضاف شده است، می بینیم.
همین ترتیب را در فرم کلی بخشهای پیشدادی و کیانی شاهنامه نیز میبینیم. به اینگونه: گیومرت، هوشنگ، طهمورت، جمشید، ضحاک، فریدون، ...، گرشاسپ، ...، افراسیاب، ...، کیکاوس، کیخسرو، توسِ نوذر پهلوان ایرانی، پیرانِ ویسهٔ تورانی، خاندانِ نوذر، زرتشت، کی گشتاسپ، زریرِ پهلوان، ارجاسپِ تورانی و فرزندانش.
در یک نگاه متوجه این یکسانی بین اوستا و شاهنامه میشویم. البته این نکته را باید در نظر داشت که اوستا یک متن دینی در بافت اسطورهای میباشد؛ ولی شاهنامه و منبع آن یعنی خداینامه یک متن تاریخی است در بافتی حماسی-اساطیری که این روایتها را سامان داده است. به همین دلیل در شاهنامه شخصیتهای دیگری در این ترتیب و توالی میبینیم و دیگر اینکه ویژگیهای حماسی آنها در شاهنامه پررنگتر شده است.
این تشابه ساختاری نشان میدهد که دبیران ساسانی در ساخت و پرداخت خداینامهها، ساختار آن را از اوستا گرفتهاند و سپس همین ساختار از خداینامه وارد شاهنامهٔ ابومنصوری شده و از آنجا به شاهنامهٔ فردوسی رسیده است.