کد خبر: 12779 ، سرويس: دین و معارف
تاريخ انتشار: 18 ارديبهشت 1392 - 16:21
اندیشه معاویه در کالبد وهابیت تکفیری نوین !

 ( بازپژوهی ریشه ها و عوامل تاریخی نبش قبر صحابی گرامی پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) ، جناب «حُجر بن عَدی» )

اندیشه معاویه در کالبد وهابیت تکفیری نوین !
 ( بازپژوهی ریشه ها و عوامل تاریخی نبش قبر صحابی گرامی پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) ، جناب «حُجر بن عَدی» )

 عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد !!!
 حرام بودن نبش قبر، در جمیع مذاهب اسلامی – چه شیعه و چه سنی- مورد پذیرش تمامی فقهاء بوده و مورد اتفاق همه مسالک اسلامی است .(1) نبش قبر مطهّرِ صحابي جليل القدرِ رسول خدا (صلي الله عليه وآله) و ياور با وفاي امير مؤمنان علي (عليه السلام)، "حجر بن عدي " (رضوان الله عليه) توسط وهابیّت کور دل ، در كشور سوريه ،  مورد انزجار جمیع مسلمانان واقع گردیده و امت اسلامی، این عمل قبیح  و وحشیانه را - که قبح و خبث آن برای هر انسان عاقل و سلیم النّفسی ، بدون نیاز به تدیّن و حتی اعتقاد توحیدی ، پذیرفته است –  محکوم کرده است .
در بازشناسی این اهانت وهابیت تکفیری ، می توان علل و عوامل متعددی را بررسی نمود که به اختصار به آن اشاره می گردد:
1. شخصیت حجر بن عدی (رضوان الله عليه):
در کتب معتبر تراجم و رجال اهل سنت همانند طبقات ابن سعد، اسدالغابه، اصابه، استيعاب، مستدرک حاکم، سير اعلام النبلاء، تاربخ ابن کثير و  تاريخ الاسلام ذهبي،  جناب " حجر بن عدي"  به عنوان صحابي بزرگ پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله )بشمار آورده  شده است ؛
1-1 - صفدي در كتاب «الوافي بالوفيات»، مي‌نويسد:
« حجر بن عدي ... هو أبو عبد الرحمن الكندي الكوفي وفد على النبي صلى الله عليه وسلم وسمع عليا وعمارا وشراحيل ابن مرة ويقال شرحبيل وغزا الشام في الجيش الذين افتتحوا عذراء التي قتل بها وهي من قرى دمشق وقبره بها معروف وشهد مع علي الجمل وصفين أميرا وكان برا بوالديه عابدا وكان في ألفين وخمسمئة من العطاء وشهد فتح القادسية وقتله معاوية وقتل أصحابه بمرج عذراء. »
ترجمه : حجر بن عدي ... كنيه اش ابو عبد الرّحمن كندي كوفي است . بر رسول خدا ( صلي الله عليه و سلّم) وارد شد و اسلام آورد و از علي (ع) و عمّار و ...روايت شنيده است ؛ و در جنگ شام ، در سپاهي كه منطقه «عذرا» از قريه هاي دمشق، را فتح كرد ، شركت داشته اند . مزار او در آنجا معروف است . وي با علي(ع) در جنگ جمل و صفّين همراه بوده و سمت فرماندهي داشته است . "حجر" نسبت به والدينش نيكو كار و انسانی عابد بود، و سهم او از بيت المال 2500 درهم بوده است . وي در فتح قادسيه نيز حضور داشته است . حجر و يارانش را معاويه در مرج عذراء كشت.(2)  
2-1- ابن اثير درباره حجر بن عدي گويد: «هو المعروف بحجر الخير.. وفد عَلَي النَّبِيّ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ هو وأخوه هانئ، وشهد القادسية، وکان من فضلاء الصحابة»  : "حجر" معروف به حجر الخير بود كه به نمايندگي به سوي پيامبر (صلي الله عليه و اله) آمد . او و برادرش در قادسيه حضور داشتند و حجر از فضلاء صحابه بود.(3)
3-1-  حاكم نيشابوري نيز گويد: «هو راهب أصحاب محمد» : حجر راهب و پارساي اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله بود    . (4)
4-1- ذهبي از علماي بزرگ اهل سنت بعد از نقل ويژگيهاي "حجر" و علّت شهادت او به دست معاويه مي‌نويسد:
« وكان معه عشرون رجلاً فهم معاوية بقتلهم ، فأخرجوا إلى عذراء . وقيل : إن رسول معاوية جاء إليهم لما وصلوا إلى عذراء يعرض عليهم التوبة والبراءة من علي رضي الله عنه ، فأبى من ذلك عشرة ، وتبرأ عشرة ، فقتل أولئك ، ....ولما بلغ عبد الله بن عمر قتله حجر قام من مجلسه مولياً يبكي .»
ترجمه : با حجر بن عدي، بيست مرد ديگر بود؛ معاويه به كشتن آنها همت گماشت؛ پس آنان را به سوي منطقه عذراء بردند . و گفته شده است كه فرستاده ی معاويه به سوي آنان آمد ؛ وقتي به عذراء‌ رسيد، به آنها گفت: توبه كنيد و از علي بيزاري بجوئيد، ده تن آنان از اين كار سرباز زدند و ده تن ديگر تبرّي جستند. پس آنهايي كه از برائت خود داري كردند كشته شدند . ... هنگامي‌كه خبر كشته شدن حجر به عبد الله بن عمر رسيد از جايش بلند شد درحالي كه پيوسته گريه مي‌كرد .(5)
5-1- به نقل ابن اثير جزري در كتاب «أسد الغابه في معرفه الصحابه»، حجر همراه دوازده تن ديگر نزد معاويه فرستاده شد:
« فأمر معاوية بقتلهم ، فشَفع أصحابه في بعضهم فشفَّعهم ، ثم قُتِل حجر وستة معه ، وأطلق ستة، »
ترجمه : معاويه به كشتن آنها دستور داد، برخي از اصحاب معاويه برخي آنها را شفاعت كردند و از كشتن نجات دادند؛ سپس حجر و شش تن ديگر با ايشان كشته شدند و شش تن ديگر آزاد شدند.
6-1- حاكم نيشابوري نيز مي‌نويسد:‌ حجر بن عدي در راه « ولايت علي عليه السلام » كشته شده است:
« 5983 سمعت أبا علي الحافظ يقول سمعت بن قتيبة يقول سمعت إبراهيم بن يعقوب يقول قد أدرك حجر بن عدي الجاهلية وأكل الدم فيها ثم صحب رسول الله صلى الله عليه وسلم وسمع منه وشهد مع علي بن أبي طالب رضي الله عنه الجمل وصفين وقتل في موالاة علي » . (6)
7-1- در كتاب «الدّرجات الرّفيعه في طبقات الشّيعه» - سيد علي خان المدني الشيرازي(ره) – ص428  كه از منابع شيعه است، نقل شده است كه "حجر"  پرچمدار پيامبر صلي الله عليه واله بوده است .
2. نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه :
آنچه موجب جلب توجه می شود این است که شهادت و نبش قبر جناب حجر بن عدی ، هر دو ریشه در معاویه بن ابی سفیان دارد ؛ یکی به دست و دستور معاویه و دیگری با اندیشه و میراث فکری معاویه .
محمد بن سعد در الطبقات الکبري مي‌نويسد: « أَخْبَرَنَا شِهَابُ بْنُ عَبَّادٍ الْعَبْدِيُّ، قَالَ: أَخْبَرَنَا عَبْدُ الْجَبَّارِ بْنُ وَرْدٍ، عَنِ الزُّبَيْرِ، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ: " لَمَّا أَرَادَ

 

مُعَاوِيَةُ أَنْ يُجْرِيَ عَيْنَهُ الَّتِي بِأُحُدٍ كَتَبُوا إِلَيْهِ: إِنَّا لا نَسْتَطِيعُ أَنْ نُجْرِيَهَا إِلا عَلَى قُبُورِ الشُّهَدَاءِ "، قَالَ: " فَكَتَبَ: انْبُشُوهُمْ "، قَالَ: " فَرَأَيْتُهُمْ يُحْمَلُونَ عَلَى أَعْنَاقِ

 

الرِّجَالِ كَأَنَّهُمْ قَوْمٌ نِيَامٌ، وَأَصَابَتِ الْمِسْحَاةُ طَرَفَ رِجْلِ حَمْزَةَ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ فَانْبَعَثَتْ دَمًا »


ترجمه : جابر بن عبد الله گويد: هنگامي که معاويه قصد کرد تا نهر خود را که در احد قرار داشت، جاري کند، عاملانش به او نامه نوشتند: اين کار ممکن نيست، مگر اين که آن را از روي قبور شهدا جاري کنيم. معاويه در جواب نوشت: قبور را نبش کنيد (بشکافيد). راوي گويد: ديدم مردم از سر و کول هم ديگر بالا مي‌رفتند (تا براي نبش قبر سبقت بگيرند) انگار که مردم در خواب بودند. در هنگام نبش قبر ، کلنگي به پاي حضرت حمزه سلام الله عليه اصابت کرد و خون از آن جاري شد.(7)
ابن جوزي نيز در كتاب «المنتظم في تاريخ الملوك والأمم»، روايت را با همان سند نقل كرده است .(8)
در نقلِ ديگرِ ابن جوزي در كتاب فوق و كتاب « صفه الصّفوه »، معاويه به كارگزارش در مدينه دستور داد که نهري را به سوي احد جاري کنند. وقتي عاملش گفت که جريان نهر تنها از طريق قبور شهداء امکان پذير است، و از راه ديگر ممكن نيست، بازهم معاويه دستورش را تکرار کرد و گفت آن را اجرا کند:
« أخبرنا عبدالرحمن بن محمد قال أخبرنا عبدالعزيز بن علي قال أخبرنا المخلص قال أخبرنا البغوي قال حدثنا عبدالأعلى بن حماد قال حدثنا عبدالجبار بن الورد قال سمعت أبا الزبير يقول سمعت جابر بن عبدالله يقول: كتب معاوية إلى عامله بالمدينة أن يجري عينا إلى أحد فكتب إليه عامله إنها لا تجري إلا على قبور الشهداء قال فكتب إليه أن أنفذها قال فسمعت جابر بن عبدالله يقول فرأيتهم يخرجون على رقاب الرجال كأنهم رجال نوم حتى أصابت المسحاة قدم حمزة فانبعث دما.»(9)
ترديدي نيست که هدف معاويه از اين کار تنها و تنها به خاطر کينه او از حضرت حمزه سلام الله عليها بوده ؛ به حدي که شعله‌هاي اين کينه بعد از سالها و حتي بعد از شهادت آن حضرت نيز خاموش نشده است.
ابن تيمِه حراني، پيشواي وهابيت ، نيز به اين حقيقت تلخ اعتراف كرده و اين دستور ننگين معاويه را با افتخار تمام نقل كرده است: « وهذه العيون التى تسمى عيون حمزة إنما أحدثها معاوية فى خلافته وأمر الناس بنقل الشهداء من موضعها فصاروا ينبشونهم وهم رطاب لم ينتنوا حتى أصابت المسحاة رجل أحدهم فانبعثت دما. »
ترجمه : اين نهر هاي را كه «نهرهاي حمزه» ناميده مي شد، معاويه در زمان خلافتش احداث كرد و به مردم دستور داد تا اجساد شهدا را از مسير نهر انتقال دهند. مردم به دستور او نبش قبر نمودند در حالي كه تر و تازه بودند و مثل آنهايي نبودند كه از ميان رفته باشند، تا اين كه در هنگام نبش، كلنگ به پاي يكي از شهدا برخورد كرد و خون از آن جوشيد.(10)
 
3. نبش قبر معاويه و يزيد توسط خلفاي بني العباس :


به بهانه اهانت وهابيت به اين صحابي جليل القدر، روايت نبش قبور بني اميه توسط خلفاي بني العباس را از منابع اهل سنت نقل می نماییم. در بسياري از كتاب هاي اهل سنت نقل شده‌است که بني العباس قبر معاويه و فرزندش يزيد را شکافتند؛ اما چيزي جز خاکستر در آن يافت نشد .
ابن أثير جزري در تاريخ خود مي‌نويسد:« وأمر عبد الله بن علي بنبش قبور بني أمية فنبش قبر معاوية بن أبي سفيان فلم يجدوا فيه إلا خيطا مثل الهباء ونبش قبر يزيد بن معاوية بن أبي سفيان فوجدوا فيه حطاما كأنه الرماد. »
ترجمه : عبد الله بن علي دستور داد قبرهاي بني اميه را بشکافند، قبر معاويه بن ابي سفيان را شکافتند و نيافتند در آن مگر نخي همانند گرد و خاک ؛ و قبر يزيد بن معاويه را شکافتند و در آن نيافتند مگر چوب سوخته‌اي که همانند خاکستر شده بود .(11)
اين مطلب در كتابهاي ذيل نيز آمده است که به علّت وحدت مضمون با روایت پیشین ، تنها به ذکر اصل عبارات عربی اکنفا می نماییم :
الف . فنبشوا قبر معاويه بن أبي سفيان، رضي الله عنه، فلم يجدوا فيه إلا خيطاً مثل الهباء، ونبشوا قبر يزيد فوجدوا فيه حطاماً كأنه الرماد.(12)
ب. وأمر عبد الله بن علي بنبش قبور بني أميه بدمشق ، فنبش قبر معاوية بن أبي سفيان فلم يجدوا فيه إلا خيطاً مثل الهباء ، ونبش قبر يزيد بن معاويه فوجدوا فيه حطاماً كالرماد.(13)
ج. وعبر عبد الله ابن علي الفرات وحاصر دمشق حتى افتتحها وقتل من بها من بني أميه وهدم سورها حجرا حجرا ونبش عن قبورهم فأحرقهم وأحرق عظامهم بالنار ولم يجد في قبر معاويه عليه اللعنه إلا خطا أسود كأنه رماد ولا في قبر يزيد لعنه الله إلا فقاره ظهره فأحرقه.(14)
 
 
محمّد حکیم (خاک ره) ؛  حوزه علمیه قم ، اردیبهشت 1392
استخراج روایات : مؤسسه تحقیقاتی ولی عصر(عج) -http://www.valiasr-aj.com
 
 
پی نوشت ها:
1 -   الفقه على المذاهب الخمسة، ج‏1، ص: 66 ، مغنيه، محمد جواد،متوفی: 1400 ه ق‏ ، ناشر: دار التيار الجديد- دار الجواد،تاريخ نشر: 1421 ه ق‏،چاپ: دهم‏، بيروت- لبنان‏
2 - الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاى764هـ)، الوافي بالوفيات، ج 11، ص 247، تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت - 1420هـ- 2000م.
3 -  ابن أثير الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاى630هـ)، أسد الغابة في معرفة الصحابة، ج 1، ص 565، تحقيق: عادل أحمد الرفاعي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1996 م.
4- حاکم نیشابوری،  المستدرك على الصحيحين، ج 3  ، ص 531
5- الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى748 هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 4، ص 193، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.
6 - الحاكم النيسابوري، ابو عبد الله محمد بن عبد الله (متوفاى 405هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج3، ص534، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولى، 1411هـ 1990
7 - الطبقات الكبرى ، ج 3، ص10
8 - ابن الجوزي الحنبلي، جمال الدين ابوالفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد (متوفاى 597 هـ)، المنتظم في تاريخ الملوك والأمم، ج 3، ص 183، ناشر: دار صادر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1358.
9- ابن الجوزي الحنبلي، عبد الرحمن بن علي بن محمد أبو الفرج (متوفاي 597 هـ)، صفة الصفوة، ج1، ص377، تحقيق: محمود فاخوري - د. محمد رواس قلعه جي، دار النشر : دار المعرفة - بيروت، الطبعة: الثانية 1399 - 1979
10-  ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)، كتب ورسائل وفتاوي شيخ الإسلام ابن تيمية، ج 21، ص61، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ناشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية.
11- الكامل في التاريخ  ج 5 ، ص 78
12- الطقطقي، محمد بن علي بن طباطبا المعروف بابن الطقطقي (متوفاي709هـ) الفخري في الآداب السلطانية، ج1، ص 55، دار النشر: طبق برنامه الجامع الكبير.
13-   النويري، شهاب الدين أحمد بن عبد الوهاب (متوفاى733هـ)، نهاية الأرب في فنون الأدب، ج22، ص33، تحقيق: مفيد قمحية وجماعة، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2004م.
14- المقدسي، وهو المطهر بن طاهر (متوفاي507هـ)، البدء والتاريخ، ج6، ص71، دار النشر: مكتبة الثقافة الدينية – بورسعيد، طبق برنامه الجامع الكبير.


لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/12779