امروز: جمعه 28 مهر 1396
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 25 شهريور 1396 - 11:44

اتحاد خبر: پسینِ هرمزد روز از ماه فروردین همین سال – نود و شش – در مزگت بنوی های شهر زیبایم وحدتیه به همراه حاج کرامت الله کشاورزی فرنشین شورای اسلامی شهر، در آن چرخه ی شورای گذشته و هموند این چرخه به یک نشست با بزرگانی از کوچگران دیار "بنو" و" دهلی" با  پیشینه ی همگن این مردمان پذیرا شدیم. بارانی نم نم در بارش آمده بود و بنوی ها گروه ها گروه از سراسر دشتستان به شهر وحدتیه می آمدند و با ...

اتحاد خبر-حسین جعفری: پسینِ هرمزد روز از ماه فروردین همین سال – نود و شش – در مزگت بنوی های شهر زیبایم وحدتیه به همراه حاج کرامت الله کشاورزی فرنشین شورای اسلامی شهر، در آن چرخه شورای گذشته و هموند این چرخه به یک نشست با بزرگانی از کوچگران دیار "بنو" و" دهلی" با  پیشینه همگن این مردمان پذیرا شدیم.


                                                                                                

بارانی نم نم در بارش آمده بود و بنوی ها گروه ها گروه از سراسر دشتستان به شهر وحدتیه می آمدند و با شاد باش نوروز دستان مهربان یکدیگر را می فشردند و روی ماه ِهم را بوسه باران می کردند و ما هم در میان آنان چنین می کردیم و چشمانمان درخشان به این پیوندها و مهربانی ها که آرزوی گسترش آن را برای همه مهربانان داریم.

نشست درباره رونمایی از کتاب " بناف تا دشتستان" نوشته ی " آقای عبدالرحیم بنوی " بود. در آغاز یادی کنم از زنده یاد " حاج محمد بنافی " بزرگ خاندان، که در آن نشست بودند و اکنون از میان ما به دنیای روان های جاوید پرواز کرده است. بخشی از کتاب را همان شبِ نخست پس از برگشتن از آن نشست خواندم و این کتاب با یک پیش گفتار آغاز می شود و از رویه ها و برگ های نخست کتاب پی بردم که دلشوره هایی مانند درستی پشتوانه های تاریخی و بیان گفتارها و پیوندهای هموندی و سازگار کردن این ها با هم به ویژه که اساس این کتاب بر پژوهش های  میدانی و گرفتن پرتره، و هم سخنی با پیران و سالخوردگان دیار بنو و بزرگان این قوم در شهرها و روستاهای دشتستان با تلاش های فراوان همراه بوده، جای پردازش و ویرایش زبانی و آرایش های واژگانی را از دوست نویسنده ام گرفته بوده و ناگفته نماند که در چاپ و پخش این کتاب گران مایه، کمی هم اُشتو کرده که به نمونه هایی در پایان این نوشته خواهم پرداخت؛ اما این ها ارزش آفرینش و هست شدن این نوشته ماندگار را کم نخواهد کرد.


پیشگفتار در ارزشمندی تاریخ و نگاهی گذرا به اسطوره ها و داستان هایی است که سینه به سینه در میان پیشینیان می چرخیده و نویسنده برخی از آن ها را از زبان پیران این زمان در میان این قوم شنیده و نگاشته است آغاز می شود. و چون نویسنده سرچشمه گاهی برای آگاهی های نوشتاری در دست نداشته بیشتر به پیدا کردن دانش و آگاهی های پژوهشی میدانی استوار بوده و از پسِ این کار به نیکی برآمده است و در پژوهش های میدانی خود آثار باستانی و خرابه های به یادگار مانده از چرخه باستان را جُسته است و پُرتره برداری کرده و در کتاب خود برنشانده است. مانند شهر باستانی " کوستو" در نزدیکی روستای "بناف" و خرابه هایی در دشت ورودی "کمارج" نشان از تلاش نویسنده در هماهنگ سازی کتابش با پیشینه ی تاریخی از سر باریک بینی و دشوار گزینی است. 

