امروز: جمعه 27 مهر 1397
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 05 خرداد 1397 - 16:08

اتحاد خبر:توجه دست‌اندرکاران اقتصاد به تعامل نزدیک و اهمیت نوسانات نرخ ارز و تورم در زمینهٔ ثبات و پایداری اقتصادی دارای اهمیت بسیار زیادی است. ثبات اقتصادی افزایش سرمایه‌گذاری‌های داخلی و خارجی، افزایش احساس امنیت و آرامش و تصویر روشن از آیندهٔ اقتصادی و اجتماعی را برای کشور به ارمغان می‌آورد و این جز در سایهٔ تصمیم‌گیری‌های صحیح، به‌موقع و به دور از غرض‌ورزی‌های شخصی و در سایهٔ قانون‌گذاری مستقل و جامع امکان‌پذیر نخواهد بود.

مینا قدرتی

توجه دست‌اندرکاران اقتصاد به تعامل نزدیک و اهمیت نوسانات نرخ ارز و تورم در زمینهٔ ثبات و پایداری اقتصادی دارای اهمیت بسیار زیادی است. ثبات اقتصادی افزایش سرمایه‌گذاری‌های داخلی و خارجی، افزایش احساس امنیت و آرامش و تصویر روشن از آیندهٔ اقتصادی و اجتماعی را برای کشور به ارمغان می‌آورد و این جز در سایهٔ تصمیم‌گیری‌های صحیح، به‌موقع و به دور از غرض‌ورزی‌های شخصی و در سایهٔ قانون‌گذاری مستقل و جامع امکان‌پذیر نخواهد بود.

