امروز: شنبه 05 اسفند 1396
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 23 بهمن 1396 - 17:06
با نگاهی به نمایش مرده ریگ؛

اتحاد خبر:نمايش مرده ريگ را ديدم و زن هايي كه مرد بودند. نه. زن بودند. از نوع سختي كشيده. روزگار آن ها را سنگ زيرين آسياب كرده بود. له نشده بودند. آسياب روزگار مي چرخيد و آنها هم مي چرخيدند. و هم چنان استوار تا سرو كله ي عشق پيدا شد .قاسم تنگسير را با نمايش هاي تراژيكش مي شناسم. پيش تر هم به قاسم گفته بودم براي برخي آثارت بايد ...

 شهرام قلی زاده 

قديم ترها مي گفتند سختي از انسان مرد مي سازد. مرد كه باشي كوله بارت از غصه ها پر  مي شود اما لبريز نمي شود. آهنين مي شوي و شاعر در وصفت مي گويد: <مرد باید که در کشاکش دهر سنگ زیرین آسیا(ب) باشد>. فقر اما انسان را مي شكند. خورد مي كند. برخي در لايه هاي وجودشان و در رگ هاي تنشان آلودگي دارند و اگر بشكنند كثافت پنهانشان پخش مي شود. اطرافيان را آزار مي دهد. خيلي ها اما مي شكنند و آه نمي كشند. نم پس نمي دهند. مي گويند زن ها لطيف ترند. اما چه بسيارند كه جان سخت مي شوند. مقاوم مي شوند. درد مي كشند و كوه مي شوند. مردتر از مرد.




نمايش مرده ريگ را ديدم و زن هايي كه مرد بودند. نه. زن بودند. از نوع سختي كشيده. روزگار آن ها را سنگ زيرين آسياب كرده بود. له نشده بودند. آسياب روزگار مي چرخيد و آنها هم مي چرخيدند. و هم چنان استوار تا سرو كله ي عشق پيدا شد ...
قاسم تنگسير را با نمايش هاي تراژيكش مي شناسم. پيش تر هم به قاسم گفته بودم براي برخي آثارت بايد بنويسي زير ١٢ سال ممنوع. تنگسير خوب كارگرداني مي كند. بيننده را همراه مي كند.
حس داستان نمايش را در وجود مخاطب مي پراكند. يادت مي رود نمايش مي بيني. خودت را در جريان سيال بدبختي هاي كاراكترها حس مي كني. شك مي كني، غصه مي خوري، مي ترسي و ... صحنه هاي نمايش كه تمام شد به فكر مي روی و نمايش برایت ادامه می یابد.
مرده ريگ زمان نمي شناخت. مكان هم نداشت.
اگر اسم ها خارجي بودند برايت باورپذيرتر بود. ولي اسم ها ايراني بودند.لباس ها هم. اما جغرافياي اثر به گستردگي تمام كره خاكي بود.
٣ خواهري كه تنها خواهرند. هيچ نشاني از خواهري ندارند. همديگر را اجير مي كنند. داد مي كشند. دعوا مي كنند غصه اما نمي خورند. غصه مي خورند اما نه غصه همديگر. سايه ي شوم فقر چنان فشار مي آورد كه براي رها شدن از اين سايه ي سرد و پناه به روشناي روز  هر كسي را حاضرند پس بزنند و به روزني پناه ببرند. فقر و فلاكت جنايت پنهان را در وجود هر سه زنده نگه داشته. تا كي سر برآورد. كنترلش مي كنند. آنقدر سختشان است كه هر كدام دنبال فرار از دو تاي ديگرند.


مرده ريگ مرده ريگ نيست. دنياي بزرگي است. به وسعت همه ما آدمها و به درازاي تمام تاريخ.
مرده ريگ وصف كدام جامعه است
شايد پاسخ اين سوال بسيار آسان باشد. آري آسان است. فقر كه بيايد همه انسانيت ها از وجود آدمي بيرون مي رود. تو مي ماني و هزار فكر شوم.
مرده ريگ قاسم تنگسير را بايد ديد. همه بايد ببينند. مرده ريگ دو وجه دارد. يكي هنر زيباي كارگرداني قاسم تنگسير و بازي روان و پخته بازيگران و ديگري تلنگري كه به ذهن مخاطب مي زند
تلنگري كه دردت مي گيرت. به فكر مي روي و انتهاي فلاكت فقر را در دو قدمي مي بيني. فقري كه درمان پذير است اما قرار نيست درمان شود.
مرده ريگ روزگار ادامه دارد.در همه جا ادامه دارد.مرده ريگ قاسم تنگسیر هم ادامه دارد. اين روزها در پلاتوي استاد عباس زاده در مجتمع شهيد شاهيني
از اين نمايش بسيار هنرمندانه ديدن كنيد.
ارزش چند بار دیدن هم دارد ...



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین