امروز: سه شنبه 03 مرداد 1396
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 27 مرداد 1395 - 10:07
اختصاصی اتحادخبر

اتحادخبر- عبدالخالق عبدالهی: با اینکه امروز قرار نیست از مدیر و مدیرکل و اداره و سازمانی انتقاد کنیم و جر و مرافعه ای راه بیندازیم اما از آنجایی که گفته اند : دستت چو نمی رسد به بی بی/ دریاب کنیز مطبخی را- قرار است از یک موضوع کوچک و پیش پا افتاده  اما مهم که در حکم همان کنیز مطبخی است بنویسیم و آن هم چیزی نیست جز " کت و شلوار ". بله درست شنیدید...

نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

عبدالخالق عبدالهی:

 

با اینکه امروز قرار نیست از مدیر و مدیرکل و اداره و سازمانی انتقاد کنیم و جر و مرافعه ای راه بیندازیم اما از آنجایی که گفته اند :
دستت چو نمی رسد به بی بی / دریاب کنیز مطبخی را
قرار است از یک موضوع کوچک و پیش پا افتاده  اما مهم که در حکم همان کنیز مطبخی است بنویسیم و آن هم چیزی نیست جز " کت و شلوار ". بله درست شنیدید کت و شلوار یا همان " کوت و پاتلون" خودمان.
بنده قبول دارم بسیاری مواقع پوشش و لباسِ تن هر شخص معرف منش، شخصیت، طبقه اجتماعی و گاه حتی خلق و خوی  اوست. ببخشید که واژه نامانوس و فرنگی به کار می برم فقط می خواهم بگویم لباس پوشیدن به حدی مهم است که انگلیسی ها به آن " بادی لَنگوویج " یا زبانِ بدن می گویند. یعنی چه ؟ یعنی قبل از اینکه زبان در دهان بچرخد و به  سخن درآید طرز پوشش شما با مخاطب سخن می گوید و شخصیت شما را معرفی می کند .

امروز به درست یا غلط " کت و شلوار " یک لباس و پوشش رسمی است و گاهی پوشیدنش آن قدر لازم است که بعضی ها مجبورند علیرغم میل باطنی اشان آن را در مراسم و مهمانی های رسمی و حتی نیمه رسمی به تن کنند.

دیگران را نمی دانم اما این پوشش یا زبانِ بدن خصوصا اگر کت و شلوار باشد، گاهی که چه عرض کنم، اغلب  برای بنده سرِ چُندر می شود و جدأ مایه دردسر است. بسیار پیش آمده با اینکه از این کت شلوار رسمی و دست و پا گیر خوشم نمی آید اما مجبور شده ام در جلسات و مهمانی های رسمی این عذاب الیم  را به جان بخرم و به قول یکی از بستگانم  لباسی را بپوشم  که " وقتی  بر تنت است  احساس می کنی دو نفر آدم گردن کلفت از سر و کولت آویزانند".

پارسال  در یک جلسه  کاری  شرکت کرده بودم بیشتر همکارانم کت و شلوارهای  شیک و قشنگ پوشیده بودند و منِ" کت نپوش اسپرت پسند" مانده بودم چه کنم ؟ اگر کت نپوشم که در این جلسه مهم بیمه ای وصله ناجور می شدم و لابد در چشم همکارانی که از سرتاسر استان بیشترشان شق و رق و اتو کشیده حاضر می شدند بنده بی کلاس و اُمُل و شاید هم بی نزاکت و انگشت نما می شدم اگر هم پا روی دلم می گذاشتم و با همه مشکلات گفته شده، خود را لای پنج شش   متر پارچه و آستر قنداق پیچ و بقچه بندی می کردم درست است که هم رنگ جماعت  و رسمی و باکلاس می شدم اما سراغ خودم را داشتم که در این حالت رسمی و عصا قورت داده، کاملا تمرکزم را از دست می دادم و نمی توانستم درباره موضوعی که قرار بود صحبت کنم درست و حسابی حرفم را بزنم و خلاصه اینکه رشته کلام از دستم در می رفت.

پس چه کنم؟ بالاخره تصمیم گرفتم کت را روی دستم بیندازم و وارد سالن شوم اگر موقعیت خوب و مناسب بود که فَبَه المراد،  نمی پوشیدم اما اگر هوا پس بود و خیلی ضایع، به ناچار کت را تنم می کردم . روی صندلی که نشستم همینطور که کت را روی صندلی کناری که خالی بود می انداختم خنده ام گرفت. همکارم پرسید چرا می خندی؟ داستانی را که بیادم آمده بود برایش تعریف کردم.

می گویند بنده ی خدایی در کوپه قطار نشسته بود و مقداری هم موز در سبد پیش رویش داشت یکی یکی موزها را برمی داشت با دقت پوست می کند و روی موز پوست شده، نمک و فلفل می ریخت و آن را از پنجره واگن بیرون پرتاب می کرد  همسفرش پرسید چرا این کار را می کنی؟ گفت: من موز را با نمک و فلفل دوست ندارم. حالا حکایت ما کت نپوش هاست. پارچه گِشت و گرون می خریم، دستمزد خدا تومنی به خیاط می دهیم، می دوزیم، اتو می کنیم، کت را روی دستمان می اندازم اما آن را دوست ندارم و تا مجبور نشویم نمی پوشیم. البته آن روز شرایط زیاد رسمی نبود و با یک نگاه سرسری به سالن دیدم الحمدالله اوضاع شل و ول است و می شود از زیر پوشیدن کت در رفت و بنده هم در رفتم. تازه آن  جلسه در زمستان بود و هوا  مطبوع و خنک،  تکلیف جلساتی که در گرمای بالای 50 درجه تابستان و رطوبت بالای 85 درصد که دیگر معلوم است.

من وقتی  فلان مسئول یا رئیس اداره را می بینم که مجبور است  ساعت ها، شون زیرِ بار این نشانه ی  کلاس و شخصیت بدهد و به زور هم که شده  کت  بپوشد و بدتر اینکه جلو دوربین ژست بگیرد ، لبخند بزند و تا یک جلسه یک ساعته بسر آید  پیرش درآید در دل به صبر و استقامتش صد آفرین می گویم . البته گاهی خلاف این موضوع هم صدق می کند . مثلا شما بر خلاف بنده ، عاشق پوشیدن کت و شلوار هستید و می خواهید به جلسه ای بروید اما نمی دانید جلسه چقدر رسمی است و باید با چه لباسی حاضر شوید و اصلا آن جلسه یا مهمانی جای پوشیدن چنین لباس رسمی هست یا نه ؟ اگر حساب و کتابتان درست بود که هیچ اما وای به روزی که محاسباتتان اشتباه از آب درآید و شما  تنها  کت و شلوار پوشِ آن مهمانی یا جلسه باشید، واووویلا ، کلاهتان پس معرکه است ، همه چپ چپ نگاهتان می کنند و این کت و شلوار پوشیدن را به حساب ریاست مأبی و تافته جدا بافته بودن می گذارند و تا آخر جلسه باید صُم بُکم گوشه ای بنشینی ، گوشه و کنایه ها را بشنوی و همه را زیر سبیلی رد کنی . در پایان این توضیح را لازم می دانم  که بنده  آراستگی ،  شیک پوشی و پوشش ظاهری مناسب و درخور را نه تنها رد نمی کنم  بلکه آن را لازم و حتی  از ضروریات زندگی امروزی می دانم  منتها  امیدوارم روزی برسد که با رعایت تمامی موازین اخلاقی جامعه و بدون هیچ هنجار شکنی ، ملاک لباس پوشیدن افراد ، سلیقه شخصی و راحتی پوشش و در یک کلمه " اختیار " باشد نه ترس از قضاوت و همچنین میزان احترام یک شخص، به کت و شلوار و لباس شیک و خط اتو و برق واکس کفش نباشد و اشخاص با این معیارهای کاذب  سنجیده و قضاوت نشوند . بدین معنی که بپذیریم یک نفر می تواند شیک و آراسته و خوش پوش و با شخصیت باشد کت و شلوار هم نپوشد یا بالعکس فردی به دلیل علاقه شخصی اش ، کت و شلوار بپوشد قصد فخر فروشی و ریاست مأبی هم نداشته باشد. خلاصه کلام اینکه از این همه نشانه های  آدمیت در آدمی، فقط لباسش را نچسبیم و پذیریم که به قول  شیخ اجل سعدی:

تن آدمی شریف است به جان آدمیت / نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی/ چه میان نقش دیوار و میان آدمیت



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1395/06/01 - 05:35
0
2
تشکر فراوان از اتحاد خبر
واقعاً مطلب ارزشمندی بود، حظ کردم
ان شاء الله سایر مشکلات هم به همت اتحاد خبر و مطالب چنین ارزشمندی با ادبیاتی فاخر حل خواهد شد.
1395/05/31 - 05:53
0
1
با سلام
عزیزان هر جایگاهی ملزومات خود را دارد که بایستی رعایت شود.
اولاً در دنیای امروز کت و شلوار فقط رنگ مشکی و تیره با پارچه ضخیم نیست.
ثانیاً امروز کت و شلوار که لباس رسمی اداری مدیران در همه ی دنیا هست با تغییر فصل رنگ و ضخامت آن تغییر می کند. تابستانه با زمستانه فرق دارد. امری که متأسفانه در کشور ما ناشناخته هست.
ضمناً با احترام به نویسنده محترم بادی لنگویچ هم به کت و شلوار ارتباطی ندارد. ممنون
1395/05/30 - 23:18
0
0
در پاسخ آقا یا خانم "سئوال " باید عرض کنم بنده در چند دوره آموزش بازاریابی که شرکت کرده بودم چند تن از اساتید بیمه که اتفاقا دو نفر از آنها خارجی هم بودند لباس و نوع پوشش را مهمترین و تاثیر گذارترین "بادی لنگوویچ" انسان می دانستند و برای این ادعایشان هم دلایلی داشتند که چون یک مبحث تخصصی است از ذکر آن خودداری می کنم البته ممکن است فرمایش جنابعالی درست باشد و آنها اشتباه کرده باشند یا بنده بد شنیده باشم
1395/05/29 - 20:40
0
1
سلام فکر کنم اشتباه سهوی رخ داده در این قسمت ( " بادی لَنگوویج " یا زبانِ بدن می گویند. یعنی چه ؟ یعنی قبل از اینکه زبان در دهان بچرخد و به سخن درآید طرز پوشش شما با مخاطب سخن می گوید و شخصیت شما را معرفی می کند .) بادی لنگویج هیچ ربطی به پوشش ندارد و مربوط به حرکات دست و ابرو و صورت و انتقال حرف هایمان بوسیله حرکات بدن می شود و تا بحال از جایگاه پوشش در بادی لنگویج نشنیده بودم.
1395/05/28 - 16:42
0
1
سلام اقای عبدالهی
خدا قوت بواا

عزیز دل سخن از دل ما گفتی...

البته کت و شلوار خوب است و قطعا پسندیده می باشد اما نه داخل هوای 50 درجه و رطوبت 85 درجه جنوب...

البته نا گفته نماند مدیران ما هم بلد نیستند چه بپوشند و هر انچه زمستون می پوشند تابستون هم می پوشند..


اخه لباس رسمی با دوخت و پارچه مناسب تابستونی هم هست....
1395/05/27 - 11:54
0
2
مطلب ارزشمندی بود : شخصی را می شناسم که فقط 2 بار کاندید جهت مجلس شورای اسلامی شده است ومتاسفانه انتخاب هم نشده است !!! اما کت وشلوار پوشیدن وی ادامه دارد وحتی در گرمای تابستان هم جهت حفظ شخصیت وکاندید شدن مجدد کت شلوار را می پوشد ودر مجالس شرکت می کند : البته پوشیدن کت وشلوار که یک لباس رسمی به حساب می آید عیب نیست : اما انسان بعضی مواقع برای خودش مشکل می سازد وباید جور گرمای 50 در جه را در پوشیدن کت وشلوار بپذیرد وچهار زانو بنشیند وبا کسی هم خنده یا شوخی نکند تا شخصیت محفوظ بماند./ص
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین