امروز: شنبه 02 تير 1397
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 28 بهمن 1396 - 10:37

اتحاد خبر_محمدباقر عباسی سملی: من صادقانه اعتراف می کنم که یک مرتجعم، زیرا دوست دارم به روزهای طلائی صدر انقلاب برگردم. روزهایی که پیشگامان و ایدئولوگ های انقلاب، آینده ملت، کشور، انقلاب و نظام برخاسته از آن را به شرح زیر تصویر می کردند. آری من یک مرتجعم زیرا دوست دارم به عصری برگردم که در فرهنگ جامعه ما، دروغ زشت بود و ...

من اعتراف می کنم که یک مُرتجعم

محمدباقر عباسی سملی

مطابق فرهنگ لغت دهخدا ارتجاع به معنی بازگردنده بوده، و کسی که طرفدار آداب و سنن قدیمی است را مرتجع می نامند. مرتجع مقابل متجدد است. شاید انتخاب تیتر مطلب و مَطلَع آن برای مخاطبینی که تا حدودی با صاحب این قلم آشنا هستند، مایه ی حیرت و تعجب باشد. اما خواهش من این است که اندکی تحمل نموده و با این کمترین همراه شوید، تا به انتهای مطلب برسیم. آنگاه لختی تأمل کنید ببینم آیا قرابت شما با یک مرتجع (مرتجع با تفسیری که در این مطلب آز آن می شود) بیشتر است یا با یک متجدد!!!

 

آری من یک مرتجعم زیرا دوست دارم به عصری برگردم که در فرهنگ جامعه ما، دروغ زشت بود و راستی و درستی زیبا، دزدی عیب بود و پاکدستی افتخار، خیانت در امانت نفرت انگیز بود و امانتداری مایه ی مباهات، سرسپردگی به بیگانگان ننگ بود و مبارزه و مقابله با سلطه بیگانگان بر سرنوشت ملت نشان جوانمردی و آزادگی، وارستگی از تمنیات نفسانی و مادی زیبا بود و اسارت در دام تجمل عار، کار و تولید نشانه ی توانمندی بود و زندگی اَنگَلی نماد حقارت، ایثار و شهادت و خود را فدای دیگران کردن بالاترین مراتب انسانیت و رسیدن به حیات جاوید بود و چشم داشتن به دسترنج دیگران نماد پستی و پلشتی و ...

 

من صادقانه اعتراف می کنم که یک مرتجعم، زیرا دوست دارم به روزهای طلائی صدر انقلاب برگردم. روزهایی که پیشگامان و ایدئولوگ های انقلاب، آینده ملت، کشور، انقلاب و نظام برخاسته از آن را به شرح زیر تصویر می کردند.

 

شهید مرتضی مطهری:
«هر مکتبی که به ایدئولوژی خود ایمان و اعتقاد و اعتماد داشته باشد، ناچار باید طرفدار آزادی اندیشه و آزادی تفکر باشد. و به عکس هر مکتبی که ایمان و اعتمادی به خود ندارد جلو آزادی‏ اندیشه و آزادی تفکر را می‌گیرد. اینگونه مکاتب ناچارند مردم را در یک محدوده خاص فکری نگه دارند و از رشد افکارشان‏ جلوگیری کنند. این همان وضعی است که ما امروز در کشورهای‏ کمونیستی می‌بینیم. در این کشورها، به دلیل وحشتی که از آسیب ‏پذیر بودن ایدئولوژی رسمی وجود دارد، حتی رادیوها طوری‏ ساخته می‌شود که مردم نتوانند صدای کشورهای دیگر را بشنوند و در نتیجه یک بعدی و قالبی، آنچنان که زمامداران می‌خواهند، بار بیایند. من اعلام می‌کنم که در رژیم جمهوری اسلامی هیچ ‏محدودیتی برای افکار وجود ندارد و از باصطلاح کانالیزه کردن ‏اندیشه‏ ها، خبر و اثر نخواهد بود. همه باید آزاد باشند که حاصل ‏اندیشه ‏ها و تفکرات اصیل‌شان را عرضه کنند. البته تذکر می‌دهم ‏که این امر سوای توطئه و ریاکاری است، توطئه ممنوع است اما عرضه اندیشه ‏های اصیل، آزاد...، من به همه این دوستان غیرمسلمان اعلام می‌کنم، از نظر اسلام تفکر آزاد است، شما هر جور که می‌خواهید بیندیشید، بیندیشید، هر جور می‌خواهید عقیده خودتان را ابراز کنید -به شرطی ‏که فکر واقعی خودتان باشد- ابراز کنید، هر طور که می‌خواهید بنویسید، بنویسید، هیچ کس ممانعتی نخواهد کرد.

من در همین دانشکده، چند سال پیش نامه‏ ای نوشتم به‏ شورای دانشکده و در آن تذکر دادم یگانه دانشکده ‏ای که‏ صلاحیت دارد یک کرسی را اختصاص بدهد به مارکسیسم همین ‏دانشکده الهیات است. ولی نه اینکه مارکسیسم را یک استاد مسلمان تدریس کند، بلکه استادی که واقعا مارکسیسم را شناخته‏ باشد و به آن مومن باشد، و مخصوصا به خدا اعتقاد نداشته باشد. می‌باید به هر قیمتی شده از چنان فردی دعوت کرد تا در این دانشکده مسائل مارکسیسم را تدریس کند. بعد ما هم می‌آئیم و حرف‌هایمان ‏را می‌زنیم. منطق خودمان را می‌گوئیم. هیچ کس هم مجبور نیست‏ منطق ما را بپذیرد. نباید اینگونه فکر کرد که چون اینجا دانشکده ‏الهیات است، نباید در آن مارکسیسم تدریس شود. خیر مارکسیسم‏ باید تدریس شود، آن هم توسط استادی که معتقد به مارکسیسم ‏است. فقط باید جلو دروغ و حقه‏ بازی را گرفت ‏یعنی دیگر یک‏ مارکسیست نباید تمسک به آیه قرآن بکند و بگوید فلان آیه قرآن‏ اشاره به فلان اصل مارکسیسم است. ما با این شیوه مخالفیم. این‏ خیانت‏ به قرآن است.» ( پیرامون انقلاب اسلامی، آزادی تفکر و عقیده، شهید مرتضی مطهری)
امام خمینی(ره):
«اگر هم ما فرض می كرديم كه سلطنتِ- مثلًا- رضا شاه روى تصويب مردم بوده و آن مجلس، مجلس صحيحى بوده است، حق داشتند كه يك كسى را تعيين كنند كه مقدرات اينها دست او باشد، درست؛ خوب به چه مناسبت وكلاى آن روز که وکلای ما نبوده ‏اند، پدران ما چه حقى داشتند مقدرات ما را تعیین کنند؟ ما که پدرانمان را وكيل نكرده بوديم (صحیفه نور، ج4، ص515).
آیت الله طالقانی(ره):
«... حجاب ساخته من و فقيه و ديگران نيست؛ ...، حجاب حكم ضروري دين است. منظور امام و علما اين نيست كه زن خانه‎نشين باشد. اجباري حتي براي زن‎هاي مسلمان هم نيست. چه اجباري؟ حضرت آيت‎الله خميني نصيحتي كردند مانند پدري كه به فرزندش نصيحت مي‎كند، راهنمايی‎اش مي‌كند كه شما اين‎جور باشيد به اين سبک باشيد...» ( مصاحبه آیت الله طالقانی، بیستم اسفند 57 )
امام خمینی(ره) در تأیید سخنان مرحوم طالقانی(ره):
«ما خيرخواه بانوان مـحـتـرمـات هستيم ،....ما خير شما را مى خواهيم، ما انحراف ها را بايد با توصيه، با التماس، با عرض، اين انحرافات را بايد از بين بـرداريـم، ايـن فسادهائى كه در جامعه ما در اين پنجاه و چند ساله ريشه كرده است بايد ريشه هاى آن در آيد از بين . من خدمتگزار ملت ايران هستم، من خدمتگزار جوانان ايران هستم، مـن خـدمـتگزار بانوان ايران هستم....» ( صحیفه نور، جلد 5 بيانات امام خمينى در قبرستان بقيع قم، 19/12/57 ) 
شهید بهشتی:
«مگر می شود یک جامعه ای را بر محور دروغ تا آخر پیش برد. عزیز من از در راستی درآی، دروغ را به کناری بنه، همین جوانها و نوجوانها که کهگاه فریب دروغ امروزت را می خورند، همیشه در این حال نمی مانند....، ما معتقدیم راستی تاکتیک نیست راستی اخلاق است...» (فرازی از سخنرانی شهید مظلوم بهشتی، برگرفته از کلیپ موجود در سایت آپارات)
اخیرا حضرت آیت الله خامنه ای در جمع کارکنان نیروی هوایی ارتش، در نوزدهم بهمن ماه جاری فرمودند: «... باید با فساد مبارزه بشود، با ظلم مبارزه بشود، البته خیلی سخت است. فساد مثل اژدهای هفت‌سر افسانه‌هاست، یک سرش را که می‌زنی با شش سر دیگر حرکت می‌کند، از بین بردنش آسان نیست...» به باور من این جمله یکی از زیباترین و با اهمیت ترین جملات تاریخ سازی است، که مقام معظم رهبری در طول دوران رهبری خود ایراد فرموده اند. و می توان آن را نقطه عطفی در تاریخ جمهوری اسلامی، بعد از رحلت امام خمینی(ره) به شمار آورد. اهمیت و تاریخ سازی این جمله از این منظر است، که آیت الله خامنه ای از معدود حاکمان تاریخ است که در زمان حیات و حاکمیت خود با صراحت تمام، به وجود اژدهای هفت سر فساد در حکومت تحت امرش اشاره می نماید.
بگذارید با تأسی از این جمله ی تاریخی رهبر معظم انقلاب از منظری دیگر به این اژدهای هفت سر نگاه کنیم. من در اینجا به جای اژدهای هفت سر فساد، می خواهم به فساد اژدهای هفت سر قدرت، که اژدهای هفت سر فساد را فرزند خلف آن می دانم نظری اجمالی داشته باشم. آنجا که اژدهای هفت سر قدرت از نظارت تمام وقت رسانه های آزاد و احزاب، که رسالت آنان حفظ و حراست از عصمت و پاکدامنی بانوی قدرت است، خارج می شود، اژدهای هفت سر قدرت بدور از چشم احزاب و رسانه های آزاد به حرام می افتد، و باردار می شود، و چندقلو می زاید که فرزندان آن عبارتند از فساد اجتماعی، فساد اقتصادی، فساد فرهنگی، فساد سیاسی، فساد تقنینی، فساد قضائی و فساد اجرائی، که این فسادهای هفت گانه، هفت سر اژدهای مورد اشاره ی مقام معظم رهبری را تشکیل می دهند. وقتی سخن از فساد اژدهای هفت سر قدرت به میان می آید، بی شک منظور یک فرد یا یک جریان خاص نیست. بلکه مراد تمام سطوح قدرت است.
بله من یک مرتجعم، زیرا دوست دارم به عصری برگردم که وقتی رهبر وقت انقلاب از وجود فساد می نالد منظورش فساد به جای مانده از رژیم ستم شاهی است. نه اژدهای هفت سر فساد به بلوغ رسیده در نظام مقدس جمهوری اسلامی، که امروز رهبر معظم انقلاب از آن می نالد.
من مرتجعم زیرا مایل نیستم زنده باشم و شاهد عربده کشی های احمدی نژاد این عفریته ی نفرتی که از سال 84 تاکنون جز تعفن و لجن از حلقوم کثیفش بیرون نریخته، بر پلکان کاخ دادگستری نظام مقدس جمهوری اسلامی باشم و کسی را یارای مقابله ی با آن نباشد.
من مرتجعم زیرا نمی خواهم شاهد استیصال صدا و سیمای کشورم با این همه امکانات در مقابل تنها یک کانال تلگرامی باشم. وقتی صدا و سیمای ما با ده ها شبکه ی جور و واجور و سایت ها و کانال های اینترنتی بی شمار آنقدر شبانه روز خلاف واقع در جامعه پمپاژ کرده که از اثرگذاری در شأن انقلاب و جمهوری اسلامی ساقط می شود و آنگاه به بلای یک دروغگو و تهمت زن بزرگتری به نام روح الله زم با یک کانال تلگرامی مبتلا می شود و در راستای مقابله ی با آن چنان مستأصل می شود که این فرد که از فرق سر تا نوک پا امروزه در خدمت بیگانه و دشمنان ملت در آمده، می تواند بخشی از جامعه ی به ستوه آمده از انواع فساد را به خیابان بکشاند و اساس نظام اسلامی را تهدید نماید، چرا نباید مرتجع باشم و آرزوی بازگشت و زیستن در صدر انقلاب را داشته باشم.
من یک مرتجعم، زیرا نمی خواهم شاهد حمله یک دختر جوان به جان آمده از افعی هفت سر فساد، که با پذیرش همه ی مخاطرات حتی خارج از تصور آن، در روز روشن و ملاء عام به یک پیرمرد روحانی در خیابان پایتخت نظام اسلامی باشم، که تنها جرم او شاید همین بر تن داشتن لباس پیامبر(ص) و لباس پاسداری از دین خدا باشد. و چنان با مشت بر سر این پیرمردی که ممکن است هیچ منصب حکومتی هم نداشته باشد، بکوبد که یک متر عمامه از سرش به هوا بپرد و فرش خیابان شود و افراد حاضر و شاهد این برخورد، نه تنها دخترک را سرزنش نکنند بلکه در بهترین شرایط بی تفاوت از کنار این صحنه ی زشت و زننده بگذرند. (کلیپ این صحنه در فضای مجازی موجود است)
من پس از مشاهده این کلیپ در فضای مجازی پیش و بیش از آنکه دلم به حال طرفین این دعوی که هر دو قربانی افعی هفت سر فسادند، بسوزد دلم به حال خودم و جامعه ای سوخت که اینگونه خشونت در آن دارد نهادینه می شود، و جای گفتگو را می گیرد.

 

آری من یک مرتجعم، زیرا برایم قابل تصور و تحمل نیست، که شاهد به بن بست رسیدن برخی پیشگامان اندیشه اصلاحات که برایشان همیشه احترام قائل بوده ام، در داخل و خارج ایران باشم که به خاطر تحمل چند روز یا سال زندان حتی ناحق، جامعه را دعوت به شورش و خشونت بر علیه نظام می کنند. در صورتی که هیچیک هم به اندازه ی جناب مصطفی تاج زاده تحت ستم قرار نگرفته اند اما باز جامعه را دعوت به مدارا و تداوم اصلاحات در قالب گفتگو و صندوق رأی می نماید. آری دوست دارم به عصری برگردم که در آن ایرانیان ساکن فرنگ از قبیل مرحوم بازرگان رحمه الله علیه، شهید چمران رحمه الله علیه، شهید شریعتی رحمه الله علیه، مرحوم ابراهیم یزدی رحمه الله علیه، و ...
وقتی پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی ساکنین فرنگ را مشاهده می کنند و با علت عقب ماندگی جامعه ی خود که استبداد داخلی و استعمار خارجیست آشنا می شوند، به کشور باز می گردند و در راستای اصلاح استبداد و کوتاه کردن دست استعمار از کشور، به مبارزه ای قانونی و بدور از خشونت روی می آورند و سالها حبس و حصر را تحمل می نمایند. و در کنار سایر مبارزین به رهبری امام خمینی (ره) سخت ترین مصیبت ها را تحمل می نماید تا سر انجام در بهمن 57 موفق به برچیدن بساط استبداد می شوند. تا ایرانی آباد، آزاد و مستقل تحت فرامین دین مبین اسلام را پی ریزی نمایند.
لاکن امروز شاهدیم که برخی تحصیل کرده های ایرانی، که زمانی مناصبی هم در نظام اسلامی داشته اند، وقتی پناهنده ی غرب می شوند چنان مستأصل می گردند، که در اوج بی شرمی در تلویزیون های شیطانی غربی ظاهر می شوند و ملت ایران را دعوت به خشونت و شورش علیه خون بهای پاکباخته ترین فرزندان این مرز و بوم یعنی نظام اسلامی می نمایند. و دست گدایی به سمت عامل تمام بدبختی های ملت ایران یعنی آمریکا دراز می کنند. تا به یاریشان آمده و حکومت سر سپرده ی بیگانه همچون خاندان پهلوی را در ایران باز تولید کنند. جالب است که همین شبهه روشنفکران متواری، وقتی باب سخن می گشایند، حسرت خرید های نظامی رژیم ستم شاهی را می خورند و به کارآمدی این تسلیحات در جنگ تحمیلی استناد می کنند. اما همزمان تسلیحات موشکی ساخته دست فرزندان ایران را به باد انتقاد گرفته عامل ناامنی منطقه می دانند. در حالی که تقویت بنیه دفاعی هر ملتی طبیعی ترین حقوق به رسمیت شناخته شده ی بین المللی است.
من یک مرتجعم، زیرا خواهان بازگشت به دورانی هستم که زنان و دختران ما بی حجاب وارد محافل مذهبی و روشنفکری مذهبی می شدند و محجب بیرون می آمدند. اما امروز پس از چهار دهه تلاش نافرجام شاهدیم که فرزندان همان زنان محجبه دستار یعنی یکی از مسلمات دین مبین اسلام را بر نیزه می کنند و در خیابان می چرخانند. من این جوانان را مقصر نمی دانم بلکه این اعمال را بیشتر واکنش به همین افعی هفت سر فساد می دانم. زیرا اجبار در هر زمینه ای محصولی جز طغیان به بار نخواهد آورد.
و اما یک سوال: آیا عامل تولد، پرورش و به بلوغ رسیدن افعی هفت سر فساد در نظام اسلامی، حکومت است.؟، ملت است؟ یا هر دو؟
