کد خبر: 109255 ، سرويس: طنز تلخند
تاريخ انتشار: 06 اسفند 1397 - 14:42
طنز اختصاصی اتحاد خبر/جاروف
زنگ انشا

اتحادخبر - پرسوک : به نام خدا/موضوع انشا : مادر/هفتم اسفند ماه روز مادر است و پدر ها به همراه فرزندان در این روز از مادرها به شکل های مختلف  مانند: اهدای گل به علاوه ی  طلا یا لباس یا کیف و کفش و درنهایت وجه نقد قدردانی می کنند. بنابراین به این مناسبت تصمیم گرفتم در این انشایَم راجع به  چند ویژگی مهم مادرها بنویسم. اولین ویژگی مهم در...

*پرسوک:


موضوع انشا : مادر

هفتم اسفند ماه روز مادر است و پدر ها به همراه فرزندان در این روز از مادرها به شکل های مختلف  مانند: اهدای گل به علاوه ی  طلا یا لباس یا کیف و کفش و درنهایت وجه نقد قدردانی می کنند. بنابراین به این مناسبت تصمیم گرفتم در این انشایَم راجع به  چند ویژگی مهم مادرها بنویسم.


اولین ویژگی مهم در همه ی مادران مهربانی است و این ویژگی در تمام مادران دنیا مشترک می باشد. همه ی مادرها مهربان هستند حتی گاهی اینقدر مهربانی شان زیاد است که از این مهربانی بچه ها به دردسر می افتند. مثلا یکبار که خاله ام خانه مان بود، بچه ی خاله ام یک چیزی از روی فرش برداشت و در دهانش گذاشت خاله ام از بس مهربان است و ترسید بچه اش خفه شود بچه خاله ام را از روی زمین برداشت از پا آویزانش کرد و آنقدر به کمر و گردنش ضربه زد و او را مانند پتویی که در آن سوسک دیده باشد تکاند تا قانع شد آن چیز (که یک پوست تخمه آفتابگردان بود) از دهانش خارج شده و اینگونه پسرخاله ام را از خفگی نجات داد اما طفلکی تا یک هفته کمرش بخاطر ضرباتِ از سرِ مهرِ مادریِ مادرش کبود بود. از مهربانی مادرها می شود به اندازه ی تمامی دقایق عمر نوشت. یادم هست آن زمان ها که کوچک بودم و به مدرسه نمی رفتم خیلی دنبال گربه ها می دویدم که دمشان را بگیرم و با اینگونه بازی ها اوقات فراغتم را بگذرانم مادرم همه اَش مرا از اینکار منع می کرد و می گفت: عزیزم اینکار خطر ناک است و ممکن است گربه دستان کوچک و نازنینت را گاز بگیرد و آنوقت من خیلی غصه میخورم هاااا اما من هربار حرفهای از سر مهربانی مادرم را پشت گوش می انداختم و کارم را تکرار می کردم یکبار که داشتم دنبال گربه می دویدم مادر گفت: ندو و من بازهم توجه ننمودم  ناگهان مادر دمپایی اَش را درآورده و به سمت من شلیک کرد و آنگونه که موشک نقطه زن سپاه به مقر تروریست هایی داعش دقیق اصابت کرد، دمپایی مادرجانم دقیق بر روی کمر من فرود آمد. درست است که در اینجا محبت مادرم بسیار دردناک بود و من تا یک هفته نمی توانستم روی کمر بخوابم اما مرا از خطر گازگرفتگی گربه برای همیشه نجات داد و آنروز کاملا فهمیدم که دمپایی برای مادرجان فقط دمپایی نیست  بلکه کاربردهای دیگری هم دارد که یکی از آنها تربیت فرزند می باشد. و باید دراینجا تاکید کنم که دمپایی در تمام دنیا زبان مشترک همه ی مادرهاست.


دومین ویژگی مهم مادرها دلنگرانی است و به اندازه ای نگران حال و آینده ی بچه هاشان هستند که اِنگار همیشه دارند در دلش رخت می شویند . مثلا مادرم هربار که برای درس خواندن تنبلی می کنم می گوید: پسر عزیزم درس بخوان تا در آینده برای خودت یک پُخی بشوی و دوزار گیرت بیاید که بریزی در حلقت تا از گشنگی سَقَط نشوی و البته منظورش اینست که فرزندم درس بخوان تا آینده ی درخشانی داشته باشی و صاحب جاه و جلال و مقام شوی . (البته باید بگویم که ادبیات مادرها در معنی با آن چیزی که ما می شنویم همیشه متفاوت است)


ویژگی مهم دیگر مادرها فهمیدن حرفهای ناگفته ی فرزندان از طریق چشمانشان است. من همیشه از جمله ی «توی چشمام نگاه کن و بگو چی شده؟» ی مادر می ترسم زیرا وقتی این را می گوید من هرچه شده، هرچه قرار است بشود، هرچه دلم میخواهد بشود و هرچه نشده را در کسری از ثانیه به مادرجانم اعتراف می کنم. البته مادرها ویژگی های خیلی خیلی زیادی دارند که در این انشا نمی گنجد بنا براین در اینجا انشایم را به پایان می رسانم.

 

این بود انشای من


ای مادر عزیز که جانم فدای تو


قربان مهربانی و لطف و صفای تو


هرگز نشد محبت یاران و دوستان


هم پایه محبت و مهر و وفای تو


مهرت برون نمی رود از سینه ام که هست


 این سینه خانه تو و این دل سرای تو

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/109255