امروز: چهارشنبه 02 خرداد 1397
    طراحی سایت خبری
تاريخ انتشار: 30 تير 1394 - 11:06
به مناسبت فرخنده زادروز منیرو روانی پور

اتحادخبر: ادبیات داستانی می تواندسرگذشت پرفراز و نشیب زندگی جوامع بشری باشدکه درقالب‌های گوناگون داستان کوتاه  یا بلند، رمان، نمایشنامه، تئاتر، فیلم،‌ سینما، نشریات و… به نمایش درآمده، هویت خویش را بر مخاطب خود آشکار کند.

بررسی شخصیت  وآثار منیرو روانی پور

 ادبیات داستانی می تواندسرگذشت پرفراز و نشیب زندگی جوامع بشری باشدکه درقالب‌های گوناگون داستان کوتاه  یا بلند، رمان، نمایشنامه، تئاتر، فیلم،‌ سینما، نشریات و… به نمایش درآمده، هویت خویش را بر مخاطب خود آشکار کند.

داستان نویسان خلاق عرصه‌های گوناگون ادبیات داستانی ، با به کار جستن اندیشه‌های آرمانی و انسانی خویش و نیز خلاقیت‌های ویژه ادبی  خود، بر آنند تا بازتاب زندگی اجتماعی، فردی، فرهنگی، سیاسی و هنری و… مردمان عصر خویش رانگارش کنند و در لابه‌لای آن، خواسته‌ها، افتخارات، اندوه‌ها و دل‌تنگی‌های بشری را به نمایش بگذارند.

شناخت، ارزیابی و معرفی کیفیت این آثار از سویی موجب لذت بیشتر از متن در ذهن خواننده خواهد شد و از سوی دیگر منجر به ساخت جامعه‌ای بر پایه اندیشه، تفکر و خواسته‌های معقول بشری می‌گردد در این میان نگارش داستان و پرداختن بدان در قلمرو ادبیات فارسی جایگاه ویژه و در خور دارد.

در فصل داستان 3 ،  به بررسی آثار منیرو روانی نویسنده زن معاصر هم استانی مان می‌پردازم.

دوم مرداد ماه ۱۳۳۳ در یکی از روزهای گرم تابستان منیرو روانی‌پور در آبادی جفره از توابع بوشهر گریه تولد سر داد. دوران کودکی و نوجوانی او در جفره و بوشهر سپری شد و پس از اتمام تحصیلات متوسطه در بوشهر به شیرازی می‌رود و در رشته روان‌شناسی تحصیل می‌کند. سپس به آمریكا رفت و از دانشگاه ایندیانا در رشته علوم تربیتی فوق لیسانس گرفت در سال ۱۳۶۰ به توصیه یکی از نزدیکانش داستان‌نویسی را به صورت جدی آغاز می‌کند. او پیش از انتشار داستان‌هایش در محافل ادبی حضور می‌یابد. اما داستان‌های وی با عناوینی چون «ضعیف، سیاه» مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد. روانی‌پور بعد از هفت سال تجربه حضور در محافل ادبی، در سال ۶۷ اولین مجموعه داستانی خود به نام «کنیزو» منتشر کرد و یک سال بعد وی اولین رمان خود رابه نام «اهل غرق» به چاپ رسانید. این رمان مورد توجه منتقدان قرار گرفت. سال ۱۳۶۹ برای او سال پرکاری محسوب می‌شود. روانی‌پور در این سال هم مجموعه داستان «سنگ‌های شیطان» و هم دومین رمان خود «دل فولاد» را روانه بازار کرد. روانی‌پور در سال ۱۳۷۲ مجموعه «سیریا سیریا» و در سال ۱۳۷۸ «کولی کنار آتش» را منتشر ساخت. او باز هم مدتی سکوت کرد. اما روزه کاریش را در سال ۱۳۸۰ با انتشار مجموعه داستان «زن فرودگاه فرانکفورت» شکست و در آخر روانی‌پور آخرین اثرش را به نام «نازلی» که شامل سه مجموعه داستان است در سال ۱۳۸۱ منتشر کرد. گرچه آغاز کار رسمی و حرفه‌ایش سال ۱۳۶۷ است اما او پیش از این سال‌ها آثاری برای کودکان چون : «گنجشک و آقای رییس جمهور» و «ترانه‌های کودکان» را منتشر کرده است.

سبک‌ داستان‌نویسی روانی‌پور:

بی‌شک نویسندگانی چون منیرو روانی‌پور، برآنند که تا به شیوه و سبک ویژه خود حاصل تجربیات، اندیشه‌ها، باورها و اندوخته‌های خود را با مخاطب خود در میان بگذارند.

آن‌چه از مطالعه آثار روانی‌پور می‌توان درک کرد، این است که او در داستان‌هایش دغدغه استفاده از عناصر طبیعی و میل به قهرمان‌پروری در قالب شخصیت‌های زنانه را پی می‌گیرد. هر چند سبک و زبان نویسنده در طول سال‌ها تغییر می‌کند. دغدغه‌های او ثابت است؛ عناصر ویژه داستانی، طبیعت حاکم بر فضای داستان‌ها و نقش برجسته زن‌ها، از همان کتاب اول در داستان‌ها حضور دارند.

او گرچه سال‌هاست که درگیر دار آبادی «جفره» زندگی نمی‌کند، با این وجود آداب و رسوم و حتی خرافات آن‌جا را در ذهن دارد. گرچه گذشت زمان و تحولات روحی و روانی نویسنده باعث شده در آثار جدیدش تحولی عمیق ایجاد شود. در اولین مجموعه داستانی او «کنیزو» در سه داستان نخست آن «کنیزو»، «شب بلند» و «آبی‌ها» عناصر تکرار شونده مهمی چون دریا و افسانه‌های آن، طلسم‌ها، پریان دریایی، ماهی‌گیران و زنان بومی، نمود چشم‌گیری دارد. این باورها در رمان «اهل غرق» تکامل می‌یابد. اما بعد از این دو اثر در آثار دیگر نویسنده با حوادثی که جنبه اساطیری و جادویی کمتری دارد روبه‌رو می‌شویم.در«کولی کنارآتش »پل زیبایی بین کولی های غربتی وپایتخت نشینان انقلابی ایجاد می کند وهنرمندانه این آدمهای متفاوت را بهم متصل می کند .

داستان‌های «کنیزو»، «شب بلند»، «پرشنگ» و «جمعه خاکستری» از مجموعه «کنیزو» و داستان «سنگ شیطان»، «ما فقط از آینده می‌ترسیم»، «جیران»، «هروس»، «بازی» از مجموعه «سنگ‌های شیطان» و «رعنا»، «شیوا» و «نازلی» از مجموعه «نازلی» جزء داستان‌های رئالیسم یا واقع‌گرا هستند.

«آبی‌ها»، «طاووس‌های زرد»، «دریا در تاکستان»، «مشنگ» و «مانای مهربان» از مجموعه «کنیزو» از جمله آثار رئالیسم جادویی روانی‌پور هستند.هم‌چنین «مرغ آبی رنگم مرده»، «قصه غم‌انگیز عشق» از مجموعه «سنگ‌های شیطان» نیز از نوع داستان‌های سمبولیسم است. رمان «اهل غرق» و «کولی کنار آتش» نیز از جمله رمان‌هایی است که آمیزه‌ای از سبک رئالیسم جادویی و سمبولیسم را به خود اختصاص داده‌اند. روانی‌پور، با استفاده از لغات جنوبی و بوشهری و استفاده از واژه‌های محلی داستان‌های ویژه‌ای را با محوریت زن پی ریخته است. اغلب مرگ و پوچی پایان داستان‌های او می‌باشد و در واقع قهرمانان داستان‌هایش بازنده زندگی هستند. او با افسانه و خرافات و باورها حوادث داستان را پیش می‌برد.

 

شخصیت‌پردازی در داستان‌های روانی‌پور

شخصیت‌پردازی تمام داستان‌های روانی به یک شیوه صورت پذیرفته است. در بیشتر داستان‌های کوتاه و رمان‌های او شخصیت اصلی داستان زن است. او با دیدی اجتماعی در داستان‌هایش به زنان و مسایل آنان می‌پردازد. او حتیٰ موضوعات کلیشه‌ای زنان را نیز بیان می‌کند. زنان در آثارش را می‌توان به سه گروه تقسیم کرد:

زنان بومی: که بیشترین حضورشان در مجموعه‌ها و داستان‌های ابتدایی او است. اینان مطابق با میل و غریزه خود زندگی می‌کنند. مانند مادر در «کنیز» خیجو و مدینه و بوبونی در «اهل غرق»، «آینه در «کولی در کنار آتش»، دایه در داستان «سنگ‌های شیطان» .

زنان شهری: تمام دغدغه این زنان خانه‌داری است. آنها مانند «شیوا و نازلی» در شهر زندگی می‌کنند و دغدغه‌ها و فکر آنها نسبت به زنان بومی پیچیده‌تر است. گاه این زنان، زنان مطلقه‌ای هستند که از تنهایی رنج می‌برند و دچار بیماری روحی و روانی شده‌اند و خود را برای پرنده‌ای می‌آرایند.

زنان روشنفکر: این زنان در آثار روانی‌پور اغلب نویسنده‌اند. این زنان از طرف زنان بومی مطرودند. از سوی دیگر به زندگی زنان بومی غبطه می‌خورند.

زنان داستان‌های روانی پور جدا از همه‌ این تفاوت‌ها خصوصیات مشترکی دارند. بیشتر آنها سرکش، قوی و مستقل هستند و در عشق پیشگامند. آنها حاضرند برای رسیدن به عشقشان از همه چیز خود بگذرند،خستگی ناپذیرندبه آب وآتش می زنند.آرام وقرار ندارند. زنان نویسنده در اغلب داستان‌های روانی‌پور به نوعی حضور دارند. شاید بتوان گفت که او خود را روایت می‌کند. مادر در داستان‌ها ی او، چهره موجهی ندارد و مورد انتقاد است و یا به سکوت وادار شده است. او در داستا‌ن‌هایش به نیکی از مادر یاد نمی‌کند.

اما مردان داستان‌های روان‌پور نیز دو دسته‌اند:

مردان پدر: مردانی که به عنوان پدر ایفای نقش می‌کنند. روانی‌پور در داستان‌هایش برخلاف مادر چهره‌ای خوب از پدر ارایه داده است. پدر در داستان‌های او نقشی ویژه و وگه گداری دلسوزانه دارد و بسیار مهربان است.

سایر مردها: که چهره‌ای دوگانه دارند، در بیشتر داستان‌های کوتاه، مردها نامی ندارند. آنان مطلیع زنان هستند و همه امور خانه در دست زنان است. مردها توسط زنان انتخاب می‌شوند. او چهره دیگری از مردان در داستان‌هایش ارایه می‌دهد. مردان به عنوان جفت، معشوق و همسر نقش مثبتی ندارند و اغلب به عنوان دیکتاتور و کسانی که زندگی زنانه را نابود می‌کنند و به دنبال تمایلات خود هستند به تصویر کشیده شده‌اند.

شخصیت داستان‌های روانی‌پور ایستا نیستند و در خلال داستان‌های او در سال‌های متمادی متحول می‌شوند؛ البته تحول آنان چندان مثبت نیست چرا که در پایان داستان شخصیت‌های بیمار گونه‌اند. شخصیت‌های داستان‌های پایانی او اغلب قراردادی و از جهان خارج وارد داستان شده‌اند.

شب بلند تقبیح جوامع محقر و عقب‌مانده

 

شروع داستان روايتي‌است از مريم، دختر كوچكي كه براي خوابيدن ترس دارد و دايم سراغ دختري به نام گلپر را از مادرش مي‌گيرد. بعد از اين پاراگراف، رفت و برگشت‌هايي روايي به گذشته را شاهد هستيم كه از گلپر حكايت مي‌كند.

مريم دايم فرياد گلپر را در ذهنش دارد و از مادر و پدرش درخواست مي‌كند كه در را باز كند تا گلپر به خانه بيايد. مادر براي آرام كردن و ترساندن او براي آن‌كه دايم از گلپر سراغ نگيرد نام هيولايي خيالي به نام «بچه برو» را مي‌آورد و سعي مي‌كند كه با چنين ترفندي او را مجبور به خوابيدن كند. اين ترفند نويسنده دقيقاً گوياي اين است كه مريم آن‌قدر كوچك است كه از چنين اسم‌هايي بترسد و بي‌شك گلپر كه دوست اوست نيز نمي‌تواند سن زيادي داشته باشد. در فلاش‌بك ديگري شاهد اين هستيم كه مريم و ديگر بچه‌ها به‌سراغ گلپر مي‌روند و از او مي‌خواهند كه هم‌بازي‌شان شود اما گلپر با النگوهايي به‌دست و روسري به‌سر براي ديگر بچه‌ها ژست آدم بزرگ‌ها را مي‌گيرد و درخواست بازي آن‌ها را رد مي‌كند و مي‌گويد كه من ديگر بزرگ شده‌ام و با شماها بازي نمي‌كنم. بايد به خانه و زندگي‌ام برسم.

- خونه و زندگي خودت؟

- ها عمو ابراهيم مي‌خواد براي خودم و خودش خونه و زندگي بسازه؟

- عمو ابراهيم؟!!!

بچه‌ها وقتي النگوها را مي‌بينند مجذوب زرق و برق آن مي‌شوند و به گلپر نزديك شده و به النگوها دست مي‌زنند و از گلپر مي‌پرسند كه:

- عمو ابراهيم برايت عروسك هم خريده؟

در ادامه گلپر عنوان مي‌كند كه مي‌خواهد با عمو ابراهيم عروسي كند و ديالوگ‌هاي ديگري كه بين بچه‌ها با گلپر رد و بدل مي‌شود كاملاً گوياي دنياي كودكانه و معصومانه است. داستان در هر برگشت از فلاش‌بك‌ها روايت‌گر دلهره و نگراني مريم است كه مي‌خواهد دوباره گلپر را ببيند.

بعد تصويرهايي از عمو ابراهيم داريم كه نوع روايت نمايانگر سن و سال بالاي ابراهيم است.

بالاخره گلپر در حجله عروسي ابراهيم مي‌نشيند باز هم همان تصويرهاي كودكانه روايت مي‌شود به‌صورتي‌كه وقتي گلپر در حجله نشسته را مي‌بينيم كه وقت ديدن مريم مي‌خواهد به همان رفتار كودكانه به استقبالش برود، اطرافيان مانعش مي‌شوند و تصوير دردآور و پايان‌بندي داستان اين‌گونه است كه شاهد این هستیم که گلپر را در ملحفه سپیدی پیچیده‌اند که قسمت پايين آن خونین است. نویسنده جز آن‌که یک عروسی بوده و عروس این مراسم کسی جز گلپر نبوده، چیزی بیان نمی‌کند. اما آن‌قدر روایت هنرمندانه است که به‌سادگی تمام چیزهایی‌که روایت نشده در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد. بله. گلپر دختر کوچولویی که پیش از این از رفتارها و بازی‌های کودکانه‌اش روایت می‌شد، بر اثر ضعف جسمانی و عدم بلوغ کافی برای ازدواج، در شب زفاف جان خود را از دست می‌دهد.

نویسندگان از آن‌جایی‌که همیشه به قصد و منظور خاصی قلم به‌دست می‌گیرند، همیشه در بین دیگر هنرمندان، دارای احترام بیشتری هستند. به‌خصوص نویسندگان ایرانی که آثارشان سعی در نشان دادن شاخصه‌های انسانی و تقبیح رفتارهای غیرانسانی دارد. داستان‌کوتاه شب بلند اثر منیرو روانی‌پور یکی از آن داستان‌هایی است که با روایتی ساده جامعه‌ را به زیبایی تقبیح می‌کند. حادثه بسیار ساده رخ می‌دهد اما عمق حادثه روح خاطب را زخمی می‌کند و به فکر وامی‌دارد.

 

داستان در جنوب اتفاق می‌افتد و خود منیرو روانی‌پور نیز زاده جنوب کشور است. او به‌خوبی یکی از معضلات و می‌توان به جرات گفت یکی از حماقت‌های دیرینه بعضی اقوام این خطه را روایت مي كند به امید آن‌که فکر چاره‌ای برای آن اندیشیده شود. یکی از کارهای نویسنده روشن کردن اذهان است. او قرار نیست هم بنویسد و هم برای آن‌چه که نوشته مشت گره کند و فریاد بزند. اما با نوشته خود جوامع محقر و عقب‌مانده را به سخره می‌گیرد، به نقد می‌کشد و تقبیح می‌کند. ازدواج دختران کم سن و سال یکی از بزرگترین معضلات جوامع محقر جنوبی است که سال‌ها بوده و هست و حالا این نویسنده به زعم خود داستان کوتاهی به رشته تحریر درآورده. اما چنین سنت بی‌رحمانه‌ای هم‌چنان پا برجاست. نویسندگان باید به‌یاد داشته باشند که در نوشتن باید به چنین مسائلی بپردازند و جامعه را درجهت رشد و تعالی فكري و فرهنگي سوق بدهند، گرچه با سخره گرفتن باشد، و حتی گرچه با توهین کردن به قومیتی باشد.متاسفانه در جوامع و قومیت‌های مختلف چنین رسوماتی همچنان ادامه دارد. هرچند که دخترانشان را به این طرق از دست می‌دهند اما انگار در نفهمی و کج‌فهمی و نادانی‌ای هستند که متوجه نمی‌شوند که یک دختر برای ازدواج حداقل باید به بلوغ جسمی برسد.

 

یکی دیگر از سنت‌های احمقانه که در بعضی از جوامع کوچک و عقب‌مانده ایرانی همچنان مرسوم است، ختنه كردن دختران است! مسئله‌اي‌که نه در دین و نه در مذهب و نه در عرف ملی و اجتماعی کشورمان جایگاهی ندارد. اما همچنان به انجام آن اقدام ورزیده می‌شود. درحالی‌که ختنه دختران منجر به از دست دادن قوه شهوانی دختر می‌شود و در مواردی هم گزارش شده که فرد در اثر عفونت رحمی جان خود را از دست می‌دهد.در گریزی به داستان ترس و لرز اثر غلامحسین ساعدی نیز ما شاهد بی‌ارزش شمرده شدن شخصیت و جنسیت زن هستیم. این داستان هم در یکی از شهرهای بندری جنوب روایت می‌شود. در بخشی از این داستان فرد پولدار و ناشناسي وارد شهر می‌شود. زنی را می‌بیند و برای ازدواج با آن زن بدون اطلاع زن، با برادر آن زن درباره ازدواج با او صحبت می‌کند. گفتگوها و صحبت‌ها همه به‌گونه‌ای‌است که انگار قرار است یک کالا خرید و فروش شود و در این معامله مرد پولدار و برادر آن زن تمام گفت و گوهایشان به‌گونه‌ای‌است که سعی در به اتمام معامله، به نفع خودشان دارند. در انتهای این مذاکره بالاخره مرد پولدار، برادر آن زن را با پول راضی می‌کند که خواهرش را به عقد او دربیاورد و مرد هم قبول می‌کند. برای خیلی از مخاطبان شاید چنین نوع خواستگاری و چنین نوع برخوردی کاملاً غریب و حتی غیرواقعی جلوه کند. اما متأسفانه چنین چیزهایی در جامعه ما درحال وقوع است و بارها و بارها تکرار می‌شود. متاسفانه امروزه در نسل نویسندگان جدید پرداختن به معضلات اجتماعی كمتر دیده می‌شود. اکثر رمان‌ها و داستان‌های کوتاه معطوف به روایت‌هایی فلسفی و روانشناسی و ذهني شده است که مختص به شخص نویسنده و یا انسان‌های بسیار محدودی می‌شود که یکی از دلایل توفیق نیافتن آثار مدرن امروزی همین است.اما آثاری چون شب بلند منیرو روانی‌پور و یا آثار غلامحسین ساعدی به‌دلیل کنکاش در جامعه و نوشتن معضلات و به نقد کشیدن آن‌ها، آثاری زنده و درخور توجه مي‌باشند.

   فریده فهیمی – تیرماه 94 -برازجان



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1396/02/13 - 12:40
1
1
لطف میکنید منابعش رو هم بگید/ج
1395/10/10 - 12:09
0
0
چقدر خوب و گویا بود...درود بر بانو روانی پور و البته شما
1395/02/14 - 11:58
0
1
سلام کاش همون جور که افتخار می کردیم برای گرفتن حق مون اعتراضم می کردیم/ج
1395/01/22 - 09:35
0
1
عالی بود
1394/05/09 - 08:08
0
1
درود بر منیرو روانی پور،مایه افتخار استان بوشهر/ب
1394/05/02 - 00:48
0
1
مقاله زیبا ومفیدی بود .
سپاس
1394/05/01 - 01:55
1
0
ممنون از حسن سلیقه تون.آفرین./ب
1394/04/31 - 09:07
0
0
سپاسگزارم از بانو فهیمی/ج
1394/04/31 - 00:05
0
1
خیلی خیلی خوشحالم که نقدوبررسی داستان های منیرو روانی پور رو می خونم.
ممنونم از انتخاب تون./ج
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

پربازدیدترین خبرها

پربحث ترین