کد خبر: 127516 ، سرويس: مقاله
تاريخ انتشار: 01 ارديبهشت 1399 - 09:09
من به هوای ابری بهار بدهکارم

اتحادخبر-آزیتا ایران نژاد:من به هوای ابری بهار بدهکارم، به مهتاب و دریا ،به دشت‌ها و کوهستان‌ها ،به گندم زارهای باران‌خورده  ،به کهکشانهایی که به خانه‌ی دوست ختم می شود بدهکارم .من به گلبرگ‌های سپید میان دفتر شعرم و ردپای نگاه تو در خواب‌هایم بدهکارم.چقدر فرصت برای مهر ورزیدن  کم است ! چقدر ثانیه‌ها برای دوست داشتن تو ...

آزیتا ایران نژاد:

 

من به هوای ابری بهار بدهکارم، به مهتاب و دریا ،به دشت‌ها و کوهستان‌ها ،به گندم زارهای باران‌خورده  ،به کهکشانهایی که به خانه‌ی دوست ختم می شود بدهکارم .من به گلبرگ‌های سپید میان دفتر شعرم و ردپای نگاه تو در خواب‌هایم بدهکارم.


چقدر فرصت برای مهر ورزیدن  کم است ! چقدر ثانیه‌ها برای دوست داشتن تو سریع می‌دوند! چقدر جاده‌های دیدار دورند! چقدر دلشکستگی نزدیک است ! کاش یک بار دیگر ترنم‌های نگاهت در من با  بوسه‌های موج به شن‌ها آمیخته می شد .کاش یک بار دیگر گشوده بال‌تر از مرغکان دریایی تا افق های دور پرواز می کردیم .
چه کسی می تواند رویا‌‌های خسته‌‌ی مرا بشمارد ! کجا بروم که فقط تو باشی و نغمه‌هایی که از تو شروع شود و به اقیانوسی دور بریزد،کجا بروم که فقط تو باشی و  نه حتی رودخانه‌ای که انار غلتان در آن  متعلق به دست های تو باشد.


خدایا ،ای آن که آفاق مه آلود  به یاد تو بارانی‌اند  و ای آن که  سایه ساران صبح سحر از  شوق تو دلربایی می کنند، دست هایم را رها نکن که سخت به بودنت محتاجم.


خدایا می ترسم حتی  دریچه‌ای برای ورود به باغ های ملکوت و جبروتت  برایم  باقی نماند و گردباد گناهانم  همه‌‌ی شاخه و برگ‌های بهار را زخمی کند  و هیچ شاپرکی به باغچه ی زندگی‌ام سر نزند .


خوش به حال شکوفه‌ها که از من به تو نزدیک‌ترند .خوش به حال چشمه‌ها که زلالی‌شان را وام دار نگاه تواند، خوش به حال ستاره‌هایی که هر شب پنجره‌هایشان به دست تو باز می شود و خوش به حال بهار که در نزدیکی نفس‌های تو زندگی میکند .

 

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/127516