پاسخ: به باور من مقصر هم حکومت است و هم ملت، چرا؟
زیرا وقتی منِ مهندس ناظر، به پیشنهاد نامشروع پیمانکار پاسخ مثبت می دهم تا محصول آن پلی شود که در کمترین بارندگی بر دوش آب سوار شده رهسپار دیار عدم می گردد. و بیمارستان که باید ایمن ترین مکان در حوادث غیر مترقبه باشد با خفیف ترین زلزله متلاشی می شود، وقتی پزشک ما به قول وزیر بهداشت با رادیولوژی، سونوگرافی و داروخانه، وارد قرارداد محرمانه می شود تا به اتفاق هم جیب بیمار نگونبخت را خالی کنند.، وقتی کاندیدای مجلس ما اقدام به خرید رأی می کند و شهروند ما به ثمن بخس سرنوشت خود را می فروشد تا نماینده محصول این پیوند نامشروع به محض ورود به مجلس به جای اندیشیدن به موکلین نگونبخت خود، تمام اوقاتش را به دلالی در راستای رتق و فتق امور زالوهایی نماید که خون مردم را به شیشه می کنند.، وقتی کشاورز ما سم به محصولاتش می پاشد تا جهت رسیدن به سود بیشتر، عامل شیوع انواع سرطان در جامعه گردد، وقتی معلم ما سر کلاس درس کم فروشی می کند و شاگردانش را به کلاس های خصوصی خود دعوت می کند تا جیبشان را خالی کند.، وقتی قاضی ما به پیشنهاد نا مشروع مجرم پاسخ مثبت می دهد تا حق مسلم شاکی مظلوم را ضایع کند، وقتی کارخانه دار ما محصولش را کمتر از وزن مندرج بر روی ظروف محتوی آن محصول به بازار عرضه می کند، وقتی خودروساز ما نامرغوب ترین قطعات چینی را روی خودروهای خود می بندد و بالاتر از قیمت ایمن ترین خودروهای اروپایی به مشتریانی که حق یک انتخاب بیشتر ندارند می فروشد تا عامل هزاران تصادف و خسارت جانی و مالی مشتریان مظلوم خود باشد.، وقتی تاجر ما در مراجعه به سازندگان چینی درخواست بکار گیری نازل ترین کیفیت در اجناس درخواستی می کند و از او می خواهد تا با مارک ژاپن کالای چینی را تولید کند، و...، و در نهایت وقتی مسئولان دستگاه های قضا و تقنین ما خود به حق یا نا حق متهمند که با نزدیکان دلال و زمینخوار خود برخورد نمی کنند. و وقتی رئیس دستگاه اجرایی ما مسئولیت خود در مقابل آراء قاطع ملت را که محصول تلاش تمام نخبگان، مصلحان و نیک اندیشانه جامعه است را نمی پذیرد تا با بهره گیری از اختیارات مصرح خود در قانون اساسی دولتی قوی، توانمند، مومن به آرمانهای ملت و امام(ره) در انقلاب 57 تشکیل داده تا به تبع آن از ساختار مدیریت فشل و ناکارآمد و بعضا آلوده ی دولت قبل رهایی یافته و امید یک ملت را به یاس مبدل ننماید، به گونه ای که یک بچه با یک کانال تلگرامی موفق به به چالش کشیدن محصول تلاش نخبگان جامعه نشده و کلیت و اساس نظام را مورد تهدید قرار ندهد. در صورتی که آنقدر نیروی توانمند، متخصص و پاکدست امروز در سطح کشور خانه نشینند که می توان در دل آنها بیش از ده دولت مقتدر و کارا تشکیل داد. در حالی که اکنون چنان یأس، بی انگیزگی و ناکارآمدی بر ساختار دولت در سطح کشور مستولی شده است. که این دولت با این ساختار مدیریت فشل نه تنها قادر به مبارزه با اژدهای هفت سر فساد نیست، بلکه در صورت تداوم وضع موجود بی شک این اژدهای هولناک تا پایان این دولت فربه تر نیز خواهد شد.

