امروز: شنبه 22 مرداد 1401
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 03 مرداد 1401 - 10:35
اختصاصی اتحادخبر/سرویس ادبیات حماسی

اتحادخبر-حسرت محمود ابادی:این جمله ی آشنا که برخی انسان ها گویا پایان ندارند ، می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. از جمله ی آن دلایل ، میزان تاثیر اندیشه ، دانش ، علم و عملکرد آن شخص بر جامعه ، افراد ، تاریخ و روند تحولات پس از خود است. این که شاهنامه را کتابی برای همه ی دوران و همه ی افراد جهان می دانند نه از سرِ تعصب و نه از سرِ لطف به اوست بلکه سندهای مدللی بر این امر موجود است...

فردوسی از آغاز تا بی پایان

حسرت محمودآبادی:


این جمله ی آشنا که برخی انسان ها گویا پایان ندارند ، می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. از جمله ی آن دلایل ، میزان تاثیر اندیشه ، دانش ، علم و عملکرد آن شخص بر جامعه ، افراد ، تاریخ و روند تحولات پس از خود است. این که شاهنامه را کتابی برای همه ی دوران و همه ی افراد جهان می دانند نه از سرِ تعصب و نه از سرِ لطف به اوست بلکه سندهای مدللی بر این امر موجود است از جمله ی این سندها رجوع به خود شاهنامه و تفکر و اندیشیدن و استنتاج موضوعات مختلف از جمله در حوزه مردم شناسی می باشد.
جان هینلز معتقد است کهن الگوها ، آیین هایی هستند که تصویرهایی را از ورای هزاره ها منعکس می کنند و آنجا که تاریخ و باستانشناسی خاموش می مانند ، اسطوره ها به سخن می آیند و فرهنگِ آدمیان و زاویه ی دیدشان نسبت به جهان هستی را از دوردست به زمان ما می آورند و افکار بلند و منطق گسترده ی مردمانی ناشناخته را در دسترس ما می گذارند.( هینلز ۱۳۸۱:۹) یکی از بُن مایه های مهم و اصلی شاهنامه ، خرد و تاکید بر خرداندوزی ست آن هنگام که انسان بدوی راهی برای ادامه حیات در میان طبیعتِ وحشی جستجو می کرد ، نیازمند به کارگیری قوه ی  فکر بود. کشف و ابداعات مهمِ بشری از جمله آتش و وسایل شکار و طرز استفاده از آهن و غیره همواره او را به تکاپوی کنکاش بیشترخویش واداشت. عمیق اندیشیدنِ انسان در پی شناخت بیشتر خویش و جهان پیرامون همانا می تواند یکی از تعابیر خرد او محسوب گردد. فردوسی به نیکی به این مهم پی برده و خدایی را تحسین می نماید که جان و خرد را آفرینش کرده است. دو امرِ مهم که ماهیت و معنایی فراتر از حیوان ِ آدم نما برای هستی و موجودیت انسان قائل می شود.

 

 

به نام ِ خداوند جان و خرد

انسان که در کالبد خود محبوس است آن زمان راهی به برون می یابد که اندیشیدن و گسترش را پیشه کند. داستان هایِ شاهنامه کلیدهایی برای باز کردن قفل روانشناسی جمعی انسان ایرانی ست. نحوه برخورد او در مواجه با خودش با طبیعت و دیگران به چه صورت بوده و با خود چگونه اندیشیده و عمل کرده است؟  گئورگ فردریش هگل ، فیلسوف آلمانی در کتاب عقل در تاریخ می گوید: تاریخ به معنای واقعی کلمه و به  معنایی که متضمن امری پیشرونده باشد ، نخستین بار در تمدن ایرانی است که ظهور می کند. پیش از این مردمان حرکت تاریخ را [دوری] و [ چرخشی] در نظر می گرفتند اما ظهور انسان ایرانی ، تاریخ مشتمل بر نبردی ست میانِ اهورامزدا و اهریمن ، جدال و کشمکش خیر و شر ، لذا این امر موجب استخراج لایه های زیرین هویت ساز ایرانی و تاثیر آن بر عرصه ی بین المللی و دیگر جوامع و ملل می شود. اگر هویت را در یک نگاه به برداشت انسان از خود و جهان مبتنی بر عقل و خرد بدانیم به وضوح مشاهده می گردد که در شاهنامه: عقل ، خرد ، دانش ، و علم بر هر چیز ترجیح داده می شود. ( منصوریان سرخگریه ۱۳۸۸:۸۱)  انسانی که جهان را به دو نیمه خیر و شر تقسیم کرده و اعمال و نتیجه ی آن را به سمت و سویی می برد که پایه گذار تمدن ها و تفکرات و نظریه های گوناگون پس از خود قرار می گیرد. اهورا مزدا و اهریمن یا خیر و شر در زمانی نُه یا دوازده هزارساله پیوسته با یکدیگر در ستیزند هر چند در دوره های مختلف به طور موقت یکی بر دیگری برتری یافته اما در نهایت خیر و نیکی پیروز می شود. می توان چنین بیان کرد که ریشه های چنین نگرشی به هستی را باید در اسطوره های زروانی آفرینش و تاریخ جهان بازجُست و سپس در فرجام سویه های عینی آن را در سند هویت ملی ، شاهنامه یافت. هانری ماسه محقق فرانسوی می نویسد: آدمی هنگامی که پس از خواندن شاهنامه نظری به گنجینه های روایت آبا و اجداد و رسوم باستانی که این کتاب عرضه می دارد ، می افکند ، در می یابد که هیچ حماسه ملی ، نبوغ تبار خود را با این دقت و صحت منعکس نساخته است. گذشته از آن وقتی که انسان گذشته و عمق احساسات و عظمت اندیشه و شجاعتی که در شاهنامه نفوذ کرده است در نظر بیاورید بر این عقیده که شاهنامه متعلق به ایران نیست بلکه به تمام ملت های متمدن تعلق دارد صحه ی بیشتری می گذارد. ( راشد محصل ۱۳۸۲:۸۲) اهورامزدا نخستین انسان و نخستین پادشاه جامعه انسانی را در ایران زمین ، که در میانه ی جهان جای دارد می آفریند آنگاه پر و بال و شاخ و برگ انسان را از میانه جهان به شرق و غرب می گستراند و سپس جدا می کند و جهان به سه بخش تقسیم می گردد. ایران در میانه آن و دو سوی غرب (یونان و روم) و شرق (توران و چین) جای می گیرد. سلم پادشاه غرب ، مظهر خردمندی و درنگ و بردباری ، تور پادشاه توران زمین ، مظهر شتاب و دلیری و تعصب و ایرج نخستین پادشاه ایران زمین مظهر میانه روی است یعنی هم جامع شتاب و درنگ است هم هوشمندی و دلیری و این میانه بودن در مواجه با غرب و شرق بوده است. (تاجیک ۱۳۸۳:۷۷)

نبرد و ستیز در ادیانِ باستانی قوم آریا و دین زرتشت و مانی ،  میان نیروهای اهورایی و اهریمنی پیوسته و لایزال است و درد و رنج انسان در جهان هستی و مرگ مولود این تراژدی آفرینش است. حکیم فرزانه طوس در زیربنای شاهکار جهان ، شاهنامه به این جریان سیال دائمی توجه فراوان داشته و تفکرات فلسفی ایشان از آن سرچشمه سیراب می گردد. این مساله می تواند یکی از دلائل این مهم باشد که فردوسی بر عناصری آگاه بوده که می توان او را بنیان گذارِ فلسفه ی ایرانی خواند. بهره گیری او از متون پیش از خود این امکان را به وجود آورد که آن آثار همراه با اندیشه ی ملت ایران در نظمی پیچیده در لحنِ حماسی ماندگار شده و تا به امروز ، مانیفست جامعه ای آرمانی با زنان و مردان آزاده و نیک سرشت قرار گیرد. اعتقاد به خیر و شر و ستیزِ همیشگی نیروهای نیک و بد در پهنای گیتی ، شکل و مفهوم آشوب (خائوس) را در حماسه ملی ایرانی می نمایاند. چیرگیِ نیروهایِ اهریمنی در جهان آشوب ببار می آورد. گذر از این دوران آشوب زده نیز توام است با فاجعه (مانند جنگ های ایران و توران) اما بنابر مقدراتِ ازلی در نهایت روشنایی و نیکی بر تیرگی و پلیدی چیره می گردد و نظم بر جهان حاکم می شود. در شاهنامه آفرینش جهان بر پایه نظم است. انسان نیز خود به خود آشوب زده نیست. کژرویِ آدمی و مقدرات ازلی اندک اندک آدمی به قاعده و متوازن را به صورتی آشوب زده در می آورد. (خجسته کیا ، ۱۳۸۴: ص۵۵-۵۴) شاهنامه همچنین دارای پیامِ فلسفه سیاسی نیز می باشد همان فلسفه ای که دکتر زرین کوب آرمان طبقه ی نجبا خواند و عبارت است از آن که داد و صلح را غایتِ واقعی مفهوم حکومت می داند حتی اولین حکومت در دنیای شاهنامه که در آن گیومرت از این حیث یادآور وجود دیوکس تاریخی است. نوعی داور و میانجی برای تامین داد و صلح.
جمشید و فریدون دو اقدام عمده شان عبارت بود از استقرارِ عدالت و صلح ، آنچه صلح را در داخل جامعه تامین می کرد ، قانون جمشید بود که جامعه را به طبقات تقسیم کرد: کاتوزیان ، نیساران، نسودیان ، اهنوخشی ها و البته حفظ حدود آن ها عبارت بود از تعادل اجتماعی یا داد. ( زرین کوب ۱۳۸۳:ص۱۱۸) پیشتر نوشته شد شاهنامه با این بیت آغاز می گردد :
به نام خداوند جان و خرد  
کزین برتر اندیشه برنگذرد
از دیدگاه حکیمِ فرزانه ، جامعه ای زنده ، پایدار ، و پُربار است که خردمندانش بسیار و آگاهانش فراوان باشند .زیرا "هر که آگه تر بُوَد ، جانش قوی ست " و همین " جانهای نیرومند" سازندگان جهان و زیبا سازان هستی و آرایشگران زندگی هستند و بر عکس دشمنِ آبادانی جهان و تندرستی جامعه و سرفرازی انسان ،( از دیدگاه امروزی و همه سونگرِ جوامع بین الملل) جهل است. فردوسی بر این باور است و توانست این باور را تا به امروز و تا همیشه زنده نگه دارد ، به یاری خرد و اندیشه ، جهل را از میان برداشت و ظلمت را شکافت و به جهان روشنایی و مهر و عشق بخشید. فردوسی " خرد" را " دلگشای و راهنمای " می داند ، خردمند براستی خداوند زمین و زمان و فرمانروای جهان هستی است. ( محمودی بختیاری، ۱۳۷۷: ص ۲۰۱) این که فردوسی از صفات بی کرانِ خداوندی ، بر جان بخشی و خرد بخشی او تکیه می کند می خواهد ارزش جان و زندگی را بیش از هر چیزی مطرح نماید و  کیفیت زندگی را آمیخته با خردمندی می داند چرا که زیستن با عشق و خردمندی ، موجب آسایش و نیکبختی افراد و تبعاً جامعه و پرهیز از آزار خود و دیگران و بیزاری از جنگ و کشتار و خونریزی و ویرانگری می شود. فردوسی چنان با هوشمندی و طبع نازک شاعرانه دست به خلق شاهنامه زده است که متعصبانه نیست اگر گفت گویا آغاز و پایانی ندارد چرا که بُن مایه های این اثر و محتویات داستانیش هر خواننده ی متفکری را به این وا می دارد که چرا هنوز پس از قرن ها ،  انسان برای رسیدن به  همان آرمان های بلند انسانی که در شاهنامه روایت شده ، در حسرت به سر می برد و آیا روزی می رسد که انسان از  نیکبختی و سعادت و آرامش و صلح دست کشیده و دنیایی غیر از آن را با دستان خود رقم بزند؟ حتی اگر جهان در تقابل با نیکبختی و صلح و آزادی و عدل برای بشر ادامه یابد نیز ، مطلبی نیست که فردوسی به آن نپرداخته باشد ، جهان در خاموشیِ نور و در سیطره اهریمن و نبرد و ظلم و بی داد بر علیه بشر را ایشان در داستان ضحاک بیان فرموده اند. تقسیم جهان به دو نیروی خیر و شر مبحثی ست ازلی و ابدی و نگاهی ست عمیق به ابعاد زندگی بشر و تاثیر آن بر جهان هستی و اتفاقاتی که در آن روی داده و خواهد داد . فردوسی خرد را نخست آفرینش و بهتر از هر چه ایزد داد، خوانده است.
سه پاس تو چشم است و گوش و زبان
کزین سه بُوَد نیک و بد بی گمان
خرد را و جان را که یارد ستود
و گر من ستایم که یارد شنود
شاهنامه کتابی با درونمایه های انسانی ، فلسفی در دل داستان ها و روایت ها مباحث مهمی را مطرح می کند که آن را فرا زمانی ساخته ، گو اینکه نه آغازی دارد و نه پایانی.

سرچشمه ها:

نقش شاهنامه فردوسی در تکوین هویت و نحوه نگرش بین المللی انسان ایرانی
علیرضا ازغندی ، عبدالمهدی مستکین



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1401/05/06 - 12:06
0
0
درود ... روز و روزگارتان خوش جناب آقای حفظ اله گرانمایه
همراهی شما با بخش ادبیات حماسی مایه مباهات و انگیزه ی نوشتن است . سرفرازی و تندرستی شما را خواستارم .
1401/05/06 - 11:58
0
0
درود بر شما فرناباذ گرامی و بزرگوار ... سپاس که با کلمات پر مهر خویش ، انگیزه ای هستید برای نوشتن و نوشتن ... پایدار باشید
درود.هربارکه به اقتضابابی ازشاهنامه این گنجینه افتخار رامی گشائی باآن دانش عمیق وقلمی شیواووزین تان. باشوروشوق چندین بارمی خوانم ولذت می برم .سربلندی برایتان آرزومندم
1401/05/03 - 12:39
0
2
درودها بر شاهدخت محمودآبادی فرهیخته شاعر و متتقد و شاهنامه پژوهِ نستوه. بسیار زیبا ارائه دادید منش شاهنامه و فردوسی را. لذتِ وافر بردم. همواره قلم وزین شما مانا باد.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • .: دنیا دیده 1 روز قبل گفت: یکم: آن کو به ...
  • .: امیر.س 1 روز قبل گفت: اتش به اختیارهای امروزی ...
  • .: بهار حدود 2 روز قبل گفت: سیل زلزله و سایر ...
  • .: نظام حدود 3 روز قبل گفت: تو هنوز دربند نظامی ...
  • .: علیرضا باباعلی حدود 3 روز قبل گفت: درود بر شما مثل ...
  • .: حسین حدود 3 روز قبل گفت: احتمالا نویسنده خودش آخر ...
  • .: روح اله مرادی حدود 3 روز قبل گفت: امید جان مثل همیشه ...
  • .: مهدی369 حدود 3 روز قبل گفت: از تو خونه پدر ...
  • .: مهدی حدود 3 روز قبل گفت: مُشت نشونه خَرواره!!! از ...
  • .: عاشقِ معلمی حدود 3 روز قبل گفت: واقعاً گل گفتی 🌺🌺👌👌 ...