
یکی از آفت های رایج در شعر زمان ما فرهنگ «مریدپروری» ست، فرهنگی که ریشه در تملق، خودستایی و ... دارد.
این فرهنگ، یک جریان دو سویه است. سویه ی نخست آن با تقدس نمایی (ژست مقدس مابانه)، ایجاد شخصیت های وابسته، القا شخصیت برتر، ستایش از خود (خودشیفتگی)، قدرت طلبی، شهرت طلبی، نگرش منفعت طلبانه به شعر و ... شکل می گیرد و سویه ی دوم آن با عدم استقلال
یکی از آفت های رایج در شعر زمان ما فرهنگ «مریدپروری» ست، فرهنگی که ریشه در تملق، خودستایی و ... دارد.
این فرهنگ، یک جریان دو سویه است. سویه ی نخست آن با تقدس نمایی (ژست مقدس مابانه)، ایجاد شخصیت های وابسته، القا شخصیت برتر، ستایش از خود (خودشیفتگی)، قدرت طلبی، شهرت طلبی، نگرش منفعت طلبانه به شعر و ... شکل می گیرد و سویه ی دوم آن با عدم استقلال شخصیتی و هنری، نگرش منطقه ای و محدود به شعر، استفاده از القاب و عناوین متعدد در گفتار و نوشتار، بزرگنمایی، تاثیرپذیری و تقلید (که گاه تا حد «سرقت ادبی» تنزل پیدا می کند)، یکجانبه گرایی و ... نمود می یابد. سویه ی نخست، جنبه ی فردی و سویه ی دوم، جنبه جمعی دارد.
در فرهنگ مریدپروری، نقد جنبه ی علمی خود را از دست می دهد و در خدمت «تملق» و «ریا» قرار می گیرد؛ نه تنها چشم های منتقد بر روی ضعف های اثر بسته می شود، بلکه گاه ضعف ها نیز به عنوان نقطه ی قوت، قلمداد می شوند.
در فرهنگ مریدپروری، ارزش جشنواره ها به شاعران آن نیست، بلکه ارزش شاعران به جشنواره هایی ست که در آن شرکت کرده اند.
در فرهنگ مریدپروری، محافل ادبی، نشریات و ... به جای این که در خدمت شعر باشند، در خدمت فرد (شاعر) قرار دارند.
در فرهنگ مریدپروری، دفاع از جایگاه ادبی «مریدپرور» وظیفه و رسالت اخلاقی مریدان به شمار می رود.
در فرهنگ مریدپروری «آموزش» جای خود را به «ویرایش» می دهد تا سلطه ی «فرد» بر «جمع» حفظ شود.
در فرهنگ مریدپروری، «نقد پذیری» فقط یک رویه دارد: تعریف و تمجید!
در فرهنگ مریدپروری، «احساس» بر «تعقل» (سویه ی دوم) و «عقل» بر «عشق» (سویه ی نخست) غلبه دارد؛ هر چند نمود بیرونی، در سویه ی نخست، عکس این باشد.
در فرهنگ مریدپروری، گاه «بازیگری» و «بازیگردانی» از «شعر»، پیشی می گیرد.
در فرهنگ مدیرپروری، مراودات ادبی در یک فضای بسته و محدود جریان دارد و نگرش «انحصاری» بر همه ی شوون آن حاکم است.
در فرهنگ مدیرپروری، «مدرنیته» زیر سایه ی «سنت» و «شکل» (form) زیر سایه ی مضمون، رنگ می بازد.
در فرهنگ مریدپروری «نظر به چشم و ابروی مولف معطوف می شود تا به بینایی تالیف» (1)
در فرهنگ مریدپروری...
در فرهنگ...
در ...
ادامه ی این سطرها را، شما فکر کنید /م
لطفا!
پانوشت:
1. سید علی صالحی