سپس به خیزش دلاورانه ی این مردمان در برابر زورگویان و زیاده خواهان استعمارگر و اشغالگر پرداخته و از دلیرمردان و پهلوانان این قوم در همکاری با روندهای آزادی خواهی در دوره های گذشته پرداخته و این بخش را نیز بسیار ارزشمند پوشش داده است.


پس از این، نویسنده به گفتاری در بیان کوچیدن وبه واژگان امروزی "مهاجرت "قوم بنو، به دیارهای گوناگون و به ویژه دشتستان پرداخته و باز هم با گواهی از تاریخ به کوچیدن و پیوستگی  رشته مهاجرت این قوم در طایفه ها و فامیل هایی که در روستاها و شهرهای دشتستان ساکن هستند و این پیوند و همگنی وهم آهنگی هنوز پیوسته و استوار است که در بخش پایانی گسترده به آن پرداخته است . اما پیش از آن و در فصل نخست، پیشینه ی سه قوم بزرگ ایرانی، برخوردها و کوچیدن و پس از آن طایفه های بزرگ از این سه قوم را با استناد جستن از کتاب های تاریخی به خوبی بیرون کشیده و چکیده را در سر آغاز کتاب آورده است و در بندی دیگر به پیوست همین موضوع، پیشینه شکل گیری روستاها و نقش این اولین شکل یک جانشینی را در به وجود آمدن هر تمدن و تکامل تاریخ هر ملت بیان کرده است.


فصل دوم را ویژه ی طایفه ی "بنو" و کوچیدن از سرزمینی که اکنون روستای "بناف " بر جای است و پیش از آن ریشه یابی این قوم در دل تاریخ، ساخته است و از گذشته این منطقه هم چنانکه در پیشگفتار نیز بیان شد، پرسمان و پرتره تهیه کرده و بر کتاب افزوده است . در این بخش گسترده تر درباره ی پیشینه ی همکاری و یاری مندی دلاوران این قوم در جنگ های تاریخی از جنگ های عرب ها ومسلمانان با ایرانی ها و گواهی هایی از دل تاریخ در شکست ایران، بیرون آورده که  پس از آن جایگاه "بنو" در جغرافیای تاریخی و کنونی و به چگونگی در وجود آمدن چنین نام هایی مانند " بنو " و " بناف " و" دهلی " پرداخته و به گورستان های قدیمی در نزدیکی این روستا سر زده و تاریخ زایش و مرگ ها را با رخدادهای تاریخی سنجه کرده و همراه با دست آوردهایی در کتاب نوشته است که باز هم در جایگاه خودش زیبا و آموزنده است و خواننده را یاری می رساند که در پیوند با این رخدادها به دست آوردهای بیشتر از تاریخ و سرگذشت این مردم و جای زندگی آن ها و نسبت ها و چرایی و چگونگی کوچ و جایگیر شدن در گستره و پهنه دشتستان و پس از آن پیوندها و ماجراهایی که این مردم نجیب کشیده اند، همه را در اندازه ی کار و تلاش خود گردآوری کرده و با پرسمان ها و گفتگوها همراه و هماهنگ ساخته است که بسی ارج بردار است.


بیشتر تلاش نویسنده در پیگیری این کوچیدن ها و سوی وجهت آن ها و به ویژه در دشتستان بوده و می خواسته پیوند ناگسستنی مردمان کنونی در دشتستان با نام هایی که ریشه این پیوند را با زادگاه نیاکان خود نشان می دهد با استواری و افتخار نشان دهد و هم پیوندی ها در رخدادهای تاریخی مانند همیاری و پشتیبانی این قوم از برخی جریان ها مانند کمک و یاری پاک و دوستانه ی این مردم به " لطفعلی خان " زند و تشکیل بیشتر نیروهای "زال خان " فرنشین این جریان درجنوب پارس و منطقه خشت و کمارج در پناه دادن خان زند و گسیل نیروهایی برای پشتبانی در گرفتن دوباره پایتخت، شیراز، از محمد خان قجر و خواهندگی های این قوم با خان و دیگر بزرگان این دیار در حمایت از خان همه را ذکر کرده است.


در فصل سوم مهاجرت قوم بناف را به روستاها و شهرهای دشتستان به ترتیب جایگاه جغرافیایی و یا براساس تعداد و بیشتری از این مردمان در هر دیار، از وحدتیه شروع کرده و با نگاهی گذرا به تاریخ و پیشینه روستای "بی براء " پرداخته و عکس هایی هم از "تل خندق" و "قلعه کهنه" و "گرز و گوپال " هایی شکسته که بیشترین شیء باقی مانده در حاشیه "اطلال باستانی " است گرفته و بر نوشته ها افزوده و از بزرگان دینی در سده ی اخیر در این شهر پرتره هایی گذاشته است که زیباست.


سپس شجره نامه ی هرشاخه اصلی از نیای بزرگ "کاشمشیر "را برشمرده و سخنان و کردارهای اجتماعی آنان را در روستاهای گوناگون دشتستان و افراد شاخص در رشته های علمی ومبارزه وتلاش هابرای زندگی بهتر خود وفرزندان ونوادگان بیان کرده است بترتیب از روستای بی ورا ء به همراه شرحی کوتاه از زندگی و ماجراها و سپس نمودار فامیل هر نیا و پدربزرگ و به دنبالش زندگی شهیدان والامقام مانند سردار شهید قاسم بنوی، شهید جهادگر محمود بنوی و سروان نیروی انتظامی، شهید داوود بنوی باپرتره های زیبا و به یاد ماندنی از این عزیزان همراه کرده است بعد از آن از افراد شاخص مانند حاج غلامحسین ستوده خو و مهندس ایوب بنوی استاد محمدابراهیم فروزان ودکتر جواد بنوی پوربرومند شهید قاسم بنوی و حاج محمد(حبیب) و حاج رسول بنوی و مهندس یوسف بنوی و آقای محمد بنوی و مرحوم عیسی بنوی و دکتر رمضان رمضان پور (بنوی) و ورزشکار افتخارآفرین با مدال کشوری آقای محمدعلی (شاهپور) ستوده خو و دکتر ابوالقاسم فروزان، محمد اسماعیل بنوی، مهندس مصطفی بنوی، مهندس عبدالحمید بنوی، مهندس عباس بنوی و کارآفرین نمونه آقای حاج رسول بنوی و سردار حاج علی بنوی و تلاش های به یاد ماندنی ایشان در سال های دفاع مقدس و حاج کرامت (سعید بنوی)، حاج مرتضی بنوی، احمدی بنوی و در بخش ایثارگران به رضا بنوی (عرب) حاج محمدرضا بنوی، اکبر شجریان (بنوی) و باقری بنوی با شرحی کوتاه از زندگی و به همراه پرتره هایی از این مهربانان در کتاب یاد کرده که بسی ارزشمند است و بعد از آن به بنوی های ساکن روستای مزارعی پرداخته و با نگاهی کوتاه  وجه تسمیه و نام این روستا و سپس ذکر کرده که بنوی های ساکن مزارعی از سرشاخه های بنوی های دشتی و بنار و دالکی و برخی هم از خود روستای بناف، به این محل مهاجرت و کوچ کرده اند و بیشتر از نیایی به نام " ملا زیلاب " هستند و اجداد این مردمان را با نمودارها و شجره نامه نیز همراه ساخته و بعد از آن شرحی کوتاه از زندگی پر افتخار سردار شهید خداکرم علیپور و شهید بزرگوار ابراهیم بنافی و بزرگانی همچون حاج محمد علی علی پور (آموزگار) از رهبران روشنگری های خط امام خمینی (ره) سال های منتهی به پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و اوج مبارزه های سال پنجاه و هفت و از مکتبخانه داران مشهور دهه های سی و چهل قرن حاضر و مرحوم حاج محمد بنافی (معروف به کربلایی حاجی) و پدر شهید ابراهیم بنافی و جانباز شهید نعمت الله بنافی و دیگر برادران ارجمندشان، همچون مرحوم حاج محمدعلی حق رو (بنافی)  و بخشی از زندگی و پرتره ی این عزیزان نامبرده را نیز همراه ساخته است و سپس به شرحی کوتاه از زندگی مرحوم حاج نجف علی پور فرزند ارشد ماتم دار بزرگ و زنده یاد " مرحوم عام کعلی " و پدر سردار شهید خداکرم علی پور و حاج علی علی پور پرداخته و پرتره ای زیبا از این مرحوم با فرزندان رشیدش، در کسوت مقدس پاسداری ارایه کرده و بعد عکس و شرح مختصری از زندگی حاج عبدالحسین علی پور و حاج محمد (خسرو) علی پور و دکتر محمدباقر علی پور را افزون کرده که زیباست.

 

نویسنده بعد به سراغ بنوی های ساکن شهرهای دالکی و برازجان رفته و کوتاه سخن از زندگی و تلاش زنان و مردانی مانند، حجت الاسلام والمسلمین شیخ علی قاسمی، حاج غلامحسین قاسمی، خانم دکتر معصومه قاسمی، مهندس مسعود قاسمی و شهید والامقام عبدالعلی قاسمی که از تبار بنوی ها در آن دیار هستند سخن به میان کشیده است. و همین طور نگاهی به پیشینه ی روستای نظرآقا و چگونگی این نامگذاری و کوچیدن بنوی ها حدود دویست و اندی سال پیش به این روستا و این که سرشاخه ی اصلی بنوی ها در این محل دو عموزاده به نام های خواجه علی وباقر بوده اند و سپس شجره نامه ای از این دو نیای بنوی ها در روستا بیان کرده است و افزون از این دو، بزرگانی مانند مرحوم الله کرم فرزند کربلایی علی و نوه ی باقر و حاج حسن خواجه علی یاد کرده است سپس مختصری از زندگی و رشادت های حاج خدانظر قاسمی، نوه الله کرم فرزند حاج حسن و نتیجه ی خواجه علی که پس از گذران دوران تحصیل در زادگاه خود یکی از مبارزان و پیشروان انقلاب شکوهمند اسلامی و از تشکیل دهندگان و اولین فرمانده ی سپاه پاسداران در دشتستان و از پیشروان و دلاوران هشت سال دفاع مقدس و مبارزه با اشرار بودند و پس از آن از سوی مردم شریف دشتستان در دوره های سوم و پنجم به وکالت مجلس شورای اسلامی انتخاب شدند و کارنامه ی درخشانی در زندگی خود و افتخاری برای قوم بنوی و زادگاه و دشتستان و استان هستند و اکنون در میان همین مردم شریف به زندگی مشغولند و با یک خط و گذرا از برادران غیورش سردار حاج حیدر عباس زاده، فرمانده نیروی انتظامی استان بوشهر و یدالله عباس زاده قاضی دادسرای نظامی یاد کرده است. سپس از فرهنگی فرهیخته و رزمنده ی هشت سال دفاع مقدس، جناب آقای حاج خداخواست بنویی از روستای نظر آقا سخن گفته است و پرتره ای نیز در کنار نوشته افزوده و از آقای امرالله بنافی و پیشینه تحصیل و کاری ایشان یاد می کند و مختصری هم به زندگی فرهنگی فرهیخته و بازنشسته امروزی آقای حاج عبدالرسول (سردار بنافی) که ایشان اکنون بازنشسته ی آموزش و پرورش هستند و سال ها در این لباس به روستای خود خدمت کرده و در علم انساب و تبار شناسی نیز زبانزد هستند یاد کرده است.


نویسنده بعد به سراغ منطقه شبانکاره رفته و از پیشینه این منطقه و کوچ بنوی ها به آن دیار و رخدادهای بین سال های   1270   تا   1290   و تاریخ دشتی اسمال خانی سخن به میان آورده و نگاهی به تاریخ آن دیار انداخته سپس از بزرگان بنوی در آن خطه مانند حاج حسین بنافی، حاج ناصر بنافی، حسنعلی شجاعی، حاج عباس بنافی، مرحوم حاج محمد بنافی ، که در آغاز یادمانی کوتاه برای این مردبزرگ نگاشتم، حاج حسن بنافی، بانو قمر بنافی، عبدالله بنافی، عبدالله فرزند گرگعلی بنافی و حاج کرم کرمی بناری نوشته کوتاه و پرتره تهیه کرده است و بعد شجره نامه ی این قوم در آن دیار را با تلاش افزون کرده است.

سپس در رویه ای دیگر از مهندس ابراهیم سبحانی، دکتر حسن (ابوذر ) سبحانی، فرهنگی بازنشسته، حاج حسین حاجی پور سخن گفته و پرتره گذاشته است و شجره نامه ای خان های منطقه شبانکاره را گذاشته و جدول انساب  بنوی ها را در آن منطقه به کتاب افزون ساخته که نشان از تلاش و کوشش در این کتاب است.


در ادامه نویسنده پرتره هایی با کوتاه سخن درباره ی شهدای والامقام و آزادگان سرافراز منطقه بنار گذاشته از جمله شهید والامقام حجت الاسلام محمد جواد بنافی، جهادگر شهید محمد بنافی، شهید نعمت الله شجاعی، شهید صفر شجاعی و آزاده ی سر افراز مهراب بنافی ، آزاده ی سرافراز، غلامرضا شجاعی، زنده یاد جناب سرهنگ، دکتر رضا بنافی، جان باز دلاور که یاد همه ی آن زنده باد.


از بزرگان و مفاخر منطقه از قوم بنوی، پیشکسوت و فرهیخته استانی، دکتر غلامحسین کرمی بناری، ملاحیدر بنافی، مشهدی احمد بنافی، دکتر سیروس بنافی، مهندس محمود کرمی بناری، مهندس حمید کرمی بناری، ایرج کرمی بناری، مهندس مسعود بنافی، نور محمد بنافی، محمدعلی بنافی، عباس بنافی، عباس فارسی، غلامرضا بنافی، دکتر سروش کرمی بناری، دکتر امیر رضا کرمی بناری، مهندس عبدالله بنافی، حبیب بنافی، قاسم شجاعی، حسین شجاعی را با پرتره معرفی کرده است، که جای سپاس دارد.

 

نگارنده ی کتاب بعد از این در شجره نامه هایی کوتاه اولاد " ملاعباس بنوی " و " فرزندان کربلایی اسماعیل بنوی " از روستای دهقاید را معرفی کرده و از مفاخر این روستا شهید والامقام حسین بنافی ، جانباز ایثارگر علیرضا بنافی و سردار حاج حیدر عباس زاده را با پرتره معرفی کرده است. سپس تاریخچه ای کوتاه از روستای " بنه فارسی " و شجره نامه ای کوتاه از عبدالشمس و بنوی های این روستا و از مفاخر و بزرگان این روستا امیر سرتیپ تمام، دکتر حاج محمدحسن باقری را با تلاش ها و رشادت هایی کم نظیر معرفی می کند و در رویه ی آخر به عنوان سخن پایانی تمام اقوام ایران را به گل های یک قالی نفیس شباهت کرده که همه در رنگ ها و طرح های گونا گون یک نقش می زنند و آن هم قالی نفیس ایران را به دنیا نمایش می دهند. که به واقع چنین است.


اما همانطور که در آغاز نوشتم این کتاب ارزشمند از نظر نگارش زبانی و نوع خط و جمله بندی و گاهی واژگان نارسایی ها و اشکال های کوچک ویرایشی دارد که زیاد مهم نیست و به عنوان نمونه چند مورد را یادآوری می کنم که امید است در چاپ های بعدی برطرف شود.


1- اگر جایی بنویسیم به قول شاعر یا ... باید عین مطلب را در گیومه بیاوریم که در سطر ششم بند دوم صفحه ی بیست چنین تضمینی از مطلب نشده است:

" همت بلند دار که مردان روزگار / از همت بلند به جایی رسیده اند " (خداوندگار سخن، سعدی)

2- افرادی مبارزی  صفحه ی بیست وشش بند دوم سطر سوم که درست آن افراد مبارزی است و "ی" نسبت یا مصدری باید فقط در پشت موصوف یا منسوب بیاید . و اگر " ی" نکره یا وحدت باشد در پشت اسم مانند : افرادی مبارز.

3- "بنوی " های کانسرخ / درست آن بنوی های "جره " است سطر نخست بند آخر صفحه   ی سی وهفت .

4- شعر صفحه ی سی و نه اشکالات وزنی دارد.

5- " خطشه ناپذیر نادرست است و درست آن "خدشه ناپذیر " سطر چهارم از بند سوم صفحه ی چهل و یکم

6- تفنگچین نادرست است " تفنگچی" و " چی پسوند اسم ساز از ریشه ی ترکی است مانند ، قهوه چی ، شکارچی ، تفنگچی و..

7- برخواستند در صفحه ی بیست بند چهارم سطر نخست با این املا و در این مطلب درست نیست و باید " برخاستند " نوشته می شد که معنی بلند شدند بدهد.

8- رسم الخط یک دست نیست و باید سرهم نویسی یا جدا نویسی در سرا سر کتاب رعایت می شد .

 

این ها نمونه ای از مواردی بود که به طور مختصر و گذرا به چشم می خورد که باز هم در پایان برای نویسنده توفیق روزافزون را از خداوند بزرگ آرزو دارم و درمانده نباشید خدمتشان عرض می کنم.



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1396/07/19 - 19:25
0
0
مردم بنو بیضا و نوبندگون هم مهاجرانی از همین روستای بنو و دهلی به سمت شمال استان فارس بوده اند و یپس از آن جا به دشتستان جهت اطلاع دوست ناشناس
1396/07/18 - 09:53
0
0
خانواده هایی ساکن برازجان هستند که نام خانوادگیشان با این طایفه تقریبا مشترک هست ولی اصالتا اهل روستای بنو ٬شهرستان بیضا ء استان فارس هستند .
1396/07/05 - 13:01
0
0
منظور از قمر
قمر بنافی خواهر مرحوم حاج محمد بنافی و دختر مرحوم حاج حسین بنافی کدخدای روستای دشتی می باشد
قمر هنوز در قید حیات می باشد و حدودا ۱۰۰ساله می باشد
1396/07/05 - 12:24
0
0
باسلام
من در خدمت عزیزان مصاحبه گر هستم
1396/07/05 - 12:17
0
0
سلام خدمت خواننده محترم
منظورم رئیس قمر نیست ..
این قمر فرزند حاج حسین بنافی است
1396/06/30 - 15:10
0
0
در بین اسامی که نویسنده محترم کتاب مطرح کرده زنی با نام قمر است . اگر ایشان در قید حیات نیستند پس نام خانوادگی ایشان اشتباه است و اگر در قید حیات هستند منظورتان با شخص دیگری است و پوزش بنده را بپذیرید . قمر فرزند کدخدای مکابری با نام رئیس ......... با نام و نام خانوادگی مشخص که هیچ نسبتی با طایفه بزرگ بنافی ندارند .(نسبی) وسه دختر بودند که یکی دیگر از آنها عروس یکی از طوایف شهر برازجان (پ) شد . بنا به روایت بزرگان این طایفه ابا و اجداد و نیای این زن از منطقه تنگستان یا دشتی به شبانکاره مهاجرت کرده بودند .
1396/06/29 - 17:31
0
1
اگر برایتان مقدور است با آقای عبدالرحیم بنوی گفتگویی داشته باشید . پیرامون کتاب ایشان سوالاتی از ایشان بپرسیم .
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین