امروز: شنبه 01 ارديبهشت 1397
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 29 اسفند 1396 - 23:22
گروه های موسيقی "كوچه فستيوال" از تجربه حضور در کوچه می گویند:

اتحاد خبر: نشست خبری "كوچه فستيوال" با حضور محسن شريفيان و گروه های موسيقی شركت كننده در اين رويداد موسيقايی در كافه "حاج رئيس" برگزار گردید. به گزارش «اتحاد خبر»، محسن شريفيان نوازنده و خواننده بوشهری در ابتدای این نشست عنوان کرد: انتظار ما این است که رسانه ها از رویدادهای این چنینی استقبال بیشتری کنند، همه شما ...

اتحاد خبر: نشست خبری "كوچه فستيوال" با حضور محسن شريفيان و گروه های موسيقی شركت كننده در اين رويداد موسيقايی روز جمعه ٢٥ اسفند ماه همزمان با اختتامیه این جشنواره در محل كافه "حاج رئيس" واقع در خيابان ششم بهمن، خيابان بلادی برگزار گردید.
 
به گزارش «اتحاد خبر»، محسن شريفيان نوازنده و خواننده بوشهری در ابتدای این نشست عنوان کرد: انتظار ما این است که رسانه ها از رویدادهای این چنینی استقبال بیشتری کنند، همه شما خبرنگاران و اهالی هنر و مردم عزیز در جریان فستیوال کوچه هستید و خوشحالیم که این رویداد در بین مردم واقعا خوش درخشید.

وی در خصوص استقبال از فستیوال کوچه گفت: در مجموع وقتی رویدادی اتفاق می افتد همه می بینند و در برنامه های این چنینی نباید منتظر دعوت باشیم، چون این یک رویداد است و همه باید دنبال آن باشند.

این خواننده و نوازنده بوشهری اظهار داشت: هدف ما این است که صدای کوچه شنیده شود، نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا. ما مدعی نیستیم که کار کاملی انجام داده ایم اما تلاش خود را کرده ایم و همیشه در تجربه اول نواقصی وجود دارد. این نخستین دوره از فستیوال کوچه بود و قطعا در سال های آینده ادامه خواهد یافت.

سعی کردیم کوچه یک جشنواره خوب و باکیفیت باشد

ادریس عبدی پور، دبیر جشنواره موسيقی نواحی "كوچه فستيوال" ضمن خوشآمدگویی به خبرنگاران حاضر در نشست گفت: امیدواریم برای سال های آینده کار بهتری انجام شود. ما دوست داشتیم یک تعداد گروه موسیقی در بوشهر جمع شود و بتوانیم اجراهای خوبی را برگزار نماییم. گروه های برتر را نیز مردم انتخاب کرده اند و ما یک صندوق رای برای مردم داشتیم و سعی کردیم "کوچه" یک جشنواره خوب و باکیفیت باشد و ان شالله کمک کنیم تا سال دیگر اتفاق بهتری بیفتد.

 

از مولفین کتاب دایره المعارف موسیقی ایران هستم

 

احد ملکی علیشاه، نوازنده و سرپرست گروه "عاشیقلار میشو" اینگونه گفت: سال 68 به وادی موسیقی وارد شدم و شروع به یادگیری ساز نمودم و سال 71 موسیقی به طور حرفه ای شغل من شد و تا به حال به جشنواره های بزرگی رفته ام و مقام آورده ام. البته شعر و شاعری هم می کنم و یکی از مولفین کتاب دایره المعارف موسیقی ایران هستم. درباره موسیقی نواحی تحقیق کرده ام و چندین جلد کتاب هم نوشته ام.

ملکی علیشاه افزود: من از خطه آذربایجان شرقی و شهر شبستر هستم، به کشورهایی چون گرجستان، آذربایجان، ترکیه، قبرس، ترکمنستان، عراق، تونس، آلمان و اتریش و... سفر کرده و در آنجا اجرای برنامه داشته ام. در سال 1378 گروه موسیقی عاشیقلار میشو را تشکیل دادم و این گروه را از 3 نفر به 15 نفر رساندم.

نوازنده و سرپرست گروه "عاشیقلار میشو" در توضیح مفهوم اسم گروهش عنوان کرد: میشو چیست؟ در آذربایجان چهار رشته کوه وجود دارد که کوه میشو یکی از آنهاست. میشو در بین دو شهر قرار گرفته، شهر مرند در یک سمت و سمت دیگر نیز شهر شبستر. و من نام میشو را بیشتر به خاطر آن شهرستان انتخاب کردم و استاد من در زمان پیشه وری پنج سال از عمر خود را در کوه میشو گذرانده است. مضمون شعرهای من هم برگرفته از همین کوه است و یک روز یک نفر من را صدا کرد و اسمی به من لقب داد. "صدای آتشین کوه میشو"، این لقبی است که ایشان به من نسبت داد. گفتم چه نام قشنگی به من لقب دادی و من مدت هاست دنبال نامی برای کتاب و مجموعه ی شعرم هستم. گفت من نگفته ام و مردم این را به تو می گویند، میشوون آلولو سسی.

این دغدغه را داشتم که یک گروه از جوانان گیلان تشکیل بدهیم

 

سرپرست گروه "شوروم" از گیلان گفت: رسول علیجانی هستم که من را به اسم راسل نیز می شناسند. از سال 79 موسیقی کار می کنم، البته ما پاپ کار می کردیم که بعد وارد عرصه موسیقی سنتی شدیم. من این دغدغه را داشتم که یک گروه از جوانان گیلان تشکیل بدهیم، از سنین پایین تر. چون استاد بهجتی هستند و بعد از آقای پوررضا، استاد بهجتی برای موسیقی گیلان خیلی تلاش کردند و زحمت کشیدند و خیلی جاها این موسیقی را به ایران و بسیاری از کشورهای دیگر که در آن اجرا داشتند شناساندند. من هم نوازنده نقاره و دایره و هم خواننده گروه هستم.

نماینده گیلان در فستیوال کوچه ابراز داشت: ما آمدیم تلاش کنیم تا لباس جدیدی، نه اینکه جدید بلکه لباسی که مردم گیلان و مردم ایران ندیده و یا کمتر آن را دیده باشند را استفاده کنیم. من حدود شش ماه در این مورد تحقیق کردم و لباسی که الان ما می پوشیم به شکل قرمز هست و یقه سه سانت دارد و دکمه ها روی شانه است. این لباس را حدود 150 سال قبل در قاسم آباد رودسر مردم در شادی ها به همین مدل استفاده می کرده اند. کلاه ما هم کلاه ماسالی به همین رنگ است که مربوط به ارتفاعات ماسال می باشد و از چوپانان خریداری شده چون این کلاه توسط خود چوپانان دوخته می شود.

 

"ژوانا' به معنی میعادگاه و محل قرارهای عاشقانه می باشد

 

سرپرست گروه موسیقی "ژوانا' عنوان کرد: با تشکر از حضور دوستان و اهالی رسانه استان بوشهر گفت: زانیار حسامی، نماینده موسیقی کردستان هستم و افتخار این را داشتم تا در این فستیوال و برای مردم خونگرم بوشهر برنامه اجرا کنم و در خدمت اساتید بوشهری باشیم. اینجا آمده ایم و سعی کردیم موسیقی فولک کردی را اجرا کنیم، سابقه گروه هم تقریبا به دو دهه پیش برمی گردد و حدود 23 سال است که سالها در کنار هم اجرا داشته ایم. کل اروپا را اجرا داشته ایم و توانسته ایم در چندین فستیوال معتبر فرانسه و ایتالیا و لهستان و... شرکت کنیم و موفق شدیم گروه منتخب این فستیوال ها باشیم.

زانیار حسامی، نماینده موسیقی کردستان افزود: اسم گروه موسیقی ما "ژوانا' است، و معنای آن میعادگاه و محل قرارهای عاشقانه می باشد.

فرزند لرستان هستم

 

احسان عبدی پور، نوازنده و نماینده لرستان عنوان کرد: من فرزند لرستان هستم و موسیقی مقامی لرستان را کار می کنیم. در بعضی از کشورهای اروپایی و تقریبا چهار پنج قاره را رفته و برنامه اجرا کرده ایم. سال 2014 در ارکست سازهای بادی گوتنبرگ سوئد اجرا داشتیم و من همنوازی داشتم. یک سری از اجراها هم در کشورهای مختلف از آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکا رفته و موسیقی خود را ارائه کرده ایم.

شاهین بهرام نژاد، با اشاره به تلاش های دست اندرکاران "کوچه" گفت: کوچه فستیوال که در مجموعه سنتی حاج رئیس اتفاق می افتاد و از گروه های موسیقی بوشهر به خصوص گروه های موسیقی مقامی و محلی می آمدند و اجرای برنامه می کردند و با اقبال خوبی مواجه شده بود. در ابتدا آقای احسان عبدی پور کارگردان سینما، یک جرقه ای را در ذهن من و چند نفر از دوستان دیگری که اینجا هستند ایجاد کردند که بیایید کاری انجام دهیم که ایران شمول باشد. ما سراسر ایران را اگر نگاه کنیم همه موسیقی محلی خود را دارند که ریشه در فرهنگ ایرانی ما دارد، این پیشنهاد به این دلیل مطرح شد که با احترام به تمام موسیقی ها، جوانان و نوجوانان شهر ما هزینه خانواده خود را برای کنسرت های مختلف پاپ هزینه می کنند، در بوشهر خیلی کنسرت برگزار شد اما جای موسیقی نواحی خالی بود. و من به این فکر می کنم که آیا در آینده ذائقه و گوش جوانان شهر ما با موسیقی سیستان و بلوچستان، کردستان و موسیقی اقوام ایرانی و موسیقی محلی آشنا خواهد بود؟ طبیعتا نه... چه کسی باید این کار را انجام دهد؟ متولیان فرهنگی، که در این چند سال گذشته جای خالی موسیقی اقوام را با تمام وجود حس کرده ایم. پس گفتیم که ما اینجا دوستی داریم به اسم آقای محسن شریفیان که با تمام گروه ها ارتباط دارند. بلافاصله انتخاب گروه ها صورت گرفت، البته گروه های دیگری هم بودند اما به لحاظ زمانی نتوانستیم از آنها دعوت کنیم.

این هنرمند و مجری بوشهری اینگونه ادامه داد: چون برای نخستین دوره است که این فستیوال را برگزار می کنیم و نمی خواهیم که نخستین دوره آخرین دوره باشد، پس تصمیم بر این گرفتیم که می توانیم در ادوار دیگر از موسیقی هایی که مورد اقبال قرار گرفتند و موسیقی هایی که دعوت نشدند استفاده کنیم و جوان های شهرمان، همان ها که می آیند و برای همه کارهای هنری دیگر هنرمندان ایرانی دست می زنند و تشویق می کنند و هزینه می کنند اینجا هم این اتفاق بیفتد و چون از هیچ سازمان و ارگان یا نهادی کمکی گرفته نشد، بعد از تامل و بررسی به این نتیجه رسیدیم که یک حداقلی را باید برای خرید بلیط در نظر بگیریم تا هزینه های مربوط به برگزاری و گروه هایی که حاضر می شوند را به دست بیاوریم. و خوشبختانه با اقبال بسیار خوبی مواجه شد، دوستان هم بلافاصله بعد از دعوتی که صورت گرفت آمادگی خود را اعلام کردند.

بهرام نژاد تاکید کرد: ما از یک کوپن چندمنظوره استفاده می کردیم و می گفتیم که از طرف آقای محسن شریفیان تماس می گیریم و بعد این اتفاق افتاد. نکته مهمی که وجود داشت، ادریس عبدی پور با توجه به اینکه مجبور شده مجموعه خودش را برای این برگزاری برنامه تعطیل کند، مجموعه ای که درآمد یک روز آن می توانست درآمد کل این یک هفته را داشته باشد، پس بدانید که ادریس عبدی پور با ضرر مالی مواجه شده است. نمیدانم در این دنیای معامله گری که امروز هر قدمی برمیداریم دو دو تا چهار تا می کنیم و ماشین حساب می زنیم که آیا به نفعمان هست که امروز خانه برادرمان برویم یا نه، یک نفر با برادرش پیدا شده است و تمام حساب ها را دور انداخته، من این جمله را از خود احسان عبدی پور وام می گیرم که گفت بچه ها بیایید به مدت یک هفته تمام ماشین حساب ها و چرتکه هایمان را به دریا بیندازیم، هیچ چیزی را حساب نکنیم. اگر کسی می آید اینجا و کمک می کند، دیگری مرخصی می گیرد و از شغل و وقتش می زند، بگوییم برای دلمان وقت می گذاریم و دلی این کار را انجام دادیم و چون که دلی انجام دادیم به ما چسبید و لذت بردیم.

ادریس عبدی پور، دبیر جشنواره کوچه گفت: ضمن تشکر از برخی حمایت ها و حضور دوستان در این رویداد، لازم است بگویم که میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، آقای دکتر امیرزاده خیلی خیلی همکاری کردند، ایشان مجوز اولیه را صادر نمودند چون ما باید مجوز می گرفتیم، همچنین با هتل ها هماهنگ کردند، من به نوبه خود از ایشان ممنونم، و اگر کمک نمی کردند نمی توانستیم. بعد از آن اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی که بسیار با ما همکاری کردند تشکر می کنیم، که می توانستند مجوز ندهند اما این کار را نکردند. از اماکن تشکر می کنیم که می توانست به هر دلیلی مجوز ندهد اما این کار را نکرد، پس از جناب سرهنگ محمدی نیز تقدیر و تشکر می کنیم.

وی اضافه کرد: ما می خواستیم با خیال آسوده پای کار بیاییم، و هم اماکن و هم ارشاد و میراث فرهنگی مجوزهای لازم را به ما دادند. چون گروه ها حرفه ای هستند و جایی که مجوز نداشته باشد اجرا نمی کنند. پس یک هفته مردم شهر ما اینجا شاد بودند و لذت بردند و با موسیقی اقوام آشنا شدند. دو نکته ی دیگر که وجود داشت اینکه این برنامه به جذب گردشگر کمک کرد، ما تبلیغات محیطی و شهری نداشتیم بلکه در محیط مجازی خودمان و اینستاگرام ها شروع کردیم و فقط از همین راه اقدام کردیم، ولی صندلی ها پر شد. و اینکه گردشگر آمد، خیلی از خانواده های بوشهری میزبان گردشگرانی شدند که از نقاط مختلف ایران آمدند. زن و شوهری که از انزلی آمده بودند تا هم بوشهر را ببینند و هم موسیقی را بشنوند که اگر موسیقی نبود نمی آمدند. از نقاط مختلف ایران آمدند و ما اینجا همه را دیدیم. اتفاق خوب دیگری که در این کوچه افتاد ورکشاپ (کارگاه) هایی بود که برگزار می شد و هر شب بعد از دو سانس اجرا از 11:30 تا 12 شب در کوچه کارگاه آموزشی برگزار میشد و بعضا مدت آن طولانی تر میشد، دوستان سازها را معرفی می کردند، گونه های موسیقی شان را معرفی و اجرا می کردند و خود مردم چهره به چهره و نفس به نفس کنار هنرمندان بودند. یکی از شبها زانیار از گروه کردستان دف میزد و یکی از بچه های بوشهر دستش را روی شانه زانیار گذاشته بود، شما کدامیک از هنرمندانی که به اینجا دعوت می شوند می توانید اینقدر صمیمی کنارشان باشید و برایتان ساز بزنند و این مردمی بودن این موسیقی و از طرفی دیگر تواضع و فروتنی مهمانان و هنرمندان ما را می رساند که من به آنها آفرین می گویم و درس بزرگی را از آنها یاد گرفتیم. این خلاصه ای بود از آنچه در فستیوال کوچه اتفاق افتاد.

مردم آذربایجان با موسیقی نواحی خاطره دارند و با این خاطره زندگی می کنند

احد ملکی علیشاه، نماینده خوزستان از بازخورد و دیدگاهی که در طول اجرای کوچه نسبت به بوشهر پیدا کردند اینگونه می گوید: زمان عروسی ام و روز قبل از مراسم رفتم که یک نوازنده عاشیق را ببینم، نوازندگان نواحی پا به سن که می گذارند می شوند عتیقه، ولی برای مراسم و عروسی دنبال جوان ترها می روند، استاد می گویند اما سراغ جوان ها می روند. من رفتم، کسی را پیدا نکردم و عاقبت یک نوازنده پیدا کردم و آمد در عروسی ما نواخت و دو سه شب عروسی داشتیم که آشیق باید داستان می گفت، و مردم می گفتند امشب داستان بگو و در عروسی بعدی ادامه داستان عاشیق را بگو. من سال 68 دنبال موسیقی رفتم و سال 72 عروسی کردم، یک عمو داشتم که پدر شهید بود و نمی دانست من ساز می زنم و به ایشان گفتند اجازه بده که احد هم یک مقدار بزند گفت نه اجازه نمی دهم. خلاصه به هر ترتیبی اجازه گرفتند و من زدم، وقتی تمام شد و دید که من خوب خواندم و از دیگران هم قشنگ تر ساز زدم، گفت پسرم یک ضبط بردار و بیا خانه من بنشین، 88 تا داستان را در سینه ام گنجانده ام، بیا ضبط بکن که یک روز به دردت می خورد. شوخی نیست، یک آدم بی سواد و 88 تا داستان. امروز، فردا امروز فردا، همه اینها و یک روز فهمیدم که ایشان از دنیا رفت. چرا این را می گویم؟ موسیقی نواحی چیست که یکی می آید یک آهنگی را می خواند و این را می داند و کسان دیگر نمی توانند، می میرد و با خودش می برد، این گنج ها را می برد، هر چند که الان ما یک آهنگ قدیمی نواحی را می خوانیم، تنظیم می کنیم ولی آن لذتی که در موسیقی اصیل هست در این نیست. بعد به جشنواره ها می رویم، همین که در کوچه هم اتفاق افتاد، من از آذربایجان 2000 کیلومتر را کوبیده ام و آمدم اینجا، شاید آقای شریفیان را برای مثال نمی شناختم اما ایشان را می بینم و ارتباط برقرار می کنم، شماها را می بینم و با شما ارتباط برقرار می کنم. بار بعد شما من را می بینید صد درصد می شناسید، این اهالی موسیقی را می بینم با همدیگر جنوب، جنوب شرق، شمال و... با همدیگر ارتباط برقرار می کنند. مردم آذربایجان با موسیقی نواحی خاطره دارند و با این خاطره زندگی می کنند.

