امروز: سه شنبه 11 بهمن 1401
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 19 دي 1401 - 12:23
اختصاصی اتحادخبر؛

اتحادخبر-دی هِلِیهُو: رفتِیدِه شیراز وَرِ دکتر. دکتر گفته مالِ مُوادِ شیمیاییه که اُوسُونَل باپیش تو جنگ خاردِیدِه وُ ایسو ری کبدِ ئی زُمباسِه خوشِه نشون داده. بیزونِه، ئی قد و بالاشِه، ئی هم فرقِ توریشِه. سَلوُ می گو تو چِکارِ مردم داری. میگُم بُوی، هُمسادِمونهِ. نِبُیَس پُرسِشِه کنُم...

پِلوِردِه (۷)

دِی هِلِیهُو:


رفتِیدِه شیراز وَرِ دکتر. دکتر گفته مالِ مُوادِ شیمیاییه که اُوسُونَل باپیش تو جنگ خاردِیدِه وُ ایسو ری کبدِ ئی زُمباسِه خوشِه نشون داده. بیزونِه، ئی قد و بالاشِه، ئی هم فرقِ توریشِه. سَلوُ می گو تو چِکارِ مردم داری. میگُم بُوی، هُمسادِمونهِ. نِبُیَس پُرسِشِه کنُم!
پَریگ اومِدِی اینجو که یه چن تِمن پیل قرض کنِه که بِتَرِه بلیتِ اتوبوس بگیره. میگفت خاله، اوکِشا که رفتیدُم، گاراج ایقِه شِلُق بی که جا گیر نمیوُمِه ووُیسی. میگفت پاکشون هم مریض پَریض بیدن. گفتم خاله، خدا نَعلت کنه باعث و بانیشِه که ئی وَعضِه سی مردم دُرُس کِردِنِه.
اِی خدا سیلِش که میکِردی، اُنگار خودِ زِلیخا که وَرِ یوسف نشِسّه. ئی فرقِ توریشِه. اُنگار اَفتُو. از بسکی قشنگ و بامِهره.
یه فیلمِ هِندینی نهاده بی چن مدت پیش، یه دختر سُوزِ بامِهری توش بی که اُنگارکُو خوش و زلیخا جُمبُلی بیدِن. اصلاً عییییینِ هم. گفتم سَلوُ، ئی نه مثِ زلیخایه!؟ سَلو که سرش تو گوشیش بی، همیطَر نِوَلمَکی سرشه اُوُرد بالا، یه سیلِ مِلِسَندینی وُ دخترو کِرد و گفت نه تا هَرگِس. ئی کجاش مث زلیخایه!؟ ئی خو فقط بُرمَلِش کُلِ وجود زلیخایه مییَرزه!
پِناوَرخدا. اُنگار که حسودیش وِیموُا. گفتم دُختِه، ایسو ئی مینِش که زرد و شِلالِه، دندونَلِش که وُ سفیدی برق میزنِن وَختی میخنده، چیشَلِش که مِهر وَشون تِک میکنه، نه مثِ زلیخایه!؟
لِویرِشِه کج کِرد وُ یه بُرمَکی ری وُ بالا اُنداخت که یعنی نه! بوُ. چه باکیِه.
نِه وُ بوُا وُ باپی شانس اُوُرد، نِه وُ میرِه بیزونِه. تازه اومِدِیدِن هُمسادِی ما واویدیدِن که خِوَر اُوُردِن میرَش تصادف کِردِه وُ مرده. یه موتور قِلاتِینی داشت هر روز پاش میرفت گناوه، یه مشتِ چی توُ هم بریزوُیی می اُوُرد و صحرِی دِرِی بازاری میفُرُخت.
پسینِ تنگی بی. تازه دَسنماز گرُفتیدُم که نمازِ سِلیمونِه بخونُم که صِدِی لیکِ بلندی اُومِه. سَلوُ می گو او شهیده، چه نیازی وُ نمازِ تو داره. بوُ. شهید هم که بوُ، نمازِ دِی، خوش از هُزارتا ثوُاو بالاتره. تازه یه تُپِ اُوی زده بیدُم توریم که یه لیکی تو فِدَهشون راس واوی. تا خوم و سَلوُ رفتیم اُونجو، پاک کیچه جَعم واویدیدِن. زِلیخا بیزونه درازِپهنا اُفتیدِی بِرَکِ باخچِی خشکِ تو فِدَهشون و دی منصور هاسِی ری توریش اُو میپِشکوند که هوشِش بیاره.
یه ماشینی زده بی قدِ مَحسَنوُ و دررَفتِی رَفتِی. بعدِ میرَش، دیه ئی زن هم او زنِ سابق نِواوی. سَلوُ می گو بُیَد میرِه میکِرد. یه چن نفری هم اومدِن سیش اُما قول نِکِرد. مث چی که دلِش قول نکنا، همیطَحر.
گفتم خاله والا مینِتِه سی چه چیدیه! خندس و همیطَحر که پیلی که دادِیدُمِش، شی بالِ ریسَریش کِر میکِرد، گفت دِوارتِه میا خاله! گفتم مینِ وُ ئی قشنگی وُ شِلالی. دِوِلا خندس و گفت خوفِت نَبوُ. تا بِرُم شیراز و واگردُم، دِوارتِه بلند واویدِنِه.
سَلوُ گفت فُرُختِشونا. پیشِ ری خوش نگفت. نِها وَختیکه رفت، گفت. گفتم وِر مِزه دختر، کسی مینِشِه میفورشَنِه!؟ مین خو قشنگی صورتِ زنه! گفت پیل نداشته سی دوادکترش، رفته مینَلشِه چیده وُ فُرُختِشونِه. گفتم یا قمر بنی‌هاشم، هاسِی چه سرِ مردم میا. اُنگار آخرالزمون که میگِن، دقیقاً پُی هَمی روزگارِ مانِن.
سَلوُ گفت یادتِه او فیلمِکو میا؟ گفتم کَموش؟ گفت هَمو که یه نفری یه نونی دِزیدِی وُ اُنداختیدِنِش زندانا. دِوِلا گفتُم کَموشِه میگی!؟ گفت که یه نونی دِزی وُ بعدش یه پلیسی اُفتیدِی دینداش وُ وِلِش نمیکِردا ! گفتم هااااا، پُی جانبالجانی! گفت آفران. گفتم که یه دختر کچیکی هم توش بی.‌ سَلوُ گفت کُوزِت. گفتم ها، کوزِت. گفت یادِتِه اسمِ دِیش چه بی؟ گفتم دِی جانبالجان؟ رَه پسِ خنده وُ گفت دِی والا دِی جانبالجان کُجِی فیلم بی، دِی کوزِتِه میگُما ! گفتم نه والا، یادُم نِمیا. گفت اسمِ دِیش فانتین بی. گفتم خا. گفت یادِتِه چه کِرد؟ گفتم نه، فقط یادُمِه که  زنِ خیلی فقیری بی و مریض هم بی وُ میخاس وُ دختروُ هم برسه اُما هیچی نداشت. سَلو گفت فانتین هیچ پیل و پله ای نداشت. فقر و گرُفتاری هم چِنون فشارَش اُوُردِی که رفت مینِشِه فُروخت. گفتم مث زِلیخا. سَلوُ گفت بعدش رفت دندونَلِشِه فُروخت و آخُرش هم که دیه هیچی سیش نمونده بی، خوشِه نِها سی فروش! گفتم وِر مِزِه دختِه، ری زِلیخا میا که ایطَحر بو!؟ سیرِقِه سِیییییلِ تو چیشَلُم کِرد و گفت مِی ری فانتین می اُومِه !!!!!



کانال تلگرام اتحادخبر

مرتبط:
» پِلوِردِه (۱۰) [1 روز قبل]
» پٌلوِردِه (۹) [حدود 8 روز قبل]
» دنیایِ دِه!!!(۳) [حدود 11 روز قبل]
» پِلوِردِه (۸) [حدود 15 روز قبل]
» شعر طنز محلی/ نجوای پیری [بيش از 3 سال قبل]
» طنز/ محیط زیست [بيش از 3 سال قبل]
» طنز/ کُنجیر(70) [6 ماه قبل]

نظرات کاربران
1401/10/21 - 16:28
0
1
وقتی کار به فروش کلیه و اعضاي حیاتی بدن میرسه، فروختن مو که خیلی عجیب نیست. چه گویم که ناگفتنش بهتر است ....
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • برگزاری باشکوه یادواره سرداران و شهدای شهر دالکی/تصاویر اتحاد خبر
  • مزاحمت و شرارت جلوی یک دبیرستان دخترانه در برازجان
  • از تردد موتورسیکلت های سنگین در محور گندم ریز - برازجان جلوگیری شود
  • باشگاه کوهنوردی سهند برازجان به قله قلعه دختر تنگستان صعود کرد
  • پروژه ساخت بیمارستان ۱۷ شهریور برازجان دارای ردیف بودجه شد
  • بازدید شهردار سعدآباد از پروژه نهضت ملی مسکن / تصاویر
  • آقای رئیسی، ما ناهار نخورده ایم!
  • رشد ۴۵ درصدی کانتینری در استان بوشهر /ایجاد جاده اختصاصی جاده چهار بانده بوشهر به برازجان به مجتمع بندری نگین
  • تیم اتحاد دره بان جم بر فراز قله قهرمانی / تصاویر
  • ۵١درصد اشتغال زایی در حوزه فنی و حرفه ای داشته ایم /استارت اولین مرکز تخصصی صنایع کشاورزی و نخیلات در دشتستان
  • اضافه شدن سه دستگاه خودرو حمل زباله به ناوگان خودرویی خدمات شهری شهرداری برازجان
  • جهاد تبیین از مطالبات مهم رهبر انقلاب است و باید همگان در این راستا گام بردارند
  • کاهش تخلفات در حوزه آرد و نان دشتستان/ نظارت‌ها تقویت شود
  • نسل کشی بدون تیر و تفنگ!
  • هشدار آئدس
  • .: محسن 1 روز قبل گفت: سلام خسته نباشید خدمت ...
  • .: احسان حدود 3 روز قبل گفت: کاش مسعول خانه مشارکت ...
  • .: همشهری حدود 3 روز قبل گفت: اینم یه حرکت نمایشی ...
  • .: reza حدود 5 روز قبل گفت: خداییش این فرماندار چیزی ...
  • .: علی حدود 5 روز قبل گفت: درود....👌👌👌👌 ...
  • .: شولی حدود 6 روز قبل گفت: سلام و ادب حدمت ...
  • .: سلام حدود 6 روز قبل گفت: آقای دکتر با این ...
  • .: فرشته حدود 6 روز قبل گفت: احسنت به هوش و ...
  • .: رحیم گلچین حدود 6 روز قبل گفت: در برنامه ایران گردی ...
  • .: سلام حدود 6 روز قبل گفت: با این مبلغ اندکی ...