
اتحادخبر-یعقوب فولادی:«شاهنامه» پیچیدهترین و رازآمیزترین متن ِزبان و ادب ِپارسی است؛ زیرا برای شناخت و درک و دریافت ِدرستِ آن، باید حواسمان به چندین حوزه از تاریخ و فرهنگ ِایران و ادب ِپارسی باشد؛ در صورتی که متونِ دیگر اینگونه نیستند. مثلاً برای شناختِ تاریخِ بیهقی همینکه مختصری از تاریخِ غزنویان و قرنِ چهارم و پنجم را بدانیم، با سبکِ نگارشِ ابوالفضل بیهقی و ...
یعقوب فولادی:
«شاهنامه» پیچیدهترین و رازآمیزترین متن ِزبان و ادب ِپارسی است؛ زیرا برای شناخت و درک و دریافت ِدرستِ آن، باید حواسمان به چندین حوزه از تاریخ و فرهنگ ِایران و ادب ِپارسی باشد؛ در صورتی که متونِ دیگر اینگونه نیستند. مثلاً برای شناختِ تاریخِ بیهقی همینکه مختصری از تاریخِ غزنویان و قرنِ چهارم و پنجم را بدانیم، با سبکِ نگارشِ ابوالفضل بیهقی و مختصاتِ زبانِ فارسی آشنا باشیم؛ کافی است. امّا فهمِ شاهنامه به این راحتی نیست و درکِ درستِ آن در گروِ آشناییِ اساسی با حیطههایی چون: اساطیر ِآریایی و ایرانی، ایران ِپیش از تاریخ، تاریخ ِایران ِباستان (خصوصاً دورهٔ ساسانی)، ایران ِقرون ِاولیهٔ اسلامی، دین ِزرتشت و دیگر ادیان ِایرانی، خداینامه و آبشخورها و سرچشمههای آن، منبع/ منابعِ فردوسی، کتبی یا شفاهی بودن ِاین منبع/ منابع، جغرافیایِ ایران خصوصاً سیستان و خوراسان ِبزرگ، نسخههایِ شاهنامه، تصحیحهایِ شاهنامه، دستور ِتاریخیِ زبان ِپارسی، ادبیاتِ پارسی، زندگی و احوال ِحضرت ِفردوسی و... .
از میان ِاین حوزههای متعدد، یکی از بحثهای درازدامن ِآن، آبشخورهای اولیهٔ «خداینامه» است. خوتاینامک / خوتاینامه / خوداینامه / خداینامه یک نوعِ ادبی در زمانِ ساسانی بوده است که در ساختاری منسجم و مدوّن تاریخِ ایران از آغاز تا زمانِ خود را بیان میکند و «شاهنامه» با چند واسط به آن میرسد. از متونی که در ساخت و پرداخت ِخداینامه / خداینامهها نقش ِاساسی داشته و در شناخت ِبسیاری از نکات ِشاهنامه (هم در ساختار ِکلی و هم جزیی)، گرهگشا و بسیار مهم است، «اوستا» میباشد. در این خصوص باید گفت: به سببِ رسمیّت یافتنِ دینِ زرتشتی در زمانِ ساسانیان و اتحادِ دین و دولت، تاریخنگاریِ خداینامه / خداینامهها را باید از نوعِ تاریخنگاریِ دینی به شمار آورد. از همین رو بخشِ اساطیری و پهلوانی (پیشدادی و کیانی) خداینامه / خداینامهها بر اساس اوستا خصوصاً «چهرداد نسک» مبنی بوده است.
بر این بنیاد در این صفحه (ادبیاتِ حَماسی) بر آنیم که به طورِ سلسلهوار در موردِ برخی نکات و مواردی از «شاهنامه» که فهمِ آنها و یا نزدیک شدن به فهمِ آنها در پیوند با «اوستا» است، به بحث و بررسی بپردازیم.