کد خبر: 12109 ، سرويس: یادداشت
تاريخ انتشار: 03 ارديبهشت 1392 - 17:43
تجزیه دشتستان برای چه؟

دکتر سید جعفر حمیدی: گاهگاهی در هفته نامه اتحاد جنوب، زمزمه هایی از تجزیه دشتستان  می خوانم و درهفته های گذشته، شماره 734 یکشنبه 18 فروردین 92، نامه گرامی پژوهشگر دشتستانی برادر ارجمندم، جناب آقای محمد جواد فخرایی خطاب به استاندار محترم استان بوشهر، مطالعه نمودم و از این نامه سراسر احساس اشکم جاری شد و متاسف شدم که تجزیه دشتستان برای چه و چه معنی دارد؟

گاهگاهی در هفته نامه اتحاد جنوب، زمزمه هایی از تجزیه دشتستان  می خوانم و درهفته های گذشته، شماره 734 یکشنبه 18 فروردین 92، نامه گرامی پژوهشگر دشتستانی برادر ارجمندم، جناب آقای محمد جواد فخرایی خطاب به استاندار محترم استان بوشهر، مطالعه نمودم و از این نامه سراسر احساس اشکم جاری شد و متاسف شدم که تجزیه دشتستان برای چه و چه معنی دارد؟

یک بار که در سده های پیش، دشتستان تجزیه شده تا این محدوده از آن باقی مانده است. بنده چون عقل سیاسی ندارم، نمی دانم که مصلحت این کار چیست؟ و آیا این کار به صلاح مردم است؟ یا نوعی لجبازی با مردم است؟

آیا فکر نمی کنیم اگر سعدآباد، شبانکاره و آبپخش که از شهرهای مهم دشتستان هستند، از پیکر این شهرستان جدا شوند، باقی چه خواهد ماند؟ دشتستان صاحب تاریخی گرانبها است که خیلی ها نمی دانند. مرکز آن یعنی برازجان، در صد ساله اخیر در تمام مشکلات و رویدادهای سخت استان، پایدار و مقاوم بوده است. درست است که ما مردم فراموشکاری هستیم و همه اتفاقات نیک و بد را به مرور زمان فراموش می کنیم، تاریخ را نمی خوانیم و به اطلاعات  سطحی و جزیی اکتفا می کنیم و این فراموشکاری همیشه به زیان ما بوده است. آیا به جای تجزیه دشتستان که هزینه هنگفتی هم در بر خواهد داشت، بهتر نیست این هزینه ها را صرف رفاه و آسایش و تامین معیشت و سلامت و امکانات مردم نمود؟ سعدآباد و شبانکاره و آبپخش و دالکی و..... همه دارای تاریخ درخشانی هستند که همه با تاریخ کل دشتستان گره خورده اند و شایسته نیست این گره خوردگی، به آسانی متلاشی شود. فراموش نکنیم که دشتستان وارث تمدن عظیم و درخشان هخامنشی، ساسانی و بعد از اسلام است.

آثار باستانی و تاریخی منطقه، این نکته را ثابت می نماید. علاوه بر این تفکر دینی، مذهبی، علمی، ادبی و روابط خانوادگی و قومی این منطقه نیز سرآمد همه این تفکر است. زمان دیگر پنجاه یا شصت سال پیش نیست، آن اختلافات عشیره ای و ستیزه های خانوادگی زمانش گذشته است. مردم می خواهند در صلح و صفا و برادری و دوستی زندگی کنند. نمونه انسانی و زیبایش حرکت انسانی و زیبای آقای حاج ماشاءاله کازرونی است که پس از سی سال، قاتل پسر و جیگر گوشه اش را بخشید، به شرط اینکه دو خاندان با هم آشتی کنند  و آشتی کردند و این کار انسانی و الهی را جشن گرفتند، و باز فراموش نکنیم که هر نقطه ای از دشتستان به نقطه دیگر آن نیاز دارد و همه شهرها و روستاها مثل انگشتان دست به هم ارتباط دارند. اگر خدای ناخواسته تجزیه ای صورت گیرد، تجزیه دشتستان نیست بلکه تجزیه روابط عاطفی و دوستی و حسن نیت مردم است. بهتر است بگذارند این مردم در آرامش زندگی کنند. جشن ها و سوگواری ها و مراسم مختلف خود را با آسودگی خیال برگزار کنند.

هر سال چندین مراسم شعرخوانی، هنرنمایی و مراسم مذهبی و عاشورایی در شهرهای مختلف دشتستان به ویژه برازجان، شبانکاره، سعداباد، زیارت و جاهای دیگر برپا می شود و اهالی از نقاط مختلف در آن جلسات شرکت می کنند و این همه باعث نزدیک شدن دل ها و وفادار ماندن به سنت ها و احترام به اصول ملی، مذهبی و دولتی است. باید این اصول مردمی را حرمت بگذاریم و از مردم شهرهای مورد تجزیه نظرخواهی نماییم و لااقل یک بار هم که شده به نظر مردم احترام بگذاریم؛ تا ببینیم آن ها برای جدا شدن شهرهایشان از مرکز شهرستان یا این تجزیه راضی هستند، یا خیر؟ اگر راضی بودند، آن گاه اقدام نماییم که تاخیر جایز نخواهد بود. /ح

 

 

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/12109