 

البته در همین جا بر خود فرض می دانم تا از اقشاری که از آنان نام برده شد صادقانه پوزش بطلبم زیرا بیشتر این اقشار را انسان های مومن شریف و پاکدست تشکیل می دهند و بی شک مخاطب موارد اتهامی این قلم نخواهند بود.
و در پایان یک پیشنهاد و راهکار برای رهایی از اهریمن اژدهای هفت سر فساد:
شاید پیشنهاد و راهکاری که در پی می آید قدری مضحک و غیر قابل هضم به نظر برسد. اما من به موثر بودن و نتیجه دادن آن ایمان راسخ دارم. خدمت مسئولان، تصمیم سازان و تصمیم گیران عالی رتبه نظام پیشنهاد می کنم که جهت رهایی از چنگال اژدهای هفت سر فساد، و بقاء نظام اسلامی و کشور عزیزمان ایران اسلامی، دو دستگاه جدید به ساختار فعلی نظام اضافه کنند. مهم نیست قالبش چه باشد. فرض کنید دو وزارتخانه جدید. نام یکی را وزارت دروغ و تهمت و دیگری را وزارت دزدی و اختلاس بگذارند. آنگاه 51 درصد درآمد کل کشور طی یک سال مالی را در اختیار این دو وزارتخانه قرار دهند و جهت تأمین پرسنل آن در سلسله مراتب مختلف، تمام نیروهای آلوده به فساد در تمام دستگاه های حکومتی را جمع کنند و وارد این دو وزارتخانه کنند. تا با 51 درصد بودجه کشور هر کاری که می خواهند بکنند. هرچه می خواهند به هم تهمت بزنند و به هم دروغ بگویند و از هم بدزدند. البته وقتی سخن از درآمد کشور می شود، منظور از درآمد امامزاده روستای زادگاه خودم گرفته تا درآمد وزارت نفت است و هیچ نهاد درآمد زایی در کلیت نظام معاف نمی باشد.
از طرفی دیگر 49 درصد از بودجه موجود کشور را در اختیار کل نظام به استثنای دو وزارتخانه مذکور قرار دهند تا با به کارگیری نیروهای توانمند، متخصص، مومن و متعهد به آرمانهای انقلاب و آیین رهایی بخش دین مبین اسلام، که سالهاست در منازل خود یا در کنج ادارات و دستگاه های مختلف نظام در انزوا روزگار سپری می کنند، به جای نیروهای پاکسازی شده، کشور را به بهترین نحو ممکن اداره نمایند. شاید کسی بگوید این پیشنهاد غیر قابل اجرا در عمل است. اما من به دلیل ایمان راسخی که به پیشنهاد خود و پتانسیل مدیریتی انقلاب و نظام دارم حاضرم با جان خود این پیشنهاد را تضمین کنم. زیرا ما نمونه عینی آن را طی همین چهار دهه ی عمر انقلاب تجربه کرده ایم. در دولت دفاع مقدس با کمتر از 49 درصد بودجه فعلی کشور، جامعه به بهترین شکل ممکن اداره می شد. آنهم در زمانی که سرتاسر کشور در شعله جنگ تحمیلی می سوخت. پس شدنی است و ریسک بالایی نمی طلبد. زیرا تنها تکرار یک تجربه موفق است. من تضمین می کنم که با اجرایی شدن این پیشنهاد در کمتر از یک دهه از کشورهایی مثل کره جنوبی که قبل از انقلاب آرزوی کارگری در ایران را داشتند جلو بزنیم.

 

در پایان ضمن عرض پوزش از طولانی شدن مطلب، مدت ها بود که دست و دلم به قلم نمی رفت. اما در این ماه بهمن، با تجدید خاطرات آن بهمن طلائی، و احساس مسئولیتی که در قبال امام(ره) و شهیدان راه آزادی نمودم دومین و آخرین مطلب خود در سال جاری را تقدیم شما عزیزان نمودم. امید که مفید فایدت واقع گردد.
دوباره بهمنی دیگر ز ره آمد/ و من در زیر آوار همان پیشین گرفتارم/ رمق بهرم نمانده تا به پا خیزم/ و روی جان خود آوار بردارم/.
با آرزوی فردای بهتر برای ملت شریف و مستحق ایران اسلامی و رهایی نظام مقدس جمهوری اسلامی از چنگال اژدهای هفت سر فساد. 

 

*دبیر انجمن اسلامی مهندسان استان بوشهر



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1396/11/30 - 13:21
0
3
سلام و سپاس از اظهار محبت ( امید به خدا )، برادر عزیز به باور بنده جنابعالی لب مطلب را خوب گرفته اید. زیرا از این کامنت شما پیامی جز گرفتن لب مطلب نمی توان دریافت کرد. و این برای بنده کفایت می کند. شک نکنید که خیلی ها پیام مطلب را مثل جنابعالی می گیرند. پس نگران نباش، رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
1396/11/30 - 11:04
2
4
جناب مهندس هرچه مقاله تاکنون نوشته اید با دقت و حوصله خوانده ام ببین برادر عزیز تا زمانی که آدم نتواند لب مطلب را بنویسید قلم فرسایی های اینچنینی سودی ندارد . لب مطلب چیز یا چیزهای دیگری است که دوبار مقاله حضرتعالی را به دقت خواندم و آن یا آنها را نیافتم و تا زمانی که زمینه بیان لب مطالب فراهم نشود و ترس ها نریزد از این مقالات هیچ سودی حاصل نمی شود شاید برای شما بهتر از سر در چاه کردن و با چاه سخن گفتن باشد که حتی آنهم نیست چون قطعا با چاه بهتر و کامل تر از این میگویی .
برادر عزیز لب مطلب را میتوان در حداکثر در ده سطر و شاید هم کمتر گفت . میدانم که دل می‌سوزاند موفق باشید .
1396/11/29 - 17:43
2
2
خب دیگه کسی نبود ؟
1396/11/29 - 12:38
0
3
درود بر شما که صادقانه و دلسوزانه ، نه کاسبانه سخنتان را بیان اما حیف ناله اگر ناله تو و گوش اگر گوش برخی از آقایان است به جایی نمی رسد باید کار قانونی و سالم بودن ملاک عمل همه باشد . درود بر شما .
1396/11/29 - 12:37
0
0
درود بر شما که صادقانه و دلسوزانه ، نه کاسبه سخنتان را بیان اما حیف ناله اگر ناله تو و گوش اگر گوش برخی از آقایان است بجای نمی رسد باید کار قانونی و سالم بودن ملاک عمل همه باشد . درود بر شما .
1396/11/29 - 10:53
1
4
پیشنهاد شما بسی شگفت انگیز بود
1396/11/28 - 19:53
1
4
سلام . با صدای رسا اعلام می کنم من هم یک مرتجعم .
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین