امروز: شنبه 02 تير 1397
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 11 اسفند 1396 - 11:12

اتحاد خبر - عبدالخالق عبدالهی: وضع محقر یا بهتر بگویم وضع افتضاح پلاتوی تازه تاسیس استاد عباس زاده در مجتمع شهید شاهینی برازجان آه از نهادم برآورد و دلم را آشوب کرد. با این وضعیت هنر نمایش تا همیشه هشتش گرو نه خواهد بود چرا که الان هم پلاتو داریم هم نداریم. به عبارت دیگر این تار موی غنیمتی "عدمش بِه ز وجود است"... ای کاش مسئولان ما بیشتر...

پلاتویی که عدمش بِه ز وجود

عبدالخالق عبدالهی:

چند شب قبل دست زن و بچه ام را گرفتم و با هم رفتیم به دیدن  نمایشی که در پلاتوی تازه تاسیس استاد عباس زاده در مجتمع شهید شاهینی برازجان اجرا می شد. از اجرای خوب، جاندار و عشق و علاقه دست اندرکاران هنر نمایش و جوانانی که  عاشقانه در بندِ هنر این شهر بوده و هستند هر چه بگویم کم است اما وضع محقر یا بهتر بگویم وضع افتضاح پلاتو آه از نهادم برآورد و دلم را آشوب کرد خصوصا وقتی به یاد آوردم این پلاتو یکی دو ماه قبل با چه دبدبه و کبکبه و چه جنجال رسانه ای افتتاح شده به مصداق "فیلی که موش زائید" دانستم این همه هیاهو و قیچی و روبان برای هیچ بوده است. من نوشتم پلاتو اما شما بخوانید نیم پلاتو یا حتی ربع پلاتو، فضایی نامناسب و بسیار کوچک که تا همین چند ماه قبل اطاق سرایداری مجموعه شهید شاهینی بوده و وقتی روی نیمکت های آهنی خشک و زمختش می نشینی از بس جا کم و فضا تنگ و ترش است آدم به یاد صندلی آخر مینی بوس در سالهای قبل می افتد وقتی که 5 نفر را  به زور توی  صندلی 4 تایی می چپاندند. دست یکی توی سر دیگری می خورد لِنگ این توی شکم آن است، می خواهی بلند شوی سرت به نشینگاه نفر جلویی می خورد.

 

خلاصه  اینکه از بس محقر و کوچک است باید در طول اجرای نمایش مثل اسکلت خشک و صاف و عصا قورت داده بنشینی تا مزاحم بغل دستیت نباشی. بنده  از هنر نمایش چیزی سر در نمی آورم اما واقعا برایم سئوال است که  آیا لیاقت مردم  برازجان و هنرمندان برازجانی که بدون کمترین  چشمداشت مالی برای اعتلای هنر نمایش شهرستان به راستی از جان مایه می گذارند و سزا و دستمریزاد  این همه استعداد و جوایز و افتخارات ریز و درشتی که هر ساله در نهایت  کمبود و مشکلات دشت می کنند چنین پلاتویی است و حقیقتأ این قشر فرهیخته مستحق  چنین بی توجهی هستند؟

 

ما اگرنخورده ایم نان گندم اما دیده ایم دست مردم. راه دور نمی روم از تهران و شیراز و حتی  بوشهر حرفی نمی زنم، متولیان فرهنگِ این شهر زحمت بکشند تشریف ببرید اهرم یا گناوه (دو شهرستان همجوار) و پلاتو آنها را ببینید تا متوجه شوید آنچه  به عنوان پلاتو به هنر و هنرمند  و مردم این شهر قالب کرده اند در قیاس آنچه دیگران دارند به قول حضرت سعدی "خود غلام است آن را". شاید واقعا حق با آنهایی است که می گویند همه این آتش ها از گور مدیران ارشد فرهنگ استان بلند می شود که با بی سلیقگی و ندانم کاری و بی عدالتی و حتی غرض ورزی هایشان هنر نمایش  دشتستان را به افلاس و نابودی کشانده و بی رحمانه شهید کرده اند  اما اگر واقعاً پول و بودجه و امکانات نیست  (که البته می دانم هست و فقط برای ما نیست) چه اشکالی دارد مسئولین محترم برای یکسال هم که شده  بخشی، تاکید می کنم  فقط  بخشی از بودجه فرهنگی پر و پیمان نهاد یا سازمانهایی  مانند شهرداری را به جای اینهمه خاصه خرجی و برگزاری مراسم و جشنهای کم خاصیتی که هزار صاحب و مدعی دارد کمی هم به هنر مظلوم و بی صاحب تئاتر و نمایش تخصیص دهند  بلکه این بیمار محتضر جانی تازه بگیرد؟ به نظر شما  مسئول محترم، آیا خروجی این توجه و تخصیص بودجه  فرهنگی به هنر نمایش کمتر از برگزاری جشنهای آنچنانی با هزینه های آنچنانی تر است؟ چرا با ساختن دخمه ای به نام پلاتو که نه در شان مردم است نه در منزلت  هنرمندان، خواسته یا ناخواسته به مردم توهین می کنید و احساساتشان را انگولک می کنید؟

 

اگر معتقدیم که توسعه فرهنگی در هر زمینه ای می بایست متناسب و متوازن و همگن باشد و به همه حوزه ها یکسان  پرداخته شود  و توجه بیش از حد به یک مقوله و فراموش شدن دیگری، "از آن ورِ بام افتادن است " پس چرا همه بودجه ها را به یک حوزه هدایت می کنید و هنر ، خصوصا هنر نمایش اینچنین مغفول و محروم و مهجور مانده است؟ به کجای بودجه فرهنگی فلان سازمان یا بهمان اداره کل بَر می خورد اگر کمی فقط کمی از هزینه هایی که شبانه روز خرج تجمعات کم نتیجه و کم تاثیر می شود را به ساخت پلاتو نمایش اختصاص می دادند تا هم باقیات صالحاتی برای خودشان باشد هم هنرمندان خون دل خور و بازیگر و کارگردان و مردم هنر دوست دشتستان را از بلاتکلیفی نجات دهند و با این پلاتوی نصف و نیمه بیش از این جلوی غریبه و آشنا خجلت زده نشوند؟

 

چرا مثلا شورای شهر به جای اینکه چند ماه قبل به رصد خانه پژوهشرای متقین پول اهدا نماید و دغدغه اشان نجوم و آسمان باشد ارزنی به فکر روی زمین و تاثیر فرهنگی هنر تئاتر و نمایش در شهر  نیست و  فکر و ذکرشان فقط دیده شدن و آسمانی شدن است؟
همین چند روز قبل  با یکی از دوستان درباره مشکلات پلاتو برازجان صحبت می کردیم.  او  معتقد بود که نباید خیلی  سخت گرفت، از خرس یک مو هم غنیمت است، همین پلاتو را هم اگر نمی ساختند چه می کردیم؟ بله دستشان هم درد نکند البته که کاچی بعضِ هیچی است اما  سئوال اینجاست که واقعا اگر هنرمند یا بازیگر یا گروه نمایش مشهور یا نیمه مشهوری از تهران یا هر جای کشور قرار باشد بیاید و در این دخمه یا موی خرس غنیمتی، برنامه اجرا کند اصلا رویمان می شود اینجا را نشان بدهیم و بگوئیم این بنای سترگ دستپخت مسئولان شهری است که بیشترین و بزرگترین هنرمندان استان را در خود جای داده است؟


بنده روز اول که پلاتوی نصف و نیمه برازجان را دیدم به یاد موضوعی افتادم. چند سال قبل یکی از دوستان بعد از مدتها بیکاری بالاخره یک تاکسی خرید. دوستان مشترک  که می دیدند این بنده خدا بالاخره شغلی یافته و صاحب درآمد شده  چپ و راست به او تبریک می گفتند. اما تاکسی، مدل پائین، و درب و داغان و بسیار کهنه بود بطوریکه هر روز وسط خیابان خاموش می شد و خلاصه هر روز بُکسل و تعمیرگاه و  گرفتاری ریز و درشت برای دوستمان می تراشید. یکی از دوستان مشترک  گفته بود: شما با این تبریک گفتنتان دارید به این دوستتان خیانت می کنید. چرا به این تبریک می گوئید؟ وقتی  تبریک می گوئید این بنده خدا باورش می شود که صاحب شغل شده و دیگر دنبال کار درست و حسابی  نمی رود. حالا حکایت پلاتوی شهر ماست. این پلاتو هیچ جای تبریک و تشکری ندارد،  اتفاقا  اگر این پلاتو را نداشتیم  شاید  مسئولان کمی دردشان می گرفت و فکری برای این معضل  می کردند. اما با این وضعیت هنر نمایش تا همیشه هشتش گرو نه خواهد بود چرا که الان هم پلاتو داریم هم نداریم. به عبارت دیگر این تار موی غنیمتی "عدمش بِه ز وجود است".

 

و اما نکته آخر :
ای کاش مسئولان ما بیشتر و بهتر قدر هنر و هنرمند را می دانستند و نتایج اینگونه فعالیتهای هنری را بیشتر و بهتر می فهمیدند و طبق قولی که داده اند هر چه زودتر بودجه احداث پلاتویی در شان و فراخور مردم شهر و هنرمندانش را تامین نمایند و در یک کلام کاش مسئولان فرهنگ استان  "آخر بین بودند" چرا که به قول شاعر" مردِ آخر بین ، مبارک بنده ای است"

 

اما به قول مش قاسم "دروغ چرا ؟ تا قبر آ آ آ "... بنده چشمم از این مسئولان آب نمی خورد منظورم مسئولینی است که روز اجرای نمایش "خانوم" با چهل دقیقه تاخیر به سالن نزول اجلال فرمودند و اینقدر متوجه نبودند که اینهمه مرد و زن منتظر آنان هستند یا شاید متوجه هستند اما برایشان مهم نیست پس می دانم که این حرفها بی نتیجه است چرا که به قول شیخ اجل :
سعدیا ! با کَر سخن از علم موسیقی خطاست /  گوش جان باید که معلومش کند اسرارِ دل

 



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1396/12/21 - 02:55
0
1
احسنت ((... راه دور نمی روم از تهران و شیراز و حتی بوشهر حرفی نمی زنم، متولیان فرهنگِ این شهر زحمت بکشند تشریف ببرید اهرم یا گناوه (دو شهرستان همجوار) و پلاتو آنها را ببینید تا متوجه شوید آنچه به عنوان پلاتو به هنر و هنرمند و مردم این شهر قالب کرده اند در قیاس آنچه دیگران دارند...))
1396/12/17 - 14:50
1
1
خیلی خوب بود
1396/12/17 - 04:22
1
4
احسنت بر شما آقای عبداللهی.این دخمه ای که بنام پلاتو به هنرمندان این شهر قالب کرده اند رو با دیگر شهرهای استان مقایسه کنید تا اوج تبعیض و بی عدالتی برخی ها رو در قبال این هنرمندان این شهر ببینید.
از بی توجهی اداره کل فرهنگ وارشاد بوشهر تشکر وقدردانی میشود : مگر چه فرقی بین برازجان وشهر های همجوار است که با مرکز دشتستان این همه بی توجهی می شود ؟ !!!
1396/12/12 - 07:23
2
3
آقای عبداللهی عزیز، چرا شما فقط نیمه خالی لیوان را می بینید. دوما فکر میکنم شما پلاتو را با سالن اجتماعات و تالار اشتباه گرفته اید. سوما کاشکی از ما اهل تئاتر و نمایش می پرسیدی ، دلیل احداث این پلاتو تمرینی چه بوده. چهارم اینکه حضور مسوولان برای افتتباح به خاطر احترام به استاد ما عباس زاده بود .
1396/12/11 - 23:35
1
3
عبدالهي مگر از جان خود سيري كه خاموشي نميگيري
جناب عبدالهي عزيز مسئولين خودشون اين وضع رو بهتر از ما ديدن و بي تفاوت از كنارش ميگذرند . دلشون نميخواد كه صداي مردم رو بشنوند . هشياري بيار اينجا كسي هوشيار نيست
1396/12/11 - 15:07
1
3
مطلب بسیار خوب و جالبی بود جناب عبدالهی عزیز. بنده از روز اول مخالف ساخت این به اصطلاح پلاتو بودم. این اتاق به جز رنگ سیاه در و دیوارش هیچ نشانی از پلاتو نداره. آخه کجای دنیا دیدین دیوار رو با زدن ابر روی تخته و روکش پارچه مخمل عایق صوتی کنن؟ این اتاق به زور مناسب تمرین هست اونم به شرطی که اجازه بدن صبح کولر روشن بشه تا بعدازظهر بشه داخلش تمرین کرد. در تابستون واقعا نمیشه تو این اتاق اجرا کرد. هرچند جناب فرماندار قول دادن که پلاتو جدید رو احداث کنن در سال جدید ولی به اون دوستانی که میگن همین هم غنیمت است میگم که مجبور نیستیم و اصلا این حرف خیانت به هنر و هنرمند است یعنی چه غنیمت است؟ مسئولین باید امکانات در اختیار هنرمند قرار بدن . من بشدت با این حرف که هنرمند باید مطالبه گر باشه مخالفم. اصلا خنده دار است. در آخر باز هم از دوست خوبم خالق عبدالهی عزیز تشکر می کنم بابت مطلب خوبشون و آرزوی موفقیت دارم برای همه دوستان خوبم در انجمن نمایش که با دست خالی دارن زحمت می کشن
1396/12/11 - 13:58
1
2
سلام
جانا که حرف دل می زنی اما
گره این مشکلات همان هست که در پنهان گفتی
شهرداری در این موارد یک سر از پنج سر هست اداره ارشاد و سازمان جوانان هست که در کما به سر می برند
1396/12/11 - 13:16
1
2
وقتی تابلوی پلاتو رادیدم وعنوانی که این پلاتو بخود گرفته یاد این عبارت افتادم :رنگ رخسار نشان میدهد از سر درون:
1396/12/11 - 12:57
0
2
ما با اداره کل فرهنگ! و ارشادی روبرو هستیم که ................... با پنهان کاری سه مکان هنری را به بخش خصوصی واگذار کرده بدون اینکه یک هنرمند این شهر مطلع بشن ، بعد میگه ما در روزنامه های کثیر الانتشار اطلاع رسانی کرده بودیم ، بترسید ، بترسید از خدا ، این دو روز نه این چهار سال هم میگذره .............
..............................................................
هنرمندان ، مسئولین ، مردم به کی بگیم این همه ظلم ی که در حق این شهر و شهرستان می کنند
1396/12/11 - 12:47
4
7
دست آقای عبدالهی درد نکنه با این مطلبی که نوشتن و حرفهایی که به هر جهت هنرمندان تاتر نمیتوانستند بزنن رو بیان کردن . خانم سپیده شما که میگین دستشون درد نکنه شده تو گرمای چهل درجه مرداد تو این پلاتو تمرین کنین؟ این پلاتو فقط به درد تمرین میخورد نه یک اجرای تاتر
1396/12/11 - 11:51
10
5
بنظر من توقع نویسنده خیلی بالا هس. اگر به دیده مثبت به قضیه نگاه کنیم همین پلاتو هم بهتر از هیچه. استقبال خوبی داره میشه بازم غنیمته . دست مسوولان درد نکنه
1396/12/11 - 11:46
4
6
جانا سخن از زبان ما می گویی
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین