امروز: دوشنبه 27 آذر 1396
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 27 شهريور 1396 - 16:24
گفتگوی اختصاصی «اتحاد خبر» با خانواده شهید «صفر بادفر»؛

اتحاد خبر: شهدای انقلاب اسلامی به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی نظیر بوده است.اکنون بر ماست که راه و یاد ایشان را زنده نگه داریم و نگذاریم خون پاکشان پایمال بشود، چراغ راه آینده ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست...

اتحاد خبر-اسماء بوستانی: شهدای انقلاب اسلامی به قیمت خون خود، آبروی اسلام، قرآن، پیامبر و استقلال مملکت را حفظ کردند و حرکتی که آنها در این انقلاب از خود نشان دادند در طول تاریخ بی نظیر بوده است.
اکنون بر ماست که راه و یاد ایشان را زنده نگه داریم و نگذاریم خون پاکشان پایمال بشود، چراغ راه آینده ما شعار آزادگی و فداکاری شهدای ماست.


به گزارش «اتحاد خبر»، پدر شهید در معرفی از خود و فرزند شهیدش این چنین می گوید: حاج رضا بادفر پدر شهید صفر بادفر و ساکن روستای بصری هستم. فرزندم صفر متولد سوم فروردین سال 1346 بود، او تازه داماد بود که راهی جبهه های جنگ شد. صفر در تاریخ 1365/02/18 دوره آموزشی خود را شروع کرد و سپس وارد منطقه عملیاتی آبادان شد. در حال آماده سازی عملیات کربلای 4 در محدوده ی پادگان (شادگان) بود که بالگرد دشمن شروع به بمباران خاکریز آن منطقه کردو تعدادی از جوانان از جمله «شهید صفر بادفر» را مورد اصابت ترکش قرار داده و به شهادت رساندند. اصابت ترکش به قلب فرزندم بود، او را به بیمارستان آبادان انتقال داده و در 2 دی ماه 1365 در همان بیمارستان شهید شد و 4 دی ماه 1365 نیز در امامزاده جعفر (روستای قلعه سوخته) به خاک سپرده شد. 

 

 

او از عشق فرزندش به جبهه و جنگ چنین می گوید: فرزندم به شدت عشق رفتن به جبهه را در سر می پروراند، مخالفت من و مادرش و افراد دیگر او را از رفتن به جبهه منصرف نکرد. یک روز با وجود همه مخالفت های ما خداحافظی کرده و در صف عازمین به جبهه جنگ قرار گرفت. من و مادرش، طاقت نیاورده او را از صف بیرون کشیده و به خانه برگرداندیم و تصمیم گرفتیم که برایش همسری اختیار کرده شاید از رفتن منصرف شود.

چگونگی راهی شدن شهید به جبهه  پس از ازدواج از زبان همسرش

همسر شهید بادفر در گفتگو با «اتحاد خبر» گفت: چند ماه از ازدواج من و صفر می گذشت ثمره ی ازدواج ما هنوز به دنیا نیامده بود که یکی از روزها خطاب به پدر و مادرش گفت: ازدواج نمی تواند مانعی برای رفتن من به جبهه شود، همسرم را به عنوان دخترتان در کنارتان می گذارم و می روم. چند روز بعد نیز با همه خداحافظی کرد و راهی جبهه شد. چندین بار به مرخصی آمده و مجددا برمی گشت، تا اینکه یک شب که شب آخر مرخصی اش بود و فردای آن روز راهی می شد تا دیروقت نخوابید و کنار ما گرم صحبت بود، مادرش گفت: فرزندم استراحت کن که فردا عازمی. او نیز در جواب مادرش گفت: امشب شب آخری ست که در کنارتان هستم، دوست دارم بهره کافی را از حضورتان ببرم. قلب من و مادر و پدرش سخت شکست و اشکمان جاری شد. در پایان شب از من خواست لباس فرزندمان را برایش بیاورم، در حالی که لباس را می بویید و می بوسید گفت: حتما مژده آمدن فرزندم را از طریق تلگراف به من بده.

 



خداحافظی تلخ و آخر ما با صفر عزیزمان

همسر شهید ادامه می دهد: صبح زود همگی ما با کاسه ای آب صفر را بدرقه کردیم، او رو به مادرش کرد و گفت: مادرم جان تو و جان همسرم، رو به من نیز چنین گفت: همسر عزیزم جان تو و جان مادرم، هیچوقت مادرم را تنها نگذار، و اینگونه با ما خداحافظی کرد و رفت.

چگونگی شنیدن خبر شهادت شهید از زبان همسرش

صبح زود یکی از روزها پدر و مادر همسرم راهی مزرعه بوده و خطاب به من گفتند: امروز عجیب دلشوره داریم، اگر خبری از صفر شد ما را بی خبر نگذار، قبول کردم. پس از آن مشغول کارهای منزل بودم که صدای در حیاط را شنیدم و در را باز کردم. ماشینی از طرف سپاه بود، وقتی متوجه بارداری ام شده و پی بردند که همسر صفر هستم مرا سوال پیچ کردند تا اینکه برادر بزرگ صفر (اسفندیار) از راه رسید و آنها هم خبر شهادتش را به برادرش دادند.

فرزند شهید: شب ازدواجم بیش از تمام لحظات زندگیم نیازمند پدرم بودم

فرزند شهید بادفر از دلتنگی های خود نسبت به پدرش چنین می گوید: از طریق مادرم مطلع شدم که پدرم وصیت کرده اگر فرزندم پسر است با دختر عمویش ازدواج کند، من نیز به وصیت پدرم عمل کرده و دخترعموی خود را به عنوان شریک زندگیم انتخاب کردم. شب ازدواجم بیشتر از تمام لحظات زندگیم مشتاق و نیازمند پدرم بودم. بارها دست فرزندانی را در دست پدرانشان دیده و حسرت نبود پدرم را داشته و در گوشه ای تنها با تمام غم و اندوه سکوت کرده ام. اینک که خودم دارای فرزند شده ام می دانم پدرم چقدر مشتاق و دلتنگ فرزندش بوده است. هر ساله سالروز تولد پدرم را در کنار تربت پاکش جشن می گیرم و همیشه در قلبم زنده نگهش می دارم و با تمام وجودم به پدرم افتخار می کنم.

صحبت های پایانی خانواده شهید

آروزی عاقبت به خیری برای تمامی جوانان سرزمینمان داریم و امیدواریم که جوانان امروز راه شهیدان عزیزمان را در پیش گرفته و حرمت خون شهیدان را پاس بدارند.
در پایان تشکر ویژه داریم از امور ایثارگران منطقه دوم دریایی بوشهر، چرا که بعد از شهادت فرزند عزیزمان تاکنون ما را تنها نگذاشته اند.

 




 






کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1396/07/13 - 23:59
0
0
با تشکر از گزارش عاالیتون.
و آرزوی عاقبت بخیری برای خانواده شهید بزرگوار
1396/07/13 - 15:41
0
1
💓🙏بسیار عالی،مطالب دلنشین و خواندنی بودن.سپاس
1396/07/13 - 11:41
0
1
ممنون از زحمات شما
1396/06/28 - 15:07
0
1
سلام خسته نباشید خیلی عالی
1396/06/28 - 14:31
0
1
باسلام وعرض ادب خدمت خانواده شریف ،اصیل وبزرگوار بادفر انان که خوشنامی شان درمنطقه زبان زد عام وخاص است ونیز شهادت فرزند عزیزشان سندی است براین مدعابه شما افتخارمیکنیم،ضمنا از سایت اتحادخبر جناب اقای صابری وسرکار خانم بوستانی بابت گزارش خوبشون تشکر میکنیم خسته نباشید.
1396/06/28 - 12:01
0
2
بسیار عالی بود ممنون از سایت خوبتون و گزارشگرای فعالتون
1396/06/28 - 11:39
0
1
با سپاس فروان از خانم بوستانی که بخود زحمت دادند و تا روستای بصری رفتند و با خانواده شهید مصاحبه کردند
1396/06/28 - 11:19
0
1
زنده نگه داشتن ياد شهدا كمتر از شهادت نيست.امام خامنه اى ،عالى بود و تشكر از سركار خانم بوستانى
1396/06/28 - 11:10
0
2
سلام و خسته نباشید از سایت اتحاد جنوب.عالی بود خبرتون ممنون ..و یه تشکر از خانم بوستانی بابت خبراشون کارتون عالیه
1396/06/28 - 10:59
0
1
درودها بر شما عالي بود/سپاس از زحمات شما
1396/06/28 - 10:57
0
1
ممنون از سايت خوبتون عاليه خبراتون
1396/06/28 - 10:50
0
1
درود ها بر خانوم بوستاني پر تلاش عالي بود
1396/06/28 - 10:43
0
1
عالي بود مثله هميشه با تشكر از خبرنگار خوب وفعال اتحاد خبر
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین