کد خبر: 103016 ، سرويس: طنز تلخند
تاريخ انتشار: 12 مهر 1397 - 11:55
گورمو واروفم ...

اتحاد خبر-خالو: اون وقتا دبستان شش کلاسه بود بعد میرفتی دبیرستان مینشستی کلاس هفتم. یه محیط تازه و نو وهمکلاسی های جدید. دبیرستان فرخی بودیم. تو کَتی که من می نشستم دو نفر دیگه هم بودن. من ادبیاتم خوب بود و ریاضیاتم افتضاح. سمت راستیم ریاضیاتش خوب بود و و ادبیاتش واویلا. سمت چپی دیگه وامصیبت. نه ریاضیاتش خوب بود نه ادبیات ...

خالو*

 

اون وقتا دبستان شش کلاسه بود بعد میرفتی دبیرستان مینشستی کلاس هفتم. یه محیط تازه و نو و همکلاسی های جدید. دبیرستان فرخی بودیم. تو کَتی که من می نشستم دو نفر دیگه هم بودن. من ادبیاتم خوب بود و ریاضیاتم افتضاح. سمت راستیم ریاضیاتش خوب بود و و ادبیاتش واویلا. سمت چپی دیگه وامصیبت. نه ریاضیاتش خوب بود نه ادبیات. سه ماهی موند و بعدش، دیگه نیومد. گفت من هیچی نمیشم. ترک تحصیل کرد. بعد از مدتی یه روز دیدمش گفت رفتم شاگرد شوفر شدم. چند روز پیش که تو خریدن لاستیک برای پرایدم مونده بودم. همینطور که داشتم کاشی ها را می شمردم رسیدم به دفتر بیمه دوستم. گفتم یه سلام علیکی کنم و رد شم. از اصرار دوستم که بیا قهوه ای بخور. نشسته بودم که یه پرادو جلو دفتر ایستاد. یه خانم خیلی با کلاس پیاده شد و قیمت بیمه ماشینش رو پرسید و برگشت  تو ماشین، بعد با یه آقا برگشت.. منم سر بزیر نشسته بودم. اونا هم داشتن با کارتهای بانکیشون پول رد و بدل میکردن. حرف سه میلیون و چهار میلیون و بیشتر بود. یه دفعه دستی خورد رو شونه ام. سرمو بلند کردم. گفت: مو نشناختی؟ گفتم: شرمنده. گفت: فلانیم کلاس هفتم دبیرستان فرخی کَت چهارم. شناختم. مثل من خیلیم شکسته نشده بود. گفتم: دختر خانمتونه؟ یواشکی در گوشم گفت: نه خانممه، البته سومیه. گفتم: بقیه خانما میدونن؟ گفت بله. البته با هم زندگی نمیکنن. خونه هاشون جداست. هر یکی هم یه خونه دارن. فقط، مشکلم سر تعویض مدام ماشینشونه ... خب تو چه میکنی؟ اومدی ماشینتو بیمه کنی؟ گفتم: نه اومده بودم گورمو واروفم...

لينک خبر:
https://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/103016