وی اضافه کرد: جشنواره های موسیقی باعث شده من هر شهری که مسافرت کردم هتل نرفتم، خانه هنرمندان رفته ام، چون آب ما توی یک جوب می رود. در هتل به من نمی چسبد، می روم می نشینم و با دوست هنرمندم درددل می کنم. به همین خاطر در بوشهر هم اینگونه است. ولی در بوشهر یک اتفاق خوبی افتاد، این کوچه من را می برد به روزهای قدیم، و من فکر می کردم که 50 سال قبلدر یک مجلسی دارم می خوانم. شاید اگر در یک هتل آنچنانی لب دریا می رفتم اینطور به من نمی چسبید و لذت نمی بردم.

ما شمالی ها عاشق مردمان جنوب هستیم

رسول علیجانی، نماینده موسیقی گیلان در خصوص تجربه کوچه گفت: ما قبل از اینکه اینجا بیاییم وزارت کشور اجرا داشتیم، من خیلی راغب نبودم به این قضیه و آنقدر دوست داشتم که سریع بیایم به اینجا. چون همیشه از بوشهر و جنوب کشور خاطره خوب داریم، و چون ما شمالی ها عاشق مردمان جنوب هستیم، همیشه همینگونه بوده است. چون خون آدمها را به هم جذب می کند و شاید چون ساحلی هستیم این ارتباط هست و وجود دارد.

وی با اشاره به جذابیت های موسیقی اقوام عنوان کرد: من به دلیل نقاط اشتراک بینمان بوشهر را خیلی دوست داشتم و به دلیل شور و هیجان و این دست زدن ها، چون گیلانی ها هم همینجور هستند. ما هنوز که هنوز است در بعضی عروسی ها این نوع موسیقی سنتی و بعضی روستاها در حیاطشان برگزار می شود و هنوز آن شادی را دارند هر چند این قضیه تا حدودی به خاطر تالارها بسته شده است. اما روستاهایی هست که هنوز موسیقی می زنند و شادی می کنند و این شادی ها خیلی با همدیگر ارتباط پیدا می کند چون مردم جنوب واقعا بسیار و بسیار اکتیو هستند مثلا آقا محسن شریفیان، دوست خوبمان محسن آقایی. که من با آنها ارتباط داشته ام و کارهایشان را دیده ام و موسیقی شان نشان دهنده مردم خوب و خونگرم بوشهر است. و وقتی هم آمدیم و اجرا کردیم، اول که کار موسیقی کردستان و بعد لرستان را دیدیم واقعا خیلی این اکتیو بودن جلوه گر شد.

برای بوشهر و مردمش خیلی خوشحالم

سرپرست گروه شوروم ابراز داشت: و این کوچه که بیان می شود ما در گیلان خیلی از این کوچه ها داریم. چون بافت قدیمی در گیلان خیلی زیاد است و اصلا دست نخورده است و به همان شکل خرابه مانده و هیچکس تلاش نکرده که بازسازی کند. من در بوشهر عمارت های زیادی دیدم، همین پنجره ها و شکل عمارت ها زیبایی و اصالت ایرانی بودن را نشان میداد. من همیشه گفته ام و می گویم، کلیت قضیه این است که دوستانی که در عرصه موسیقی کار می کنند بسیار بسیار مورد غضب هستند، به خصوص ماهایی که سنتی و فولکلور کار می کنیم. واقعا سخت است. کسی که کارش موسیقی باشد و زندگی را بتواند بچرخاند خیلی سخت است، واقعا سخت است که شغل شما موسیقی باشد چون شما در کنار موسیقی شغل دیگری را نمی توانید داشته باشید و درآمدها خیلی پایین است و خیلی کم هستند کسانی چون ادریس عبدی پور که چنین کاری را انجام دهند چون دوستان متاسفانه حمایت نمی کنند، خیلی ها هستند سرمایه گذار هستند، سرمایه دار هستند، دوست دارند این کار را انجام دهند اما متاسفانه اینقدر سنگ به سمتشان می اندازند که بابت این قضیه جلو نمی آیند. من خیلی خوشحالم برای بوشهر و مردمش که دوستانی هستند اینجا که چنین کاری را انجام دادند. واقعا گروه های بزرگی اینجا هستند و حیف است که از آنان و این موسیقی حمایت نشود.

