کد خبر: 71935 ، سرويس: مقاله
تاريخ انتشار: 13 دي 1395 - 18:40
منطق اجتماعی، گمشده ی این روزها

اتحاد خبر: فکر انسان هماره در معرض خطا و لغزش قرار دارد و طبیعتا انسان هم بر اساس فکر خود رفتار می کند پس فکری که هماره در معرض لغزش است لغزش در رفتار را هم به دنبال دارد، حال برای کاستن از لغزش، نیاز به یادگیری اجتماعی است.

مهراب شاد

در جامعه ما تا جايي كه ذهن و تاريخ ياری ميدهد هیچ وقت منطق اجتماعي رعايت نشده و متاسفانه در اثر همین عدم رعایت چه جفایی به جامعه و اشخاص شده است، منطق كه انديشه اَي درست و صحيح در ذهن و انتقال آن به زبان و رفتار است كه امروز اين انديشه به شکل صحيح در جامعه ديده نمي شود. 

فکر انسان هماره در معرض خطا و لغزش قرار دارد و طبیعتاً انسان هم بر اساس فکر خود رفتار می کند پس فکری که هماره در معرض لغزش است لغزش در رفتار را هم به دنبال دارد، حال برای کاستن از لغزش نیاز به یادگیری اجتماعی است. برخی از قوانین نانوشته در بیشتر کشورهای جهان پذیرفته شده است، اما در ایران من چه؟ جایی که رد کردن چراغ قرمز افتخار است و نبستن کمربند کار مردان شجاع ...
ما هنوز هم رعایت صف را نپذیرفته ایم، هنوز هم برای اینکه مخالفت خود را با حکومت ابراز کنیم شهرمان را خانه ی خود نمی دانیم و برعکس آن را با یک سطل زباله ی بزرگ اشتباه می گیریم! حال چرا همه به دنبال دموکراسی هستیم، وقتی هنوز هیچ کدام از این اصول اولیه را رعایت نمی کنيم، اصلا دموکراسی به چه دردمان میخورد؟

 

نه گفتن و تغییر

 

این تغییرات هیچ کدام به داد ما نمی رسد وقتي هيچ نوع منطق اجتماعي در ديدگاه ما ديده نمي شود. ما نیاز به انقلاب درونی داریم، نیاز به یاد گرفتن منطق اجتماعی، نیاز به خواندن، چیزی که مخصوص دانش آموزان و دانشجویان است و جامعه برای توسعه به آن نیاز مبرمی دارد. برای رفتن به سمت جامعه سالم ما بایست رفتارهای صحیح اجتماعی را بیاموزیم، حقوق شهروندی را بدانیم و آن را از راه پذیرفته شده ی آن بخواهیم. برای داشتن جامعه سالم نیاز به مطالعه داریم البته نه از روی روزنامه بغل دستی مان در اتوبوس یا مترو !!!!
ما نیاز داریم بدانیم گوشی شخص کناریمان در مترو و تاکسی حریم شخصی اوست، یاد بگیریم در دنیای مجازی و یا حتی در خیابان عقده های خود را خالی نکنیم و يک جايي هم برأی منطق و انصاف خود قرار بدهيم.
متاسفانه ديده مي شود كه اين منطق در میان قشر روشن فکر، روشن بین و اهل قلم ما هم از بين رفته است، در جامعه افراد با يک نگاه سطحي و به دور از علم و دانش و آگاهي درباره مسائلي نظر مي دهند و يا مجموعه اَي را زير سؤال مي برند كه اين دور از منطق اجتماعي است. فرد طوری به راحتي در مورد مسائل كلان كشور نظر مي دهد كه گويا يكي إز مسئولين دولت است، اين موضوع تا جايي رسیده است كه متاسفانه افراد با ديدي تنگ نظرانه به امور نگاه مي كنند و به طور مثال در یک دوره اي كه جامعه به طرف بي ثباتي و هرج و مرج پيش ميرفت مردم قصد داشتند با يک انتخابات تغييري ايجاد كنند و اين بي ثباتي را پوشش داده و یا به پايان برسانند و به طرف ثبات و پيشرفت پيش ببرند. البته اين درخواست برای تغيير بسيار خوب و عملي تحسين برانگيز است ولي در جامعه ما اين زيبايي جايي از بين مي رود كه بي منطقي ورود پيدا مي كند و به دور از منطق اجتماعي به مسائل نگاه مي كنند. انتظار دارند ره صد ساله را يک شبه طي كنند كه اين بي منطقي بدون توجه به شرايط كشوري، ملي و اقتصادي است و چند ماه از تغيير نگذشته است كه انتظار دارند شرايط نرمال شده و به ثبات برسد. اين موضوع كه هر فردي در جامعه به خود حق مي دهد به دور از دانش، آگاهي، علم و... در مورد تمام مسائل نظر دهد چيز تازه اي نيست و متاسفانه در جامعه ما عادي شده است، يا به اصطلاحي در جامعه و بین مردم ما جا افتاده است.

اگر بخواهيم اين مسئله را ريزتر ببينيم در همين شهر ما منطق اجتماعي را زير پا ميگذارند و به دور از انديشه و آگاهي صحيح از مسائل از روي احساس و با خودبيني به مسائل دامن ميزنند و به راحتي اعلامیه صادر مي كنند و فرد يا مجموعه اي را زير سؤال برده و يا به تيغ نقد مي كشند، اين جاي تاسف و تامل دارد كه اين نظرات که بعضاً ابراز شده و به طرق مختلف به گوش افراد و جامعه میرسد و ما هم چون مردمي به دور از منطق و عموما دوست دار حاشيه هستیم حكم از پیش صادر شده برايمان پذيرنده تَر است. اینگونه می شود که ديدگاهي بسيار به دور از حقيقت در ذهن افراد شكل مي گيرد. فضای خبری هم به قدري گسترده است كه عملاً نمي توان برای تک به تک افراد جامعه توضيح داد چنين موضوعي صحت ندارد و اين انديشه هاي نادرست رفته رفته بزرگ و بزرگ تر مي شود.

آيا اين بي منطقی روزي به خود افراد برنمی گردد؟!


روند این اختلال و بی نظمی اجتماعی ادامه دارد و عواقب آن بی شک روزی دامن خود ما را خواهد گرفت. قبل از هر چیز بايد به اين شكل به اطراف نگاه كنيم که بازتاب اين مسائل چیست و به طور کل هدف از این رفتارها و کنش ها چیست. وقتي با دید باز و روشنگری به جامعه نگاه کنیم در می یابیم که هر نوع تغییر مثبت و اصلاح از خود ما شکل می گیرد و در واقع مرکز پیشرفت جامعه فرد است. لزوم داشتن منطق اجتماعی و انصاف و روشن بینی در مواجهه با مسائل اطراف بیش از هر چیزی برای بهبود زندگی خود ما است. حال رفتار بعضي از افراد که از روي دلسوزي و یا برخی از روي كينه ورزي هاي شخصي و لجاجت یا ناآگاهی اين بي منطقي ها را به وجود مياورند، جای تامل و تاسف دارد. بايد اميد داشت كه اين بي منطقي هاي اجتماعي كه به دور از اخلاق و انسانيت است در مورد هيچ مجموعه و يا فردي شكل نگيرد كه در درازمدت باعث مي شود جامعه، فرد، مجموعه و حتی بنیان های اجتماعی زير سؤال برود.  

 

به اميد روزهای روشن تر

لينک خبر:
http://www.ettehadkhabar.ir/fa/posts/71935