
اتحادخبر- ارنک باشی:یادش بخیر دوارن بچگی ما ، با اینکه کمتر کسی کفش و دمپایی داشت اما از سر صبح تا بوق سگ ، با همبازی هایمان پای برهنه توی کوچه ها سگ دو می زدیم ..از بس به سنگ و کلوخ کوچه پیشپا زده بودیم همیشه ی خدا انگشت و ناخن پایمان زخم و زیلی و کهنه پیچ بود ... بخاطر دارم همسایه ای داشتیم که چون مدتی...
*ارنک باشی:
یادش بخیر دوارن بچگی ما ، با اینکه کمتر کسی کفش و دمپایی داشت اما از سر صبح تا بوق سگ ، با همبازی هایمان پای برهنه توی کوچه ها سگ دو می زدیم ...
از بس به سنگ و کلوخ کوچه پیشپا زده بودیم همیشه ی خدا انگشت و ناخن پایمان زخم و زیلی و کهنه پیچ بود ... بخاطر دارم همسایه ای داشتیم که چون مدتی در آبادان زندگی کرده بودند لفظ قلم و شهری حرف می زدند مثلا سرِ ظهر که می شد مادرش درِ حیاط را باز می کرد پسرش را صدا می زد و می گفت : بیا ناهار بخور ...
دیگران را نمی دانم اما من تا آن زمان نمی دانستم "ناهار" چیست چون هر وقت مادرمان صدایمان می زد می گفت : بیاین " چی " بخورین یا نهایتا خیلی که می خواستند "کتابی و دیگری" حرف بزنند می گفتند " بیاین چاس بخورین " ... یکبار از یکی از بچه ها پرسیدم : ناهار یعنی چه ؟ جواب داد : بنظرم همون نار یا انار خودمون باشه ...
و من در آن عوالم کودکی با خودم فکر می کردم یعنی اینها هر روز ظهر" انار " می خورند؟ ... بالاخره یکروز که دو نفری توی حیاط خانه شان بازی می کردیم ظهر که شد مادرش صدایمان زد و گفت : بچه ها بیاین ناهار بخورین ...
پای سفره که نشستم دیدم غذا نان و بادمجان سرخ کرده است ... یواش به دوستم گفتم : پس کو انار؟ دوستم گفت :ناهار که کسی انار نمیخوره و من آن روز تازه فهمیدم که ناهار چیست ... یادش بخیر امروز سی سال از آن روزها می گذرد و با اینکه می دانم "ناهار" شیک و مجلسی و با کلاس است اما "چی" و "چاس" را ترجیح می دهم چون "چاس" خیلی اصیل تر، ساده تر ، با صفاتر و خوشمزه تر از ناهار است.