
اتحادخبر- سام گزبلندی :ناخوانده ملخ آمد و مهمانم شد/بر سفره نشست و آفت ِ جانم شد /گفتم که برو ، ولی مگر گوش گرفت/از بسکه نرفت قاتق ِ نانم شد /چندیست ملخ ورد ِ زبانم شده است /سر فصل ِ خبرهای جهانم شده است /مثل خوره افتاده به جانم شب و روز /حالا همه دنیا نگرانم شده است/ هر روز بلای تازه ای می آید /اخبار ِ بد ِ جنازه ای می آید /رفتم بخرم غذا ...
سام گزبلندی :
ناخوانده ملخ آمد و مهمانم شد
بر سفره نشست و آفت ِ جانم شد
گفتم که برو ، ولی مگر گوش گرفت
از بسکه نرفت قاتق ِ نانم شد
🔶 ۲
🦗🦗🦗🦗🦗
چندیست ملخ ورد ِ زبانم شده است
سر فصل ِ خبرهای جهانم شده است
مثل خوره افتاده به جانم شب و روز
حالا همه دنیا نگرانم شده است
🔶 ۳
🦗🦗🦗🦗🦗
هر روز بلای تازه ای می آید
اخبار ِ بد ِ جنازه ای می آید
رفتم بخرم غذا ، ولی دیدم که
بوی ملخ از مغازه ای می آید
🔶 ۴
🦗🦗🦗🦗🦗
فراوان بذله گویان بذله کردند
ملخ انبار جای غلّه کردند
برای خوردن ته مانده ی باغ
ملخها دسته جمعی حمله کردند