این کوچه نماینده ی مردم بوشهر بود

زانیار حسامی با بیان تجربیات خود از کوچه ادامه داد: من ترجیح می دهم فقط راجه به کوچه حرف بزنم، لحظه اول و شب اولی که آمدم و اینجا را دیدم گفتم عجب طراحی صحنه ی خشکلی. چه بازیگران خوبی چیده اند، نجار آنجا، دیوار اینجا و تصورم این بود که دکور است اما فردا صبح دیدم که خود بوشهر همین است و اینها دکور نیست. یعنی این آدمها، این محمد نجار که به خاطر مهر و محبت و مهمان نوازی اش یکی از آیتم های خوب این کوچه بود، عامو فرج (غلامرضا فرج زاده) با آن چهره ی جنوبی اش. واقعیت این است که این چهره ها از ذهن من پاک نمی شود. نقطه قوت این فستیوال همین کوچه بود به نظرم، چون این کوچه نماینده ی مردم بوشهر بود با آن تفکر و آن روخیات و حتی آن نیمکت های خاص که من هیچ جا ندیده بودم. یک فضای خیلی بی نظیر که اگر ما هم خوب اجرا کردیم آن انرژی بود که از این کوچه و مردمان آن می گرفتیم. اثر و انرژی شما و این شهر است و این یک چیز عجیب و غریب بود که رخ داد و من واقعا دلتنگ اینجا می شوم و با خودم می گویم که خدایا من فردا دیگر اینجا را نمی بینم و باید کاری کنم که این تصویرها در ذهن من بماند.

این کوچه واقعا دومین کوچه ای است که به آن عرق دارم

 

احسان عبدی پور، سرپرست گروه سورنای گفت: ما به خیلی از جشنواره ها رفته ایم. خیلی جاها را دیده ایم و در جشنواره های بین المللی اجرا داشته ایم، شاید 20 جشنواره را در کنار استاد شریفیان بودم، اما گاهی یک حس هایی به وجود می آید. بحث کوچه که می شود، آدم در زندگی اش شاید به یک کوچه های خاصی عرق دارد، جایی که به دنیا می آیی، کوچه ای که در آن بزرگ شده ای و در آن خیلی بازی کرده ای. من خاطرات عجیب و غریبی از کوچه کودکی ام دارم، در همان کوچه ساز زدن یاد گرفته ام، و همیشه غروب ها وقتی می خواهم به خانه برگردم سری به آن کوچه می زنم، ولی این کوچه واقعا دومین کوچه ای است که به آن عرق دارم و عرق خاصی پیدا کرده ام، یعنی دوباره باید به این کوچهبیایم، سخت این کوچه شده ام.

محسن شریفیان در خصوص مدیریت فستیوال کوچه و فاکتورهای تعیین گروه ها برای حضور در فستیوال گفت: من ترجیح می دهم که سهمم برابر با همه بچه ها و کسانی باشد که در این کوچه دارند زحمت می کشند. من هم نقش کوچکی داشتم. فرصت من خیلی کم بود برای انتخاب بچه ها، لحظه ای که داشتم به سفر می رفتم ما یک جلسه در خانه گرفتیم که بلافاصله پس از آن هم به سفر رفتم و بایستی خیلی سریع گروه ها را انتخاب می کردیم. من با بسیاری از بچه هایی که در نواحی ایران کار می کنند آشنا هستم. خیلی هایشان زنگ زدند و گفتند محسن، پس ما چکاره بودیم؟ گفتم وقت کم بود، همه خوب هستند و این به این معنا نیست که ما بگوییم بهترین های ایران را جمع کرده ایم، نه اینطور نیست و همه گروه هایی که در سراسر ایران کار می کنند گروه های خوبی هستند. اما خب در فرصت کمی که ما داشتیم مجبور شدم از یک سری روابطم استفاده کنم و خواهش کنم تا بیایند و حضور داشته باشند. و خیلی خیلی خوشحالم که بچه ها اینجا هستند و واقعا به ما افتخار دادند.  اگر نخواهیم بگوییم که اینها بهترین های ایران هستند اما کمتر از بهترین ها هم نیستند، و من باز دست همه شان را می بوسم.

