امروز: سه شنبه 23 مرداد 1397
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 24 ارديبهشت 1397 - 11:39
به مناسبت بیست و پنج اردیبهشت، روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت فردوسی

اتحاد خبر-حسین جعفری: مار نماد اهریمن و ستمکارگی است و اولین ستم بر آدم از ناحیه ی ابلیس پر تلبیس به هیئت مار رفته است و موجب آوارگی او شده. پس مار دشمن آدمی است و گاو نماد برخاستن و خیزش از زمین است و در داستان گاوه و فریدون و خیزش بر اژی دهاک و گرفتن و بستن و سر کوفتن ایشان هماناست که  آدم و گاو نیروی خود را یکی می کنند و بر دشمن...

گرزگاوسار و دوش اژدها

* حسین جعفری

                                                                                         

مقدمه : 

 

خیزش کاوه ی آهنگر در برابر ظلم ضحاک نمونه ای از ظلم ستیزی و خیزش ملی در برابر ستمکاران است که در داستان های ملی و نوشته های دوران باستان بازتاب یافته و فردوسی بزرگ  در اواخر قرن چهارم و آغاز قرن پنجم هجری قمری به زیباترین گونه آن را به نظم کشیده است :


" هم آنگه یکایک ز درگاه شاه / بر آمد خروشیدن دادخواه

بدو گفت مهتر به روی دژم / که بر گوی تا از که دیدی ستم

خروشید و زد دست بر سر زشاه/ که شاها منم کاوه ی دادخواه

یکی بی زیان مرد آهنگرم / زشاه آتش آید همی بر سرم

توشاهی وگر اژدها پیکری / بباید بدین داستان داوری

که گر هفت کشور به شاهی توراست / چرا رنج و سختی همه بهر ماست؟

شماریت با من بباید گرفت /بدان تا جهان ماند اندر شگفت ....


مار نماد اهریمن و ستمکارگی است و اولین ستم بر آدم از ناحیه ی ابلیس پر تلبیس به هیئت مار رفته است و موجب آوارگی او شده . پس مار دشمن آدمی است و گاو نماد برخاستن و خیزش از زمین است و در داستان گاوه و فریدون و خیزش بر اژی دهاک و گرفتن و بستن و سر کوفتن ایشان هماناست که  آدم و گاو نیروی خود را یکی می کنند و بر دشمن، اهریمن یا همان شیطان که در وجود " دوش اژدها " جای گرفته است می شورند و این موجود سه پوزه ی شش چشم و شش گوش را از روی زمین بر می دارند و بهار آزادی و فره مندی را برای ایرانیان به ارمغان می آورند .


اقوام هند و ایرانی از گاه باستان و دوره ی  دامپروری و زان پس با روی کار آمدن کشتار ورزی  و وابستگی به زمین برای گاو ارزش و اهمیتی فراوان قایل بوده اند و همواره نقش ونام این موجود در سنگ نبشته ها و کتیبه ها نقر شده و به یادگار مانده است . به طوری که در فرهنگ هندی به دلیل وابستگی به زمین و وجود دره های حاصل خیز رود های گنگ و سند و تمدن هایی مانند : موهنجودارو ، هارپا ،  چانهودارو، لوتال و...  و دره های حاصل خیز گنگ ،سند ، ایندوس و برهماپوترا ، نشانه ی آن است . سر انجام به افراطی گری در تقدس گاو و پرستش آن دربسیاری از آیین هندوان انجامید ولی در ایران گاو نماد رویش طبیعت و باروری است و نقش مهمی در زندگی کشاورزی دارد .و اصطلاحاتی مثل گاوبند، گاو زمین ، پاگاو ، گاو درآمدن یا گاه در آمدن زمین و باغ نشانه ی این است . در متون مقدس زردشتيان آمده است كه : در كنار رود مقدس ، دو دانه رویيده شد ، از يكى كيومرث، نخستين انسان - پديد آمد، و از ديگرى نخستين گاو. بنابراين در فلسفه ی دين زرتشت نخستين آدم با اولين گاو همزاد و همراه است ، و به همين سبب نقش گاو در مذهب هندو و كيش زردشت بسيار مهم تلقى شده است و آنها بر اين باورند كه گاو توتم آبایى است و جد اعلاى آنان در گاو تجسم پيدا كرده و تجلى نموده است

 
بدين ترتيب ، از اعصار پيشين ، در فكر و انديشه مردم هند، گاو به عنوان توتم، جد اعلاى آنان، متمركز شده و امروزه گاو به صورت حيوانى مقدس و محترم در نزد جمعى از مردم هند تلقى مى شود كه گوشت آن را بر خود حرام نموده و خوردن آن از گناهان نابخشودنى محسوب مى شود، زيرا توتم مظهر و تجلى گاه روح جد بزرگ تيره و طایفه شمرده مى شود.

   
در اين باره دكتر ترابى مى گويد:" در آیين هندو، علاوه بر خدايان فراوانى كه وجود دارند، حيوانات مقدس متعددى مانند بوزينه - ميمون - و مار و غيره  نیزوجود دارند كه در رأس آن ها، گاو از همه مقدس تر است ، مخصوصا گاو ماده كه مقدس ترين حيوانات و مظهر همه خدايان شمرده مى شود، و به عقيده همه طبقات هند، گاو ماده در عالم بالا مقامى والا دارد، و اين قداست گاو و ارواح اجداد در بين همه پيروان آیين هندو، به هر گروه و فرقه اى كه منسوب باشند، محترم و معبودِ مقدس محسوب مى شود، و روى همين قداست گاو ماده است كه كشتن و خوردن گوشت اين حيوان به منزله كشتن و خوردن انسان ، و از گناهان بسيار بزرگ شمرده مى شود، اين عمل خود يكى از علل دشمنى و جدایى بين هندوها و مسلمانان مى باشد."


در آیین میترایسم آیین ایرانیان پیش از زرتشت - برخلاف آیین هندوان ، کشتن و ذبح کردن گاو نماد رهایی از نفس و شهوت است و برای خشنودی ایزد مهر، گاو را می کشند تا میترا یا به اصطلاح مهر، خورشید ، خوشحال شود چرا که خصومت بین زمین و خورشید یا جدال بین ماه و خورشید و این که  گاو نشانی از ماه است به دلیل این که شاخ گاو مانند ماه نو است  و شیر نشانی از خورشید و کشتن شیر، گاو را و بر پشت او چنگ انداختن ، که در کتیه های تخت جمشید نیز نقرشده  و نشانه ی پیروزی بر زمستان ، پایان سرما وآمدن بهار و زایش طبیعت است  و یا مجسمه ی  گاو زانوزده در برابر خورشید که مربوط به دوره ی ایلامی است و اکنون در موزه ی " متروپولیتن " نیویورک نگهداری می شود ؛ نشانه هایی از این اندیشه و باور قبل از آیین زرتشت است .


پس از ظهور پیامبر زرتشت و چیرگی آیین زرتشت بر دین میترایی ، کشتن و قربانی کردن گاو در این آیین نهی شد و پیامبر زرتشت فرمان داد گاو را جز به ضرورت و برای تامین خوراکی ، انسان حق ندارد بکشد و پرسش کرد آیا گاو در مزرعه ی یک کشاورز برای شخم زدن و کشتا رورزی به کار گرفته شود بهتر نیست تا در راه میترا و برای خوشنودی او کشته شود ؟


در تمدن مصر باستان ، خدایان متعدد به شکل گاو نر تجسم پیدا کرده و در تندیس های آشوری گاونر با سر آدمی نقش محافظ را داشته، همان چیزی که در دو طرف کاخ دروازه ی ملل یا کاخ انتظار در تخت جمشید   ، گاوشیرهای بال دار با سر انسان دیده می شود .


در دین مبین اسلام و کتاب آسمانی قرآن کریم ، دومین و بزرگترین سوره ی قرآن با دویست و هشتاد وشش آیه با نام گاو بقره- نازل شده است و اهمیت این موجود را برای انسان ها می رساند . اما، کشتن گاو نهی نشده و روز دهم ذی الحجه  عید قربان ، مورد توافق همه ی مذاهب و فرقه های اسلامی ، مسلمانان در سراسر ممالک اسلامی هزاران گاو را به نشانه ی قربانی شدن حضرت اسماعیل در برابر معبود سر می برند و خون گاو را بر سنگ فرش خیابان ها و پیاده روها جاری می سازند .


در قرآن مجید خداوند به قوم یهود دستور می دهد که زیباترین گاو خود را قربانی کنند و در فرهنگ مردم بین النهرین گاو نماد بزرگی ، قدرت و روزی است .

 

 آبان بن تغلب می گوید : از امام صادق پرسیدم : زمین بر چه چیزی استوار است ؟ امام (ع) فرمود : بر ماهی ، گفتم : ماهی بر چه چیزی استوار است ؟ فرمود: بر آب ، پرسیدم آب بر چه چیزی ؟ فرمود بر صخره سنگ سخت پرسیدم : صخره بر چه چیز ؟ فرمود بر شاخ گاوی راهوار ، گفتم گاو بر چه استوار است ؟ فرمود : بر خاک نمناک ، گفتم : خاک نمناک بر چه چیز ؟ فرمود : هیهات ، که در این جا دانش دانشمندان گم گشته است .  سندیت این حدیث در اصول کافی و بهار الانوار تایید شده است . در مورد اهمیت گاو در داستان اژی دهاک و خیزش کاوه ی آهنگر تا پیدا کردن فریدون و به بند کشیدن ضحاک ، دکتر قدم علی سرامی از کتاب " مازهای راز اثر دکتر کزازی چنین می نویسد :" فریدون پهلوانی فرهمند و اهورایی است که باید برخوردار از نیروهای فراسویی و مینوی ابدی باشد تا تباهی را بر اندازد از این رو باید دایه ای نمادین و افسانه ای داشته باشد که گاو برمایه که یادآور گاو نخست آفریده ی اورمزد در کرانه ی رود " وه دائیتی " در ایرانویچ است .و این گاو نمادین است که باشیر خود پرورنده ی پهلوانی اهورایی است که بنیانگذار پادشاهی بزرگ ایرانی است .


آلبرت جی کارنو، اسطوره شناس ، که به بررسی اسطوره های ایرانی پرداخته ، گاو را نمادی از نور و خوبی در برابر تاریکی و بدی می داند و می نویسد این گاو است که با شیر خود فریدون را می پرورد تا قدرتی باشد در برابر تاریکی و ستم و نور وروشنایی دوباره در برابر تاریکی و بدی افزون شود .


کاوه نمادی ترین شخصیت پهلوانی داستان فریدون است که نام او هم همان نام گاو است و به معنی قدرت است . گاوه وقتی استشهاد نامه ی ضحاک را پاره و لگد مال می کند ضحاک که برای درباریان بزرگترین قدرت بود هیچ کاری نمی تواند بکند و اژدها دوش در برابر این مظهر قدرت و ظلم ستیزی گنگ و ناتوان می شود .سپهبد به گفتار او بنگرید/شگفت آمدش کان سخن‌ها شنید. بدو باز دادند فرزند اوی / به خوبی بجستند پیوند اوی . بفرمود پس کاوه را پادشا /که باشد بران محضر اندرگوا. چو برخواند کاوه همه محضرش / سبک سوی پیران آن کشورش . خروشید کای پای مردان دیو / بریده دل از ترس گیهان خدیو ... نباشم بدین محضر اندر گوا / نه هرگز بر اندیشم از پادشا . خروشید وبرجست لرزان زجای /بدرید و بسپَرد محضر به پای . گرانمایه فرزند او پیش اوی / ز ایوان برون شد خروشان به کوی . مهان شاه راخواندند آفرین/که ای نامور شهریار زمین . زچرخ فلک بر سرت باد سرد / نیارد گذشتن به روز نبرد . چرا پیش تو کاوه ی خام گوی / بسان همالان کند سرخ روی . همه محضر ما و پیمان تو / بدرد، بپیچد ز فرمان تو . کی نامور پاسخ آورد زود / که از من شگفتی بباید شنود . که چون کاوه آمد ز درگه پدید/ دو گوش من آواز او را شنید . میان من و او ز ایوان درست / تو گفتی یکی کوه آهن بِرُست . ندانم چه شاید بدن زین سپس / که راز سپهری ندانست کس ."


راز سپهری همانا در پیوند کاوه با گاو است و کاوه نمادی از قدرت و نیروی اهورایی در برابر ستمگر و گاو در برابر اژدها است . پیوند نیروی آدمی و گاو در برابر اهریمن و مار است .


در شاه نامه نخست بار نام" گرزگاوسار" در داستان فریدون و ضحاک می آید . چوکاوه برون شد ز درگاه شاه/برو انجمن گشت بازارگاه / همی برخروشید و فریاد خواند /جهان را سراسر سوی داد خواند . از آن چرم کاهنگران پشت پای / بپوشند هنگام زخم درای . همان کاوه آن بر سر نیزه کرد /همانگه زبازار برخاست گرد . خروشان همی رفت نیزه به دست / که ای نامدارن یزدان پرست . کسی کو هوای فریدون کند / دل از بند ضحاک بیرون کند . بپویید کاین مهتر آهرمن است /جهان آفرین را به دل دشمن است . بدان بی بها ناسزاوار پوست / پدید آمد آوای دشمن زدوست . بدانست خود کافریدن کجاست /سر اندر کشید و همی رفت راست.


فریدون وقتی آماده ی نبرد با ضحاک می شود ، نقش گرزی را به شکل سر گاو بر زمین می کشد و شکل سلاحی را که می خواهد با آن به جنگ ضحاک برود به آهنگران نشان می دهد و این گرز پس از فریدون نیز به یادگار می ماند همانند آن چرم پاره ی آهنگری کاوه که بعدها " درفش کاویانش " نام کردند .

 

گرزگاوسار بعدها در دستان سام ، زال ، رستم و حتا سهراب نیز در داستان های شاه نامه دیده می شود  و پهلوان دارنده ی آن تقدس و توجهی خاص در میان دیگر پهلوانان دارد . یک جا در شاه نامه است که اژدهایی آب کشف رود را می‌بلعیده و از جریان آن بردشت مانع می‌شده و زال زر پسر سام نریمان و پدر رستم آن را می‌کشد و زال در زمانی که به رسولی پیش منوچهر شاه می‌رود تا نامه‌ی پدرش سام را به او برساند و در مورد دلدادگی‌اش به رودابه دختر مهراب کابلی موافقت منوچهر شاه را جلب کند از دلاوری‌های خود در کشتن اژدها چنین می‌گوید:


  " بشد آب گردان مازندران / چو من دست بردم به گرز گران

زمن گر نبودی بگیتی نشان / بر آورد گردن زگردن کشان

چو آن اژدها کو زرود کشف/برون آمد و کرد گیتی چو کف

زمین شهر تا شهر بالای او/ همان کوه تا کوه پهنای او

جهان را ازو بود دل پر هراس/همی‌داشتندی شب و روز پاس

هوا پاک کرده ز پرندگان / همان روی گیتی ز درندگان

میان را ببستم بنام بلند / نشستم بر آن پیل پیکر سمند

بزین اندرون گرزه ی گاو سر /ببازو کمند و به بگردن سپر

برفتم بسان نهنگ دژم / مرا تیز چنگ ورا تیز دم...

یکی تیر الماس پیکان خدنگ / بچرخ اندرون راندم بی درنگ

بسوی زفر کردم آن تیر رام/ بدان تا زبانش بدوزم به کام...

زدم بر سرش گرزه ی گاوچهر / برو کوه بارید گفتی سپهر

شکستم سرش چون سر ژنده پیل / فرو ریخت زو زهر چون رود نیل

کشف رود پر خون و زرد آب شد/زمین جای آرامش و خواب شد " (شاه نامه، چاپ امیر کبیر، ص 60)

 

   در میان شاهان کی خسرو،لهراسپ و گُشتاسپ نیز هنگام بر تخت نشستن گرزه ی گاوسار را بر زانوی خود دارند و در دستان می فشارند و شاهزاده اسفندیار نیز در نبردهای خود با ارجاسپ تورانی گرزه ی گاوسار را که نماد قدرت ایرانیان است در دست دارد. حتا گفته شده در روز موعود ،سوشیانت که ظاهر می شود گرزه ی گاوسار را در دست دارد تا با آن دروغ را از جهان بر افکند .  در بخش تاریخی ، شهریاران ساسانی در زیر درفش کاویانی تاج بر سر می گذارند و درداستان های تاریخی شاه نامه، بهرام چوبین با گرزه ی گاوسار در میدان های جنگ حضور می یابد وبهرام گور نیز با گرزه ی گاوسار به شیران حمله می کند و تاج را از میان آنان برداشته و بر سر می گذارد.


ابن بلخی در کتاب فارسنامه ی خود در مورد همشکلی گرزفریدون با سرگاو می نویسد : " چون اجداد فریدون از ترس ضحاک به مدت هزار سال در میان شبانان و گاو و گوسفند زندگی می کردند و سلاح شبانان گرز است در نتیجه سلاح فریدون گرز بود که سلاح شبانان است و گاو شکل بودن ، چون اجدا او گاو بود . "


زنده یاد ، دکتر بهمن سرکاراتی ، نقش گرز گاوسار را در ارتباط دیرین افسانه ی اژدهاکشی و اسطوره ی آفرینش می داند ایشان در داستان کشته شدن کیومرث ، نخستین مرد، گاویکتا یا گاو نخستین در آغاز آفرینش به دست اهریمن که به صورت مار بر زمین وارد می شود و اهریمن که به صورت مار یا اژدها و مردکش یا گاو کش است " و چون فریدون می خواهد اژدها دوش یا همان ضحاک را سر بکوبد دستور می دهد گرز او را به شکل سرگاو بسازند . تا با آن سر اژی دهاک را که کشنده ی کودکان است ؛ برای پیدا کردن فریدون و کشنده ی جوانان ، برای غذای ماران و کشنده ی گاو برمایه ، دایه فریدون و برکشیده شدن فریدون با شیرش ؛ با این گرزگاوسار ، سر بکوبد .


و این از گاه باستان و اسطوره ها به یادگار مانده است که هرجا مار را دیدی سربکوبید که نماد شیطان است و ایرانیان با مار میانه ای ندارند و از آن متنفر هستند .


آقای علیرضا اسماعیل پور در پایان نامه ی کار شناسی ارشد خود از دیدگاه باستان شناختی ،در توجیه گاوشکل بودن گرز فریدون و دیگر پهلوانان بعد از او با استفاده از مقاله ی "هاپر" اشاره می کند که هاپر اعتقاد داشته این سلاح بیشتر کاربرد تشریفاتی داشته و در ذکر شواهد باستان شناسی از  گرز مفرغی در موزه ی "متروپولیتن" احتمالا مربوط به هزاره ی اول پیش از میلاد به شکل سه سرگاو که به هم چسبیده و نقاشی دیواری کوه خواجه یا کوه اوشیدا یا کوه رستم  در سی کیلومتری جنوب زابل در سیستان یاد می کند که پهلوانی با گرزگاوسر به دست نشسته است .

نمونه ی بسیاری دراستفاده از این سلاح با کاربرد عملی یا نمادین در موارد باستان شناسی ، اسطوره ای و تاریخی در آثار مدون و منقور و منقوش وجود دارد که به دلیل طولانی شدن مطلب از ذکر شواهد بیشتر می پرهیزیم .


با درخواست پوزش از خوانندگان گرامی حسین جعفری    

 



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین