کد خبر: 130396 ، سرويس: طنز تلخند
تاريخ انتشار: 26 خرداد 1399 - 08:00
طنز اختصاصی اتحاد خبر/جاروف
طبرالقضاِ رفیق باز

اتحادخبر-میم پارسا: به نظر من آقای طبرالقضا و شرکا ( البته داداشی ها) اوج برادری را در قبال دوستان و رفقای گرمابه خود انجام داده اند. در دستورات قدیمِ آبا و اجدادی مان، نسبت به دوستان، سفارش های ویژه ای به ارث رسیده و مرتباً نسبت به این موضوع تاکید داشتند و می فرمودند یک دوست خوب به ز  هزار برادر (  من‌درآوردی بود.امیدوارم متوجه نشده باشید...

میم پارسا: 

 

به نظر من آقای طبرالقضا و شرکا ( البته داداشی ها) اوج برادری را در قبال دوستان و رفقای گرمابه خود انجام داده اند. در دستورات قدیمِ آبا و اجدادی مان، نسبت به دوستان، سفارش های ویژه ای به ارث رسیده و مرتباً نسبت به این موضوع تاکید داشتند و می فرمودند یک دوست خوب به ز  هزار برادر (  من‌درآوردی بود.

 

امیدوارم متوجه نشده باشید) بعد از آن روزی که طبرالقضا در روز روشن، مستقیم و چشم در چشم قاضی به جناب حاج آقا نگاه کرد و از داداشی هایش گفت‌‌؛ اشک در چشمانم حلقه زد و یک خاکِ عالم بر سرتِ جانانه به وجدان خفته ی گور به گور شده ام نثار کردم که ای داد بیداد! یک رفیق هم نداشتیم  لواسان که هیچ، همین سیصد متر زمین کنار جاده ی کمربندی را برایم سند دار کند.

 

یک رفیق درسته حسابی در شهرداری نداشتیم، عوارض نقل و انتقال اتومبیل پراید مدل ۸۹ را  تخفیف بگیرد! یا در فرمانداری دوستی نداشتیم تا سهام به فنا رفته ی عدالت را ثبت مجدد کند تا بنده هم بورسی باشم و سرم را بالا بگیرم که من هم زین پس میتوانم اخبار وال استریت، نزدَک و داوجونز را دنبال کنم. یک رفیق با ارزش نداشتیم تا در این گرمای طاقت فرسا، دست در کنتور برق کند تا  آنقدر کولر سی و شش هزار تراستم را خاموش نکنم که پست اصلی برقِ دشتستان داااغ کند و رئيس اداره برق لیییییک زنان به سراغم بیاید. به ضرس قاطع، روز دادگاه جناب طبرالقضا  نظرم راجب به دوستان ارزشمند تغییر کرد!

 

زین پس به کسی که نتواند یک سند برایت جفت و جور کند یا کمتر از ۸ میلیارد برایت انتقال دهد، نمی‌توان کلمه دوست را اطلاق کرد. اگر حواستان بوده باشد بعد از قرائت جدید از واژه ی دوست توسط طبرالقضا  و بیان اینکه شما از این دوستان ندارید، چنان اشکی در چشم قاضی جمع شد که احساس می کنم تا آخرین لحظات پایانی دادگاه، دعای یا مقلب القلوب می خواند و از خدا میخواست  حال عمومی اش تغییر پیدا نکند. نکته اساسی اینجاست و ناگفته نماند جناب طبرالقضا برای دوستان ارزشمندش (که مرتباً سراکوی آن را به ما میداد) کم نگذاشت.

 

اگر می بینید که اقداماتش را برای دوستانش در دادگاه اعلام نکرد، می‌خواسته تا ریا نشود یا اینکه این اقدامات انجام شده برای دوستانش منت تلقی نگردد و ارزش کارش پایین نیاید. با دو ‌‌& دوتا&  چهارتا می‌توان حدس زد برای دوستی که سند لواسان را به نامت می‌زند، پرونده هایی وجود دارند که معاون سابق، برای اینکه خدمتی کرده باشد آنها را در کشوی میز آبدارخانه معاونت قرار داده تا ضمن گم شدن پرونده، دیگر قضات نخواهند دردسری از این مهم داشته باشند. آن بزرگواری که یهویی هشت میلیارد برایش جور می کند می بایست بیشتر دادگاه های احتمالی شان را در خود اتاق معاونت، با حضور معاون محترم (البته بدون حضور وکیل) برگزار می کرد  و حکم رفع توقیف را در پایان دادرسی روی پرونده ی نهایتا سه برگی پانچ کند. همانطور که متوجه شدید، رابطه ی طبرالقضا با داداشی ها یک رابطه ی کاملا دوطرفه بود. شخص معاون سابق، فردای قیامت، با آسودگی اعلام خواهد کرد با داداشی ها و دوستان ارزشمندِ دست به جیبش، صاف _ صاف است. مثل من نوعی نیستند که بعد از ده سال، دوستان قدیمی ام را که میبینم به جای احوال پرسی، می فرمایند یادت می آید که برچسب آدامس خرسی ام را. دزدیدی!؟

 

اصلا بنده در این دنیا دوستی ندارم که بخواهم بدان ببالم. دبیر جاروف که فقط جمعه شب ها یادی از ما می کند و خدا حلال کند تنها خدمتش همان قهوه ی هفتگی است که نهایت محبتش، نصفِ یک شکلات بارِکاست که بدون رعایت پروتکل‌های بهداشتی آن را با گوشه دندانش نصف می کند و به بنده تحویل می دهد. سردبیر اتحاد جنوب بدتر از آن. بعد از چندین سال کار در تحریریه توانستم صد و بیست گیگ اینترنت رایگان روز خبرنگار را با پرداخت شصت و یک هزار تومان به چنگ در آوردم. تازه بعد از اعلام وزیر فهمیدم این یکصد و بیست گیگ کاملا رایگان بود و نمی بایست مبلغی در قبال آن پرداخت میشد.

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/130396