
اتحاد خبر-سبحان حیدری: شاید در مرحله اول فکر کنیم هر کسی که صدای زیبایی از سازی به وجود بیاورد نوازنده یا موزیسینی كامل است، که با این تعریف اشتباه هر کسی که صرفا چند قطعه را خوب اجرا می کند موزیسین به حساب می آید. نوازنده باید با اصول علمی کار آشنایی داشته باشد تا بتواند پیشرفت کند؛ البته غرق شدن در اصول نیز خود معایبی دارد ولی یک نوازنده كامل ...
سبحان حیدری*
شاید در مرحله اول فکر کنیم هر کسی که صدای زیبایی از سازی به وجود بیاورد نوازنده یا موزیسینی كامل است، که با این تعریف اشتباه هر کسی که صرفا چند قطعه را خوب اجرا می کند موزیسین به حساب می آید. اما در زیر شش ویژگی یک نوازنده کامل را می خوانید:
1. تکنیک / قدرت اجرا
به این معنی كه یک شخص توانایی اجرای قطعاتی را داشته باشد. این ساده ترین و متداول ترین و ابتدایی ترین ویژگی یک نوازنده است.
2. علم تئوریک
نوازنده باید با اصول علمی کار آشنایی داشته باشد تا بتواند پیشرفت کند؛ به روز باشد؛ در گروه های مختلف با اشخاص مختلف همکاری کند و …
البته غرق شدن در اصول نیز خود معایبی دارد ولی یک نوازنده كامل قطعا نیاز به دانستن علم تئوری كاربردی موسیقی دارد. منظور از علم تئوری كاربردی موسیقی مقداری از تئوری است كه برای نواختن و تحلیل و… در موسیقی لازم است؛ برای مثال یک نوازنده اگر كنترپوان نداند ضعف محسوب نمی شود.
3. اجرای زنده
نوازندگی در خانه مثل دریپل کردن مبل و صندلی است شما هرگز در خانه بهترین فوتبالیست جهان نمی شوید. شاید اصلی ترین ویژگی یک نوازنده اجرای زنده است. با توجه به شرایط ولی باید ماهانه یک اجرای زنده برای حداقل ۲۰ نفر داشته باشد.
در كل باید گفت: ماهیت موسیقی اجرای زنده است، همانطور كه ماهیت هنرهای ترسیمی اجرای زنده نیست ماهیت هنرهایی مثل نمایش صددرصد در اجرای زنده است. برای مثال هنر تئاتر فقط به معنای اجرای زنده است و ماهیت هنری مانند تئاتر اجرای زنده است، اگر شما از اجرای یک تئاتر فیلم بگیرید دیگر تئاتر نیست بلكه فیلم تئاتر است. و اگر در بین دیالوگ ها ایست كنید یا به اصطلاح كات بدهید می شود تله تئاتر یا… و اگر لوكیشین عوض شود می شود سینما. پس همانطور كه دیدید هر هنر در ارائه یک ماهیت دارد و ماهیت هنر موسیقی نیز اجرای زنده است.
طی حدود ۱۰۰ سال اخیر با امكانات ضبط موسیقی اغلب موزیسین ها به سمت ضبط كردن آثار خود در جهت ماندگاری رفتند و این امر روز به روز قوی تر شده تا جایی كه ماهیت این هنر ارزنده رو به فراموشی است.
4. اخلاق حرفه ای
یک نوازنده باید سنجیده رفتار کند، دچار خودبزرگ بینی نشود و… . درباره این بخش می توان یک کتاب نوشت. این بخش توضیحات بسیار گسترده ای دارد پس برای درک بهتر یک مثال (خاطره) تعریف می كنیم: یكی از دوستان تعریف می كرد كه روزی برای یک نمایش از یک نوازنده كمک خواسته بودند و بعد از پذیرفته شدن این نمایش به جشنواره و كلی تمرین به محل برگزاری جشنواره كه كیلومترها فاصله داشت رسیدند در لحظه اجرای نمایش نوازنده گفته من صرفا در میكروفنی كه مارک “شور” باشد نوازندگی می كنم و قهر كرده و به شهر خود بازگشته است. این یک مثال خوب از نداشتن اخلاق حرفه ای بود.
اخلاق حرفه ای شامل خیلی مسائل دیگر مثل به روز نگه داشتن اطلاعات و علم نوازنده می شود.
5. علم تاریخچه
شکی نیست نوازنده باید در هر سبکی ریشه قطعه ای که اجرا می کند را بداند.
شور چیست ؟ چرا شور ؟ چگونگی به وجود آمدن و تغییر در طول گذر زمان و…؟ بوره چیست؟ پولونز های معروف؟ کنسرتو در طول گذر زمان چه تغییری کرد؟ و...
6. خلاقیت و شجاعت
اگر قرار باشد یک نوازنده فقط در درجه عالی کار جدیدی انجام دهد هرگز سبک ها، نوع نوازندگی ها، مکتب ها و… به وجود نمی آمدند و اگر قرار باشد همان اجراها به شکل قبلی اجرا شوند پس از مدتی خسته کننده خواهد شد؛ پس یک نوازنده باید خلاق و شجاع باشد.
در واقع این ویژگی ها را گفتیم تا اگر در موردی ضعف زیادی داریم سعی بر برطرف كردن آن داشته باشیم و این اصلا به این معنی نیست كه اگر شخصی علم تئوری موسیقی نداشت اصلا نوازنده نیست. زیرا ما نوازندگان زیادی در طول تاریخ داشته ایم كه در موسیقی تاثیر گذار بوده اند ولی اصلا علم تئوری نمی دانسته اند. باید کم کم این فرهنگ جا بیافتد که موسیقی می تواند منتقد، مدرس، آهنگساز، مجری طرح و… داشته باشد. شخصی ممکن است انتقال دهنده بسیار خوبی باشد، و شخص دیگری منتقد، شخصی نوازنده، شخصی سازنده (تکنسین ساز) و… . اینها هر کدام در جایگاه خود محترم هستند.
*نوازنده و مدرس موسیقی