کد خبر: 109258 ، سرويس: طنز تلخند
تاريخ انتشار: 06 اسفند 1397 - 16:42
طنز اختصاصی اتحاد خبر/جاروف
خاطرات یک آقازاده

اتحادخبر- ژیژسکی ژوژوک : دیروز رسیدم واشینگتن . یه کم سرده ولی  سرماش هم می چسبه لامصب  . زنگ زدم به پاپا و مامان پری و گفتم رسیدم . خیلی خوشحال شدن . امروز رفتم خیابون پنسیلوانیا .یه موسسه ی مالی هستش تو این خیابونه که پاپا خیلی حساب کرده روش .میگه باید حتما یه اعتبار باز کنه توش . یه دونه واسه مامان پری ، یه دونه هم واسه ...

*ژیژسکی ژوژوک:


دیروز رسیدم واشینگتن . یه کم سرده ولی  سرماش هم می چسبه لامصب  . زنگ زدم به پاپا و مامان پری و گفتم رسیدم . خیلی خوشحال شدن . امروز رفتم خیابون پنسیلوانیا .

 

یه موسسه ی مالی هستش تو این خیابونه که پاپا خیلی حساب کرده روش .

 

میگه باید حتما یه اعتبار باز کنه توش . یه دونه واسه مامان پری ، یه دونه هم واسه من . خودش نمی تونه حساب داشته باشه . می دونید که ، همین قضیه اف ای تی اف و این مسخره بازیا . پاپا میگه اگه این لایحه ی مسخره تصویب بشه ، تموم ساز و کارای مالی مون به هم می ریزه و دیگه نمی تونیم پولامون رو تو بانکای خارجی سپرده کنیم . خلاصه رفتم موسسه مالیه و مراجعه کردم به یه یارو سیاهپوسته که توی یکی از پارتیشنای طبقه ی سوم نشسته بود . از پنجره ی اتاقش می شد کاخ سفید رو دید . یعنی جفت ساختمونای موسسه مالی و کاخ سفید توی خیابون پنسیلوانیان .

 

یارو سیاهپوسته پرسید چقده سرمایه دارید ؟ گفتم پنج ! پرسید پنج هزار دلار ؟ لبخند غرورآمیزی زدم و گفتم نو نو ، برو بالاتر پلیز . پرسید پنجاه هزار دلار ؟ باز هم همون لبخنده رو تحویلش دادم . پرسید پانصد هزار دلار ؟ داشتم کیف می کردم که به عنوان یه ایرانی چقده یه آمریکایی بوگندو رو دارم تحقیر می کنم . دوباره سرم رو تکون دادم که یعنی نه .

پرسید پنج میلیون دلار ؟ یه نفس بلند کشیدم ، یه فیگور آلن دلونی هم گرفتم و گفتم پنج میلیارد دلار . یارو چشاش داشت از حدقه می زد بیرون . پرسید واقعا !؟ گفتم شوخی که نداریم با همدیگه . پرسید یعنی پولتون از پول پرزدنت ترامپ هم بیشتره ؟ لبخند غرورآمیز دیگه ای زدم و گفتم هیچ وقت یه ایرانی رو دست کم نگیر ... واقعا این جور جاهاس که غرور ملی رو می شه به رخ کشید .

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/109258