امروز: دوشنبه 30 مهر 1397
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 01 خرداد 1397 - 11:51

اتحاد خبر: «آن مادران، این دختران» آخرین رمان بلقیس سلیمانی، نویسنده پرکار و پرطرفدار کرمانی است. مشخصه اصلی این رمان همانند باقی آثار او پرداختن به مشکلات زنان و موانع آنها در مسیر رسیدن به کمال است. مشکلاتی که بیشتر شامل مضامینی چون رنج و ستم و زندگی پر اندوه زن، بارداری، زایمان، مادری و مسائل خاص زنان و انتقاد به فرهنگ مردسالار است.

روزنامه سازندگی - ندا کاکاوند: «آن مادران، این دختران» آخرین رمان بلقیس سلیمانی، نویسنده پرکار و پرطرفدار کرمانی است. او که پیش از این، کتاب هایی مثل «مارون»، «سگ سالی»، «روز خرگوش»، «به هادس خوش آمدید» و «من از گورانی ها می ترسم» را در کارنامه خود دارد، در این زمان بیشتر به مسائل اجتماعی پرداخته و فضاهای سیاسی و تاریخی را که عمدتا در رمان های پیشین اش وجود داشت در این کتاب وارد نکرده است.

مشخصه اصلی این رمان همانند باقی آثار او پرداختن به مشکلات زنان و موانع آنها در مسیر رسیدن به کمال است. مشکلاتی که بیشتر شامل مضامینی چون رنج و ستم و زندگی پر اندوه زن، بارداری، زایمان، مادری و مسائل خاص زنان و انتقاد به فرهنگ مردسالار است. «ثریا» شخصیت اصلی این رمان است، زنی که شوهر خود را از دست داده و خواننده در طول رمان با رنج هایی که برای ادامه زندگی اش می کشد مواجه می شود. سختی هایی که اکثر کاراکترهای اصلی رمان های بلقیس سلیمانی متحمل می شوند و اگر خواننده کتاب های قبلی او را خوانده باشد زیاد متعجب نخواهد شد. چرا که او همواره دغدغه های زنان را داشته و این امر برای او شاید اولین اصل در خلق قصه هایش باشد.

نفرینِ گوران

در تمام طول رمان «آن مادران، این دختران» ما شاهد امضاهای مکرر نویسنده هستیم. موتیف هایی که هم در این رمان و هم آثار پیشین او بارها بیان شده اند و به او کمک کرده اند تا به تاملات و دغدغه هایش عینیت ببخشد و در عین حال خواننده به راحتی به اهمیت آن نزد نویسنده و افکار و اندیشه های او پی ببرد. تصاویر روستایی، توصیف دقیق مسائل مربوط به زن ها، انتخاب های چالش برانگیز، رنج، فقر اقتصادی و فرهنگی و پیامدهای منفی آن بر زندگی و سرنوشت شخصیت ها، مسائل مربوط به فلسفه، میل به تحصیل و پیشرفت در شخصیت های اصلی زن و رها کردن زندگی روستایی و مهاجرت به تهران از درونمایه ها و صحنه هایی است

که بیشتر در حوزه مفاهیم باورشناختی و اندیشه ای قرار می گیرند، نه فقط در این رمان که در بیشتر کارهای او تکرار می شوند که گاه نویسنده به عمد برای تاکید بر اندیشه هایش به آن می پردازد و گاه بدون هیچ تمهیدی به رمان وارد می شوند و ریشه در زیست نویسنده و لمس برخی از این موضوعات توسط او دارد. مضامینی که به سبب تکرار مداوم، تداعی گر معنایی خاص نزد مخاطب می شود و درونمایه داستان را تقویت و جذابیت اش را دو چندان می کند. ویژگی دیگر این رمان تقابل میان نسل هاست که مانند اکثر رمان های زن محور حول رابطه مادر و دختر می چرخد. رابطه ای که رضایتبخش نیست و دختر، رابطه گرم و موثری با مادرش ندارد.

ثریا به عنوان زنی که از زندگی روستایی خود عبور می کند، انقلاب و جنگ را پشت سر می گذارد و در عین حال همسرش را در اتفاقی عجیب از دست می دهد، ولی باز برای حفظ اصول و استقلالش تلاش می کند؛ در مقابل، دخترش آنا، کاملا در نقطه مقابل او قرار می گیرد و به هیچ یک از اصول مادرش پایبند نیست. آنا همه کارهای ریا را مسخره می کند و با لحنی طنزآلود درباره احساساتش صحبت می کند و به رغم علاقه ای که به ثریا دارد هر وقت فرصتی دست دهد از رفتارهای سنتی اش انتقاد می کند.

این تقابل های نسلی اکثرا در حد طرح مفاهیم زندگی روزمره است ولی گاه نویسنده گام را فراتر می نهد. مفاهیم ارزشی، تفاوت فکری و اختلاف عقیدتی میان این دو نسل را بازگو می کند و این تقابل به رابطه ثریا با آنا محدود نمی شود و نویسنده این ضدیت را در مادر ثریا با او و آنا هم نشان می دهد. رابطه ای سرد و بی روح و تحقیرهای مدام مادر ثریا به خاطر ازدواجش با یک غریبه که در طول زمان فقط نقش یک انتقادگر به خود می گیرد و هیچ گاه از تصمیمات او مثل نگه داشتن جنین اش حمایت نمی کند.

ما در این رمان به هیچ عنوان شاهد ارتباط کلامی موثر و عمیق میان شخصیت ها نیستیم و فقط از طریق روی است که از افکار و احساسات ثریا آگاه می شویم. مشخصه دیگری که در آثار بلقیس سلیمانی به شدت برجسته است، اقلیم گرایی است. هر نویسنده سوای انگیزه های درونی، تحت تاثیر محرک های بیرونی است که ذهن و تخیل او را درگیر می کند. فضای اجتماعی، سیاسی و جغرافیایی که او در آن زندگی می کند همگی به خاستگاه اقلیمی او مربوط است و این امر همواره سایه اش بر روح داستان او گسترده است. بلقیس سلیمانی هم از این قضیه مستثنا نیست.

نفرینِ گوران

او که خود دوران کودکی و نوجوانی اش را در روستا سپری کرده، در داستان هایش توجه خاصی به آداب و رسوم بومی و منطقه ای دارد و در بسیاری از تصویرسازی هایش از روستا و از مدل واقعی محل زندگی خود استفاده کرده است. آداب و رسومی که او به تصویر می کشد نه از نوع ستایش سنت هاست که در ادبیات سلیمانی جغرافیای مشترک و ساختگی تمام داستان هایش یعنی «گوران» چندان ستود نی نیست و در تقابل با پیشرفت و تعالی شخصیت هاست. جایی که شخصیت های اکثر رمان های بلقیس سلیمانی آن را ترک می کنند تا به هدف شان که استقلال و کمال است دست یابندت و گاه دوباره به سمت آن باز می گردند.

از این نظر می توان گفت که هدف بلقیس سلیمانی در استفاده از ویژگی های اقلیمی در قصه هایش، نه فقط بیان آداب و رسوم که خلق جغرافیایی با ویژگی های خاص است که نمادی از جامعه سنتی و ضد مدرنیته است که از رسوم کهنه و تاریخ گذشته خود دست نمی کشد و هر اتفاقی هم که بیفتد بر درستی آن پافشاری می کند. در رمان «آن مادران، این دختران»، ثریا هم اهل همین گوران است. روستایی که به تازگی شهر شده و او خیلی سال قبل برای تحصیل آن را ترک کرده است. با مردمانی سنتی که هر که غیر از خود را «غربتی» می خوانند. ثریا برای عبور از این دست سنت ها از گوران به تهران می آید ولی باز از آن رهایی ندارد.

منطقه ای که انسان هایش راه را بر تغییر بسته اند و هر چقدر هم زمان پیش برود، از موضع های متعصبانه و نادرست خود کوتاه نمی آیند. این رکود فرهنگ یو اخلاقی در گوران بارها توسط نویسنده مطرح می شو د. برای مثال زمانی که ثریا به گوران باز می گردد، همان شکلی است که قبلا بوده با همان آدم ها و با همان ویژگی ها. حتی بعد از گذشت سال ها و گذر از جوانی نگاه گورانی ها به ثریا به عنوان زن مستقل و تحصیل کرده تغییر نکرده است. این رمان همانطور که جمال میرصادقی در توصیف رمان های اقلیمی می گوید، رمانی است که به کیفیت و مختصات جغرافیایی خودساخته خود یعنی گوران وفادار است.

در این رمان نویسنده مانند سایر آثار پیشین خود توجه بسیاری به توصیفات و خصوصیات بومی و ناحیه ای دارد و پیوسته از صحبت کردن و تکیه کلام ها و اصطلاحات گورانی حرف می زند و آداب و رسوم شان را در نحوه پذیرایی، عزاداری و عروسی برای خواننده یادآور می شود. آخرین رمان بلقیس سلیمانی که با رویکرد واقع گرایانه و نگاهی انتقادی به مسائل و روابط اجتماعی مرتبط با جامعه زنان نوشته شده است، این بار هم بر جغرافیا و نوع رابطه میان انسان ها و گذشته دردناک استوار است. نوعی از ادبیات که بلقیس سلیمانی همواره به آن وفادار است و مخاطبانش هم آن را دوست دارند.



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین