امروز: جمعه 28 دي 1397
    طراحی سایت خبری
جستجو:

اتحادخبر _سراینده_ عصمت خاله:عملیات پزشکی در جنگل/شبی گرگ ها جمله جمع آمدند/چو پروانه بر گرد شمع آمدند/مه تابع خونچک و خونمکک/گهی جمع و گاه دگر تک به تک/بنا کرده شد پس اتاقی به چوب/فضایی دل انگیز و زیبا و خوبسپس تخت و تجهیز آورده شد/و درمانگری، سخت گسترده شد...

ارسال شده حدود 11 روز پيش

اتحاد خبر-خان: نمی دانم چه سِرّی در کار بود، تا قلیان می آمد زیر  پوز (معادل بینی) باپی. یک باره از این رو به آن رو می شد. می رفت در حِسّ و حال. با سه چهار پُکِ اوّل؛  می زد زیر آواز. مُجاز و غیر مُجاز می خواند. وقتی قلیان «دیدو» می شد. دودِ غلیظ را از راهِ بینی وارد چرخه ی حیات می کرد و رمانتیک گونه هایی در قالبِ «موج نو» می سرود...

ارسال شده حدود 1 ماه پيش

اتحاد خبر-سراینده( عصمت خاله): (چنین گفت دکتر که این هومن است،همان بچه ی نازنین من است)- (چرا بچه ام را گرو برده اید،دل هومنم از چه آزرده اید؟)-(به او خون چکک گفت وقتی عمل؛نموده، برآوردی ام از هچل)-(به تو می سپاریم این هومنا،و گرنه نماند همی بی بلا)-(چو دکتر چنین دید، بر خود ژکید،قروچید دندان و شد ناامید)...

ارسال شده حدود 1 ماه پيش

اتحاد خبر-عصمت خاله: دزدیدن خون چکک و خون مکک دکتر را / یکی شب که دکتر مطب ترک کرد...

ارسال شده حدود 1 ماه پيش

اتحاد خبر- عصمت خاله:

دو گرگان یکی مرد و دیگر زن است / و هر یک همی بیست سالی سن است

ارسال شده 3 ماه پيش
صفحات: 1

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین

آمار سایت

بازدید امروز: 81437
بازدید دیروز: 96205
بازدید کل: 222269888

افراد آنلاین: 52