تغییرات نرخ ارز در یک سال گذشته تحلیل‌های فراوانی را در این رابطه در پی داشته است. که این مقاله به بررسی برخی از آثار  افزایش نرخ ارز می پردازد.
مهم ترین آثار منفی افزایش نرخ ارز را می توان در افزایش نرخ تورم و کاهش تولید دید که تهدیدی برای نرخ رشد اقتصادی محسوب می شود. اما عامل مخرب تر از رشد نرخ ارز در اقتصاد، نوسانات پی در پی قیمت است که به بی ثباتی اقتصادی دامن می زند.
افزایش نرخ ارز بر روی تورم اثر منفی خواهد گذاشت و به دنبال آن در بلند مدت آثار منفی آن به بخش تولید سرایت می کند چرا که بخشی از واردات به کالاهای واسطه ای مربوط بوده که پس از ورود به کشور به کالای نهایی تبدیل می شود. وقتی نرخ ارز افزایش یابد، واردات هم گران می شود بنابراین بر روی قیمت کالاهایی که مواد اولیه آنها وارداتی است تاثیر می گذارد و در نهایت منجر به افزایش نرخ تورم خواهد شد. به عبارتی دیگر ترکیب واردات کشور شامل مواد اولیه روغن های نباتی و تولید دام و طیور و نهاده های تولید، کالاهای واسطه ای و سرمایه ای می باشد که با گران شدن ارز به طور سریع از طریق فشار هزینه ها به تورم هزینه تولید بدل می شود و تولید کننده داخلی را تحت فشار قرار می دهد.
در چرخه فعالیت های اقتصادی، افرادی که دست آخر کالا یا خدماتی را صادر می کنند گیرنده و ذی نفع اصلی ارز قلمداد می شوند. با این تصور، برداشت عمومی این است که هر چه قیمت ارز بالاتر باشد منفعت بیشتری به جیب صادر کننده می رود این یک تصور غلط است که بیشتر از سوی ذی نفعان واردات در جامعه مطرح می شود.
اصولا صادرات کالا مبتنی بر سه بخش است. بخش اولیه تولید است. تا زمانی که کالا یا خدماتی وجود ندارد، صادرات بی معنی است. بخش دوم شامل عملیات اجرایی صادرات می شود؛ از قبیل فرآوری، آماده سازی، بسته بندی، بازاریابی و در نهایت حمل و نقل.
بخش سوم که سخت ترین و پرمخاطره ترین بخش صادرات است، شامل فروش و وصول پول می شود. در کالاهای صادراتی ایران به طور متوسط بیش از ۹۰ درصد از وجوه فروش، صرف دو بخش اول یعنی تولید و عملیات اجرایی می شود و کمتر از ۱۰ درصد آن می تواند سودی باشد که به جیب صادرکننده می رود. با این وجود صادر کننده از محل همین ۱۰ درصد ضمن محاسبه سود و بهره سرمایه( که معمولا شامل تسهیلات بانکی می شود) کلیه ریسک های ارسال کالا را پذیرفته و مبادرت به صادرات می کند. برخی از این ریسک ها تجاری بوده که شامل مخاطراتی نظیر خسارت در زمان حمل و نقل، افت قیمت در بازارهای جهانی، سوخت و سوز همه یا بخشی از وجه کالای صادر شده و ... می شود.
برخی دیگر از ریسک های صادرکننده، تجاری نبوده بلکه بیشتر جنبه سیاسی و اجتماعی دارد.
ریسک هایی همچون ارتباطات و تعاملات کشور با عرصه بین الملل، تحریم ها، هزینه های سنگین انتقال ارز، بلوکه شدن وجه در بعضی از نقاط دنیا و ... در این بسته بندی جا می گیرد.
حال چنانچه به دور از پیش داوری و منصفانه به این فرآیند نگاه کنیم متوجه می شویم که قیمت ارز چندان تاثیری در سود صادرکننده ندارد چرا که معمولا فعال صادراتی، قیمت فروش خود را بر مبنای قیمت تمام شده به اضافه سودی که حداقل و حداکثر بین یک تا ده درصد است، تنظیم می کند. بنابراین افزایش قیمت ارز نمی تواند مطلوب صادرکننده باشد. چه بسا که قیمت پایین ارز برای صادرکنندگان مناسب تر باشد چرا که هم بهره پول کمتری باید پرداخت کند و هم ریسک کمتری را متحمل می شود.
مهم ترین شاخصی که از نرخ تورم تاثیر می پذیرد، سرمایه گذاری است که با افزایش نرخ ارز، نرخ سرمایه گذاری هم افزایش می یابد. نوسانات نرخ ارز، بی ثباتی ایجاد می کند و در نهایت منجر به کاهش نرخ سرمایه گذاری خواهد شد. به عبارتی دیگر با نگرانی و عدم اطمینانی که از آینده نرخ ارز( وضعیت کل اقتصاد) در کشور هست، طبیعی است که عده ای تصمیم بگیرند با تبدیل دارایی های و پس انداز خود به ارز و طلا خود را در مقابل این ریسک مصون کنند. شواهد هم می گوید مقدار زیادی طلا در طول زمستان توسط ایرانیان خریداری شده است که حرکتی در این جهت است. در اقتصاد ایران طلا و ارزهای دیجیتال هم باید با دلار از خارج وارد شود و خرید طلا فرق چندانی با خرید دلار ندارد.
بنابراین آن هایی که توانایی مالی و اطلاعاتی دارند با تبدیل دارایی ها و پس انداز خود به ارز و طلا سعی می کنند ریسک آتی خود را پوشش بدهند ولی طبقات محروم و زحمت کش که نه پس انداز فعلی دارند، نه توان مالی برای این نوع پس اندازهای احتیاطی دارند و نه اساسا فرصت و فراغتی برای فکر کردن در مورد این موضوعات ، بدون پوشش باقی خواهند ماند.
هر قدر مقدار بیش تری از ریسک  فرادستان پوشش داده شود، باری که به دوش فرودستان می افتد سنگین تر خواهد بود. در میان مدت کالاهای مصرفی عادی که برای نیازهای پایه این قشر از جامعه وارد می شود به عنوان مثال به برنج پاکستانی فکر کنید که گران تر شده و قدرت خرید آنان کمتر خواهد شد.
ریسک های کلان و تجمیعی اقتصاد مثل آب داخل یک ظرف است و با هج کردن یک عده از شهروندان از بین نمی رود و فقط از جایی به جای دیگری منتقل می شود. اگر عده ای سهم شان را از این آب حمل نکنند، عده دیگری باید آن را به دوش بکشند. هر مقدار دلار و ارز مجازی که برای منظور پوشش ریسک خریداری می شود، از خزانه دلارهای کشور برای تامین نیازهای احتیاطی و پوشش ریسک شهروندان برداشته می شود و در نتیجه ذخیره دلار دولتی کم تری برای روزهای آینده باقی می ماند.
به هر حال مردم حق دارند به صورت انفرادی نگرانی های خود را پوشش بدهند و نمی توان نقدی متوجه آنان کرد. ولی اقتصاددانان و مشاوران مالی و سیاست گذاران باید متوجه باشند که چنین راه حل هایی در سطح کلان نمی تواند تجویز شود و باید تدابیری اندیشیده شود که این جریان پوشش ریسک، باعث انتقال مضاعف فشار به اقشار ضعیف نشود. تدابیر می تواند طیفی از روش ها مثل رفع تبعیض قیمتی، محدود کردن موقت بزرگ مقیاس به ارز، توقف پیش فروش ها و سلف های حاوی آربیتراژهای واضح، و نهایتا طراحی برنامه های مقیاس به ارز، توقف پیش فروش ها و سلف های حاوی آربیتراژهای واضح، و نهایتا طراحی برنامه های حمایتی برای جلوگیری از تورم ناگهانی در سبد مصرفی اقشار محروم مثل کوپن ارزاق پایه باشد.
و از طرفی دیگر افرادی که دارایی ها و پس انداز خود را به ارز و طلا (سکه)تبدیل کرده اند دست به اقدامات زیر می زنند برخی از آنها بخشی از ارز و طلا( سکه) بطور فیزیکی از کشور خارج  می کنند و برخی در گاوصندوقهای داخل کشور نگهداری می کنند و مهم تر از همه خروج سرمایه از طریق برنگشتن درآمد صادراتی هست که عمدتا در حسابهای بانکی خارجی پارک می شود و بخشی هم تبدیل به دارایی در خارج از کشور می شود، مثل سهام شرکتهای خارجی و یا املاک و مستغلات و غیره. فرقی نمی کند؛ در هر سه حالت، سرمایه از بخش مولد اقتصادی کشور خارج شده و این باعث رکود اقتصادی در آینده و افزایش بیکاری می شود. البته در بلندمدت، سرمایه ای که به صورت فیزیکی از مرز رد شده احتمال بازگشت کمتری دارد، اما سرمایه داخل مرز شاید باز به سرمایه مولد تبدیل شود. حال چه جور می توان سرمایه رو به بخش مولد اقتصاد برگرداند این اتفاق زمانی می افتد که سود سرمایه گذاری در ارز را با سود سرمایه گذاری های مولد متناسب کنیم. با قیمت هایی که بانک مرکزی تعیین کرده، سود پیش خرید سکه، چه یک ماهه، چه یکساله، هیچ تناسبی با سود سرمایه گذاری مولد در کشور ندارد. نرخ ۴۲۰۰ هم قیمت واقعی دلار نیست، خرید دلار ۴۲۰۰، یا حتی گرانتر، سرمایه گذاری پر نفعی می باشد. در پنج سال گذشته، حجم ریال سه برابر شده اما قیمت دلار دو برابر هم نشده. این یعنی هنوز سرمایه گذاری در ارز خیلی سودآور هست. لذا می توان فهمید چرا عطش بازار ریالی، برای دلار و سایر ارزها باقی هست.
هر وقت قیمت ارز تا سطح تعادلی افزایش پیدا کرد، دیگر از آنجا به بعد سود زیادی نخواهد داشت. همین که انتظار از سود آینده ارز کم شود، به دنبال سود بالا در بازارهای دیگر، ارز و سکه از گاوصندوقها خارج شده، بفروش می رسند. با تعادلی شدن قیمتها، ارز از حسابهای بانکی آن طرف مرز خارج شده، در قالب کالای وارداتی به کشور بر میگردد.
با تعادلی کردن قیمت ارز و بازگشت سرمایه های خارج شده به کشور و با تعادلی کردن همه قیمتها، انگیزه تولید افزایش پیدا می کند پس سرمایه به بخش مولد اقتصاد برمی گردد، قاچاق کم می شود، صادرات تسهیل می یابد، فساد دولتی کم می شود، حجم صادرات در بلندمدت افزایش پیدا می کند و اشتغال زایی صورت می گیرد.

 

مینا قدرتی
 کارشناسی ارشد اقتصاد



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1397/03/06 - 21:54
0
1
باز هم نوشته های بسیار خوب خانم قدرتی و مقاله ایی عالی در خصوص اقتصاد به امید اجرایی شدن این قانون ها
1397/03/05 - 19:05
1
1
عالی بود
1397/03/05 - 18:39
0
2
درود بر سرکار خانم قدرتی. بسیار عالی و نیک بود این یادداشت. متاسفانه در این بلبشوی قیمت ها و نا بسامانی بازار ارز احتکار اجناس و گرانی بی,دلیل که خود مردم به آن دامن می زنند باعث تشدید,این اوضاع می شود... ای کاش تدبیری اندیشیده میشد تا از محصولات داخلی البته با هزینه هزینه مناسب نسبت به جنس خارجی استفاده کنیم.
1397/03/05 - 17:30
1
1
بسیار مفید و اموزنده
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین