
اتحاد خبر-خالو: چند روز پیش داشتم تو خیابون بسیج می رفتم که از تو آینه بغل دیدم پرایدی با سرعت نور بهم نزدیک میشه کشیدم کنار. راننده دستش را گذاشت رو بوق و بیشتر دستپاچه ام کرد. اومدم پایین گفتم: آقا جان! کار مهمی داری اینقد تند میری؟ حال تند رفتنت هیچ، چرا ایقد بوق میزنی؟ خیلی طلبکارانه جواب داد: مگه نمی بینی آژانسم؟ گفتم: چرا می بینم اما تا جایی...
خالو:
چند روز پیش داشتم تو خیابون بسیج می رفتم که از تو آینه بغل دیدم پرایدی با سرعت نور بهم نزدیک میشه کشیدم کنار. راننده دستش را گذاشت رو بوق و بیشتر دستپاچه ام کرد.
اومدم پایین گفتم: آقا جان! کار مهمی داری اینقد تند میری؟ حال تند رفتنت هیچ، چرا ایقد بوق میزنی؟ خیلی طلبکارانه جواب داد: مگه نمی بینی آژانسم؟ گفتم: چرا می بینم اما تا جایی که من اطلاع دارم تو قوانین راهنمایی و رانندگی فقط سه ماشین حق دارند از بقیه راه بگیرند: اورژانس، آتش نشانی و پلیس، تو کدومشی؟ اخماشو تو هم کرد، گفت برو عامو بعد پاشو گذاشت رو گاز و دستش را روی بوق و مثل برق رفت. می خواستم بگم «ادب مرد به ز دولت اوست» دیدم اولا نیستش دوما ممکنه موضوع سیاسی بشه.
جالب اینکه مرد جوان آنقدر حق به جانب گفت «مگه نمی بینی آژانسم؟ «که هر لحظه شک کردم نکنه قوانین عوض شده من در جریان نیستم یادم باشه حتما اینو از کَل جمال بپرسم...