
اتحادخبر- بانو بوشهری/ برازجان:در ابتدای امر آنچه واضح و بدیهی است اینکه سوژه این نوشتار بِکر و بدیع نیست.خر است دیگر! خری و خریت و خر وار بودن و ماندن که کهن و معاصر ندارد.اینکه از عصر ژورژاسیک تا همین انفجار فناوری چه خصومتی با وجودِ خر بوده و هست برای هیچ یک از ابنأ بشر مهم نبوده و نیست هم در نوع خودش نیازمند بحث و گفتگوست.یک سهراب نامی...
بانو بوشهری/ برازجان:
در ابتدای امر آنچه واضح و بدیهی است اینکه سوژه این نوشتار بِکر و بدیع نیست.
خر است دیگر!
خری و خریت و خر وار بودن و ماندن که کهن و معاصر ندارد.
اینکه از عصر ژورژاسیک تا همین انفجار فناوری چه خصومتی با وجودِ خر بوده و هست برای هیچ یک از ابنأ بشر مهم نبوده و نیست هم در نوع خودش نیازمند بحث و گفتگوست.
یک سهراب نامی داشتیم که او هم خیلی التفات به خرج داده و از کرکس نام برده و تازه کرکس را هم در قفس می خواسته.
گر چه خر به معنای خاص به معنای بزرگ و نماد زیادی است ولی باور بفرمایید اینها چیزی به منزلت خر اضاف نمی کند.
از معدود مخلوقاتی است که به اعضا و جوارحش هم رَحم نکرده ایم، مگر مغز خر خورده ای؟ شیر خر خورده؟!
مثل خر جفتک می اندازد. خب جفتک جفتک است دیگر حتما باید بزنید شخصیتش را بهش یادآوری کنید خرِ مفلوک را.
بیایید یکبار برای همیشه با خودمان رو راست باشیم. اگر خر بودن بد است چرا به وقت لزوم خودمان را به خریت می زنیم.
چرا مثل خر کار می کنیم ؟
چرا همسری یا رییس یا هر که لازم بود را خرش می کنیم؟
اوجِ ارجِ نهادنمان هم ورودِ خر به دنیای ضرب المثل هاست، تازه آن هم وقتی از پُل ردش کردیم رهایش می کنیم به امان خدا..
اگر دیده ها را بشویید خر را جور دیگری خواهید دید.
به هر کدام از موارد فوق اگر مُهر تأیید نمی زنید این یکی را که دیگر قبول دارید؟ چه چیز را؟. چطور بگویم.
بیایید جلوتر... همین روزگار خر تو خرمان دیگر.. هییس.