امروز: يکشنبه 04 تير 1396
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 19 دي 1395 - 10:49
طنز اختصاصی اتحاد خبر با گویش برازجانی؛

اتحادخبر- دی زاغو برازجونی: اُمروز پسین مُن و زاغو ری مبل نِشسِه بیدیم، رمضون هم ری زمین، جلو تیلویزون نِشسِه بی و آهنگ مُرخ سحری ناده بی، همه تِه یی حس گرفته بیدیم و هاسِی گوش میدادیم و پاش میخوندیم، ظلم ظالم جور صیاد آشیانم داده بر باد، ای خدا ای فلک ای طبیعت، شوم تاریک مانِه سِحَر کن، هِمی که گپ شوم واوی، زاغو دو پُیی تِنگِس توو حس و حالمون...

دی زاغو برازجونی:
اُمروز پسین مُن و زاغو ری مبل نِشسِه بیدیم، رمضون هم ری زمین، جلو تیلویزون نِشسِه بی و آهنگ مُرخ سحری ناده بی، همه تِه یی حس گرفته بیدیم و هاسِی گوش میدادیم و پاش میخوندیم، ظلم ظالم جور صیاد آشیانم داده بر باد، ای خدا ای فلک ای طبیعت، شوم تاریک مانِه سِحَر کن، هِمی که گپ شوم واوی، زاغو دو پُیی تِنگِس توو حس و حالمون و گف: مانی گشنمه! هِمی طر که سُفت ریتمه گرفته بیدُم، از ته کُتِ چیش سِیلش کردم و به نِشونه اعتراض پُی پینجه گـُتوم اشاره کردم وُ جاروف پنگیم و ریتمه ول نکردم تا آخرش که تموم واوی!

هِمی طهر که رمضون بُنا کِرد وُ فیکه دادن و شپ زدن سی استاد، ریوِ زاغو کردم گفتم: چه میخِی تا سیت بیارم؟ زاغو گف: مانی دلم هِوِسِ پُکورا کرده، پکورا میخام! گفتم: چطو شعرکو داخلش شوم اومه گشنِتاوی، ولی از اِولش گپ مُرخ بی، دلت مُرخ نمیخا؟ زاغو گف: نه، گفتم: خو باشه انگاری مُرخت یه پا داره، تا رمضون هاسِی سیدی دوم میناد راساویدم و رفتم توو آشپسخونه هِمی که پکورا پز برقیمه در اُوُردم رمضون بُنگم دا، بیو که تکنوازی شورو واوی، دی مُنم پکورا ساختن نادم سی آنتراک بین کنسرتل و جلدی اومدم توو هال و مِثِ خانی نشسُم سرجام، بلکم بختر، زاغو ریوِ رمضون کرد و گفت: بوا نومِ بچه ی استاد چه بی؟ رمضون گفت: همایون، زاغو گف: نوم دخترش چه بی؟ رمضونو جونمرگاویده گف: مژگان، گفتم رمضون، بار آخرت بو نوم دختر مردم بلدیا، رمضون گف: نوم دختر استادا، گفتم: دی بدتر، زاغو گف: بوا استاد ری چه حساوی نوم بچیلشه ناده همایون و مژگان؟ رمضون گف: موچیم، زهلم میره یه چی بگم، دِییت رُفتُم بـِیله، گفتم: بتا خم سیت بگم.

بنظرم استاد نوم مژگان از ری شعر حافظ ورداشته و نوم همایون از ری ردیف موسیقی، زاغو گف: هاااا یعنی هرکی مرتوط پُی کارش نوم بچشه انتخاو میکنه؟ گفتم: ها ویمو مُرتِوِط پُی کارِتم انتخاو کنی اَلوِته بُید مِثِ استاد نومِلِ قشنگ قشنگ وَرداری، زاغو گف: مانی ئِی مُو بخام ری کارم نومِ بچمه بـِیلُم خو مُو بَدوَختم! مُو خو رشتم برقه، گفتم: خُو کارته عوض کُ! رمضون گف: نه مِی خازن سُخته چـِشِه؟ لوله خرطومی هم وَش میا اوسُو بُنگِش میدی بوا، لوله خرطومی یه لیوان اُوی سیم بیار! زاغو گف: خو کسی که دندون پزشکه چه مِیله؟ گفتم: مِیله ایمپلنت، بُنگِ دِییش هم میدن دِی ایمپلنت، زاغو گف: خُو کسی که مکانیکه چه؟ رمضون گف: نوم پُسرشه مِیله ترموستات، که بُنگِ زنشم بدن، دِی تِرموستات، نوم دخترشم پلوسه، گفتم: ئِی گفتین نوم پُسر دکتر داروساز چه مِیلن؟ زاغو گف: آسپرین بچه، رمضون گف: بتامتازن؟ گفتم: نه! گف: شروت معده؟ گفتم: نه، نومشه مِیلن استامینفن کدئین، بُنگ دِییش هم میدن: دِی استامینفن، زاغو گف: دبیر جغرافیا نوم پُسرش خسوفه، رمضون گف: کشاورز نوم بچشه مِیله تماته، گفتم: بوام بهز بواته، زاغو گف: شیمیدان هم نوم بچش: منگنزه، رمضون گف: نه مِیلن سیلیسیم جامد، بنگش میدن سیلیسیم جامد کجیی؟ میگو رفتمه ور دی اکسید کربن، زاغو گف: بوا نوم بچیل معلم ریاضی هم کشف کردم، نوم پُسرشه مِیلن: سینون تتا، نوم دخترشم، رمضون گپ زاغو قط کرد و گف: دَ! بی ادب بازی در نیار نه! عاقل بیشی سرجات، دی خنک بازی تعطیل هیچ نگین که استاد میخا شورو کنه! ها دِیی ها./ص

 

معنی لغات= ری: روی - همه تِه یی: همه با هم - تِنگِس: پرید - کُتِ چیش: گوشه چشم، ته چشم - بُنا کِرد: شروع کرد - ریوِ: رو به - بـِیلُم: بگذارم - بُنگِ: صدا زدن


 برای شنیدن فایل صوتی این طنز در اینجا کلیک کنید 




کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین