
اتحادخبر- دي سامي : زِمان ناها که هِني اينترنت وُ مُوِيل ري کار نُومده بي زنل گه گمون کارِلِشونه ميکردن يا دِم کيچه يا تو فدح يکيشون مصاف ميگرفتن؛ يه پسيني تو فدح جا پهن کرده بيديم و بساط چي قيلونمون گرم بي، شِسو و رُخو وُ مُژو هم گرم تعريف بيدن؛ هميشه دلُم ميخاس بفهمُم اسمشون چنه اما ريم نِوِيمي پرسشون کنم؛ خلاصه دل وُ دريا زدُم وُ ...
دي سامي:
زِمان ناها که هِني اينترنت وُ مُوِيل ري کار نُومده بي زنل گه گمون کارِلِشونه ميکردن يا دِم کيچه يا تو فدح يکيشون مصاف ميگرفتن؛ يه پسيني تو فدح جا پهن کرده بيديم و بساط چي قيلونمون گرم بي، شِسو و رُخو وُ مُژو هم گرم تعريف بيدن؛ هميشه دلُم ميخاس بفهمُم اسمشون چنه اما ريم نِوِيمي پرسشون کنم؛ خلاصه دل وُ دريا زدُم وُ گفتم: شِسو والا يه پُرسي وت کنم بدت نميا؟ گُف نه سيچه بدم بيا؛ گفتُم هرچي فکر ميکنُم نميفهمُم نومِ تو وُ رُخو چنه؛ گُف اسم مو شايسته ي، اسم رُخو هم رخساره ي؛ گفتم واخ اي اسمل قشنگوعه سيچه ايطر کردينه؟ تو همي هيس و ويس بي که شمسو اومه گف: مُشتُلُق سي خُوم، دِي اِوريمو ميخا بار کنه بره؛ آخو نِمِکِلي که تو دَمپوييش رِختيم کار خوشه کرد و يکشه همه پي هم گفتن بِره اونجو که تنگ تنگو سياه رَه.
دِي اوريمو خوش زن خويي بيدا اُما بچيلش خيلي بي تربيت بيدن که خويي خُوش نِديار بي؛ تو همي گپ و گواُي زنل بي که دِي اِوريمو اومه تا چيشِلِش پُر اُوعه؛ گُو سوا ميخيم بار کنيم؛ هم او چيششه پاک ميکه وُ هم ميگُو: سوا که اومدين بدرقم نگروينا که مُنم گِروَم ميا وُ ري حرفش تاکيد داش.
سُواش که خواسيم بِرِيم بدرقش، شِسو گُو: ما خو دلمون خاشه که دي اوريمو ميخا بره، گِروِمونم خو نميا؛ ايسو چه کنيم؟ رخُو گُو: تازه مُو مُشت سنگ سيايي يَم پشت در کِر کردُمه که تا رفتن بندازُم پس سرشون، ميترسم واگردن. مژو گُو: کارِتون نبو، مو ميگروِنُمِتون.
سواش که رفتيم خدافظي مژو رَه دوتا کُتِ پياز کوچيکي تو پيازل واجفت وُ قاش قاش کرد و تو دسش کِر کِه. موقع رفتن دِي اوريمو دِسي دورِ گردنِ شِسو ميکرد وُ يه دِسي دورِ گردنِ رُخو، مژو هم يواشکي پيازکوعه زور ميکِه تو چيششون تا گِروِشون بيا؛ اينُيَم اُو بيريز بيريز ريشون ميمَه دومَن.
دِي اِوريمو دي کُلُنجي کِرده بي وُ گروسَن؛ خلاصه ماشين حرکت کِه، مژو پيازه وِر دا وُ گُرُخت پسِ در سَنگِلِ ورداشت وُ وِر دا پسِ سرِ دِي اِوريمو؛ ميگن سنگ سياه وِر بدي پسِ سرِ هر کي ميره وُ دي وا نميگرده؛ هميطرم که واوي، دي اوريمو رَه که رَه، هِني يَم که بِرِه...