کد خبر: 108836 ، سرويس: یادداشت
تاريخ انتشار: 27 بهمن 1397 - 07:41
به مناسبت درگذشت دکتر پوران شریعت رضوی همسر زنده یاد دکتر علی شریعتی
گریه و فریاد بس کن شمعِ من

اتحادخبر- مختار فیاض: چهل و یکسال پس از درگذشت دکتر علی شریعتی، همسر اندیشمند او"دکتر پوران شریعت رضوی" نیز به او ملحق شد.هر چند مردم، پوران شریعت رضوی را با نام دکتر شریعتی می شناسند، اما بنده شخصِ او را انسانی فرهیخته می دانم که حتی بخش قابل توجهی از موفقیت دکتر شریعتی نیز مرهونِ ایثار و از خودگذشتگی او بوده است...



مختار فیاض:


چهل و یکسال پس از درگذشت دکتر علی شریعتی، همسر اندیشمند او"دکتر پوران شریعت رضوی" نیز به او ملحق شد.


هر چند مردم، پوران شریعت رضوی را با نام دکتر شریعتی می شناسند، اما بنده شخصِ او را انسانی فرهیخته می دانم که حتی بخش قابل توجهی از موفقیت دکتر شریعتی نیز مرهونِ ایثار و از خودگذشتگی او بوده است.


خانم شریعت رضوی، در کتاب"طرحی از یک زندگی" ، ضمن توضیح روال زندگیِ مبارزی متفکر همچون دکتر شریعتی،به خوبی نقش خود را در موفقیتِ دکتر شریعتی تشریح می کند و حقیقتا پس از مطالعه ی این کتاب است که مخاطب، با سیمای واقعی  دکتر شریعتی آشنا می شود.


پس از مرگ دکتر شریعتی، این بانوی فداکار و فرهیخته از سوئی  با تدریس در دانشگاه و تربیت دانشجو و از سوی دیگر با تربیت فرزندانی نظیر سوسن و سارا، متعهدانه به رسالتِ خطیرِ روشنفکریِ خود که آگاهی بخشی و انسان سازی است، ادامه داد.


بی گمان او و دکتر شریعتی شیفته ی همدیگر  بودند و چهل و یکسال هجران برایِ هر دوی آنان، بسیارسخت بود. به نظرم روز بیست و ششم بهمن، روزِ وصالِ این دو انسانِ شریف و متعهد است.


در شعرِ"شمعِ"دکتر شریعتی می توان دکتر شریعت رضوی را حس کرد :

تا‌ سحر ای‌ شمع‌ بر با‌لین‌ من‌/ امشب‌ از بهر خدا بیدار با‌ش‌

سا‌یۀ غم‌ نا‌گها‌ن‌  بردل‌ نشست‌/ رحم‌ کن‌ امشب‌ مرا غمخوار با‌ش‌

کا‌م‌ امیدم‌ به خون‌ آغشته‌ شد/تیرها‌ی‌ غم‌ چنا‌ن‌ بر دل‌ نشست‌

کا‌ندر این‌ دریا‌ی‌ مست‌ زندگی‌/ کشتی‌ امید من‌ بر گل‌ نشست‌

آه‌! ای‌ یا‌ران‌ به فریا‌دم‌ رسید/ ورنه‌ امشب‌ مرگ فریا‌دم‌ رسد

ترسم آن شیرین‌تر از جانم ز راه/ چون به کامِ مرگ افتادم‌ رسد

گریه و فریاد بس کن شمع من/ بر دل ریشم، نمک دیگر مپاش

قصّۀ بی‌تابی دل پیش من/ بیش ازین دیگر مگو خاموش باش

جز توام‌ ای‌ مونس‌ شب‌ها‌ی‌ تا‌ر/ در جها‌ن‌ دیگر مرا یا‌ری‌ نما‌ند

زآن همه‌ یا‌ران‌ به‌جز دیدار مرگ‌/ با‌ کسی‌، امید دیداری‌ نما‌ند

همدم‌ من‌، مونس‌ من‌، شمع‌ من‌/ جز توام‌ دراین‌ جها‌ن‌ غمخوار کو؟

واندرین‌ صحرای‌ وحشت‌‌زای مرگ‌/ وای‌ بر من،‌ وای‌ بر من،‌ یا‌ر کو؟

اندر این‌ زندان‌، من‌ امشب‌، شمع‌ من‌/ دست‌ خواهم‌ شستن‌ از این‌ زندگی‌

تا‌ که‌ فردا همچو شیران‌ بشکنند/ ملتم‌ زنجیرها‌ی‌ بندگی‌



(مختار فیاض.بیست و ششم بهمن ماه نود و هفت)

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/108836