کد خبر: 107540 ، سرويس: طنز تلخند
تاريخ انتشار: 25 دي 1397 - 10:01
طنز اختصاصی اتحاد خبر/جاروف
خاطرات یک آقازاده

اتحادخبر- ژیژسکی ژوژوک: دوس ندارم زیاد دستم تو جیب پاپا و مامان پری باشه. دوس دارم یه استقلال مالی داشته باشم. گفتم به مامان پری. گفتم خوشم نمیاد بهم بگن پاپاش خرپوله و این حرفا. گفتم دوس دارم خودم باشم و رو پای خودم وایسم. اولش که یه کم خندید بهم. گفت ماشالا بچه مون بزرگ شده و حرفای بزرگ بزرگ می زنه. بعدش گفت خودم به پاپا می گم...

 ژیژسکی ژوژوک:


دوس ندارم زیاد دستم تو جیب پاپا و مامان پری باشه. دوس دارم یه استقلال مالی داشته باشم. گفتم به مامان پری. گفتم خوشم نمیاد بهم بگن پاپاش خرپوله و این حرفا. گفتم دوس دارم خودم باشم و رو پای خودم وایسم. اولش که یه کم خندید بهم. گفت ماشالا بچه مون بزرگ شده و حرفای بزرگ بزرگ می زنه. بعدش گفت خودم به پاپا می گم. دیشب گفته بود بهش. پاپا زنگ زد بهم و گفت کجایی توله سگ! - همیشه وقتایی که ذوق می کنه برام، می گه توله سگ - گفتم پاریسم. گفت چی می گه مامان پری؟ گفتم دوس دارم یه کار داشته باشم و خودم باشم دیگه. خندید. بلند خندید. اینقده که به سرفه افتاد. تموم که شد خنده هاش، گفت سپردم یه کار بدن بهت. برگشتی تهرون، با پونصد هزار تومن یه شرکت ثبت کن. پونصد میلیارد تومن قرارداد جور کردم برات. گفتم کجا؟ گفت عسلویه! به طعنه گفتم حالا جایی بدتر از عسلویه نبود با این گرما و آلودگیش. پاپا خندید و گفت تو که نمی خوای بری اونجا. فقط قراردادت واسه اونجاس. گفتم همون یه روزی که باید واسه امضاش برم چی؟ دوباره خندید و گفت ای پدرسوخته. بعدش هم گفت نیاز نیس بری عسلویه. هماهنگ می کنم همینجا ردیف کنی کاراتو . بعد پرسید پونصد میلیارد خوبه؟ گفتم آره، مرسی، واسه شروع خوبه . خندید و دوباره گفت توله سگ ! ذوق کرده بود برام ...

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/107540