به دنبال این بودیم که مردم را با بخشی از موسیقی بومی آشنا کنیم

شریفیان در پاسخ به این موضوع که چرا کوچه اسم این فستیوال شد، اینگونه توضیح داد: چیزی که به شخصه خود من به دنبالش بودم، بخشی را شاهین گفت. ما به دنبال این بودیم که مردم را با بخشی از موسیقی بومی آشنا کنیم اما با یک سری ویژگی ها و آیتم ها و آن این است که به دور از بایدها و نبایدها و اما ها و اگرها. واقعیت این است که برخی چیزها من را اذیت می کرد و وقتی برخورد آدم های دیگر را می دیدیم. به ادریس گفتم که وقتی به فستیوالی در آمریکا رفتم یک چیزی خیلی در ذهنم نقش گرفت و آن این بود که وقتی وارد فرودگاه شدیم دبیر فستیوال آمد و به هر کدام از ما یک شاخه گل داد، لطفا این کار را بکنید، به هنرمند احترام بگذارید، تکریم بکنید، وقتی هنرمندی آمد به او احترام بگذارید. برخی چیزها در ذهن ها می ماند. ما اینها را نمی خواهیم. ما احترام می خواهیم، عزت می خواهیم و به بچه ها گفتم که در درجه اول تکریم را معیار بگذارید. هنرمندی یک هفته اینجاست بگذارید زندگی کند. بگذار خاطره شود و خروجی آن از صد پول و هزار چیز دیگر برای ما ارزشمندتر است. ما این خروجی را می خواهیم، خروجی ما آن بچه ای است که کنار هنرمندان می نشیند و لذت می برد، این چیزی است که در فستیوال های ایرانی انجام نمی شود. اینجا کسی دبیر جشنواره ها را نمی بیند و این فرصت را نداری که گروه های مختلف را ببینی. فرصت نداری ک با گروه های دیگر ساز بزنی. ما اینها را بارها گفته ایم.
من این فستیوال را کاملا کوچه وار و کولی وار می دانم و همه را دعوت گرفتیم. دیدیم که فلان نوازنده به بوشهر آمده است و اصلا ربطی هم به فستیوال نداشت، گفتیم شب بیا اینجا تا با هم برنامه اجرا کنیم. مثلا استاد کوروش اسدپور که یکی از بهترین خواننده های لری بود و افتخار داشتیم که به اینجا آمد و در کوچه کنار بچه ها اجرا کرد و یا نوازنده های بهنام بانی آمدند، یک گفتگویی شد بین ساکسیفون و سورنای احسان عبدی پور.

محسن شریفیان: ضدیتی با رسانه ندارم /ما به رسانه احتیاج داریم

 

محسن شریفیان یادآور شد: در واقع کوچه همین بود، کوچه از نظر من محل گذر افراد مختلف با افکار مختلف است و تاکید هم داشتیم که اینگونه باشد. ما این شعار را نمی دهیم که مردم حتما بیایند و موسیقی بومی گوش بدهند. در کل شعار ما این نبوده است. همین که مردم کمی با موسیقی نواحی و اقوام آشنا شوند این نتیجه کار ما است اما ما به تنهایی نمی توانیم این کار را انجام بدهیم. کوچه تمام سعی خودش را می کند، در و دیوار کوچه سعی و کوشش بود. همه بچه هایی که اینجا هستند، صادقانه، بدون هیچگونه ریالی و فکر می کنم و واقعا افتخار هم می کنم که قرار شد ماشین حساب را بگذاریم کنار و این یعنی زندگی موسیقایی، زندگی کوچه وار. این برای ما مهم است. اینکه می گویم ما به تنهایی نمی توانیم، ما نیاز داریم به همکاری رسانه، البته به شخصه معتقدم که ما نیاز به دخالت دولت نداریم، و دوست نداریم که کسی دخالت کند. اگر کسی می خواهد حمایت کند، اما منتی بر ما نباشد، و چیزی که ما به آن احتیاج داریم رسانه است. یعنی رسانه بیاید و کمک کند و اطلاع بدهد. باور کنید من ضدیتی با رسانه ندارم و ذاتم اینطور نیست. این رویداد، رویداد کمی نیست. مگر یک رویداد ملی نیست، مگر نه که بحث فرهنگ است، بحث قومیت ها است. بحث اتحاد است. به هر حال اگر اینها کمک نکنند ما نمی توانیم آن کاری که دلمان را می خواهد را انجام بدهیم.

شاهین بهرام نژاد اضافه کرد: البته من تشکر می کنم از شبکه رادیویی فرهنگ که هر شب گرارش اینجا را، که یک بار خودم گزارش زنده فرستادم و بقیه را خانم ندا رادمهر ارسال کرد و همچنین در برنامه هفت کوچه هم که من خودم حضور داشتم و دردل جشنواره تهران گفتم که اسم برنامه شما هفت کوچه است ولی ما هفت گروه نواحی ایران را در کوچه خودمان جمع کرده ایم. آنجا هم این رویداد را انعکاس دادیم.

دبیر جشنواره  کوچه: چرا نباید موسیقی نواحی و سنتی مورد توجه قرار بگیرد

 

ادریس عبدی پور، دبیر این جشنواره خاطرنشان کرد: مگر نه اینکه ما می خواهیم بچه هایمان به جای موسیقی غربی با موسیقی نواحی کشور خودشان و استان همسایه خودشان آشنا شوند؟ پس چرا نباید موسیقی نواحی و سنتی مورد توجه قرار بگیرد، ما امیدواریم این نوع موسیقی نیز بیش از پیظ مورد توحه و حمایت قرار بگیرد.

 

تلاش ما این است که کوچه بین المللی برگزار شود

 

شریفیان در خصوص دوره های بعدی این فستیوال و برنامه های آینده گفت: تلاش ما این است که کوچه بین المللی برگزار شود و امیدواریم که این کار انجام شود.

وی در خصوص زمان برگزاری فستیوال در اسفند ماه اظهار داشت: زمان اجرای این برنامه یک تایمی بود که می خواستیم به دور از تداخل با برنامه های نوروز باشد. بعد،از آن سر هنرمندان هم شلوغ بود و نمی توانستیم دعوتشان کنیم، و گفتیم در این زمان بگذاریم که تایم بدی هم نبود و چسبیده بود به روز بوشهر و اتفاقات دیگری که روی داد. هدف ما بیشتر برای آشنا کردن مردم بوشهر بود و اینکه جای ما نیز جای بزرگی نیست و فستیوال را کوچه وار برگزار می کنیم.

 

مخاطب این نوع موسیقی هر نوع مخاطبی نیست

 

بهرام نژاد در ارتباط با پیشنهاد برگزاری کوچه در ایام نوروز اظهار داشت: ما داریم آزمون و خطا می کنیم. روز اولی که این کار شروع شد ما پیش خودمان فکرهایی داشتیم. صادقانه بگویم یکی از دغدغه های ما این بود که صندلی ها پر می شوند؟ اگر نشد چه کار کنیم؟ دل را زدیم به دریا و جواب گرفتیم. دلمان قرص شد، ادامه می دهیم و بازخوردها را داریم می گیریم. شک نکنید که در اتاق فکر بعدی یکی از گزینه ها این است که چگونه و با چه تمهیداتی می شود کوچه را در نوروز برگزار کرد. هر نوع موسیقی مخاطب خاص خود را دارد، مخاطب این نوع موسیقی هر نوع مخاطبی نیست و ما داریم ذائقه ها را آشنا می کنیم. چه بسا اگر عمومیت پیدا کند خیلی بهتر بتوان برگزارش کرد.

 

دوست داریم صدای کوچه به سراسر جهان برسد

 

محسن شریفیان تصریح کرد: ما دوست داریم صدای کوچه به سراسر ایران نه، بلکه به سراسر جهان برسد.

و شاهین بهرام نژاد ادامه داد: می خواهیم همه کوچه ها را به هم وصل کنیم. شاید کوچه های اینجا به همان کوچه ای که احسان در آن عاشق شده وصل شد. و تشکر از حضور شما که مثل یک ستون می مانید برای فستیوال کوچه.

 

زمانی در بوشهر اجرا می کنم که مجوزهای رسمی داده شود

 

شریفیان با اشاره به اجرای خود و احتمال حضورش به عنوان یکی از گروه های این فستیوال گفت: من بدون تعارف زمانی در بوشهر اجرا می کنم که مجوزهای رسمی داده شود، این تصمیمی است که اخیرا گروه لیان اخد نموده است.

وی افزود: ما می توانیم همین امشب هم برنامه اجرا کنیم در جاهای دیگر. اما تا زمانی که مجوزهای لازم به ما داده نشود، دیگر در بوشهر اجرا نمی کنیم. یعنی ما باید به صورت قانونی اجرا کنیم یعنی اماکن و ارشاد و غیره به ما مجوز بدهند. مجوز کتبی، نه اینکه فقط تحت اللفظی و شفاهی گفته شود که موردی ندارد.

محسن شریفیان اظهار داشت: نماینده بیت رهبری هم در جریان درگیری ها به سپاه آمد و صحبت کرد و ما با ایشان جلسه داشتیم و یک سری از مخالفین ما هم آوردند، منتها شهر باید یکدست باشد، تا زمانی که ما با برخی کسانی ارتباط داریم که دودستی به میز چسبیده اند نمی توانیم کاری کنیم.

این نوازنده و خواننده بوشهری عنوان کرد: داستان ما پیچیده شده است و من نمی دانم که در این باره دقیقا چه اتفاقی افتاده است. ولی من فکر می کنم زیر پوست این شهر افرادی هستند که نمی خواهند این اتفاق بیفتد و من در صحنه باشم.

وی خاطرنشان کرد: مثلا همین نشریاتی که به دروغ در مورد ما نوشتند، و کسی که نوشت که محسن شریفیان در اربعین اجرا کرده و در عاشورا اجرا کرده است، در حالی که من در ایام سوگواری در بوشهر بودم و کنار خودشان سینه زدم و دمام زدم. این یک واقعیت است و از همه مهمتر من یک پاسپورت دارم که نشان می دهد من در آن زمان کجا بوده ام.



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین