امروز: شنبه 22 مرداد 1401
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 03 مرداد 1401 - 10:16
اختصاصی اتحاد خبر/ سرویس ادبیات حماسی

اتحادخبر-مهدی بردبار: نگارنده چندی پیش در کتابِ " تلفظ در شعرِ کهنِ فارسی " نوشته ی وحید عیدگاه طرقبه ای به ارجاعی برخورد که وی در پانوشت داده بود و به وبلاگی با عنوانِ " حاصلِ اوقات " با نگارش پژمان فیروزبخش اشاره داشت. وی یادآور شده بود که نگارش فیروزبخش علاوه بر تلفظِ واژه ی [سُخَن ، سَخُن] در شاهنامه در بقیه ی موارد نیز سودمند است. ما این وبلاگ را خوانش کردیم

نقدی بر برافزوده بودنِ سه بیت از شاهنامه

مهدی بردبار:


چکیده

نگارنده چندی پیش در کتابِ " تلفظ در شعرِ کهنِ فارسی " نوشته ی وحید عیدگاه طرقبه ای به ارجاعی برخورد که وی در پانوشت داده بود و به وبلاگی با عنوانِ " حاصلِ اوقات " با نگارش پژمان فیروزبخش اشاره داشت. وی یادآور شده بود که نگارش فیروزبخش علاوه بر تلفظِ واژه ی [سُخَن ، سَخُن] در شاهنامه در بقیه ی موارد نیز سودمند است. ما این وبلاگ را خوانش کردیم و کمابیش در مورد واژه ی یاد شده به دلایلی با وی موافقت چندانی نداشتیم. اما هنگامِ خوانش به مطلبی برخوردیم که فیروزبخش سه بیتِ اصیل از شاهنامه در داستانِ «رستم و اسپندیار» را مورد مداقه قرار داده و آن ها را برافزوده اعلام کرده بود [که با توجه به واژه ی سودمند که عیدگاه طرقبه ای برای آن وبلاگ بکار برده بود لابد با این امر هم موافق بوده است]. نگارنده در این جُستار می کوشد نشان دهد که سخنانِ فیروزبخش در مورد این سه بیت نادرست است و خللی بر اصالت بیت ها وارد نیست.

متن

در زیر آن بخش از یادداشت فیروزبخش در وبلاگ " حاصل اوقات " به مبحثِ ما مربوط است را خواهیم آورد سپس به نقد آن خواهیم پرداخت:
«پس اسفندیار آن یل پیلتن
برآورد از درد آنگه سخن
(مسکو 6/ 221/ 64)

در تصحیح خالقی مطلق مصراع دوم به پیروی از ضبط منفرد دستنویس و چنین آمده:
 سخن برگشاد اندر آن انجمن
 (پنجم 299/ 81)
 به عقیدۀ ما این بیت و دو بیت پیشینش (یعنی ابیات 79- 81 در تصحیح خالقی مطلق) سرودۀ شاعر نیست و باید از متن بیرون برده شود، بدین دلایل: یکی اینکه این سه بیت شرح گرد آمدن سپاه و نام‌ آوران و گردان و موبدان و سپهبدان در بارگاه گشتاسپ است، زمانی که اسفندیار برای گله‌گزاری از او نزدش رفته و حرف ‌هایی که رد و بدل می‌شود مطلقاً از نوعی نیست که در حضور درباریان طرح شود. ضمناً تا پایان این صحنه دیگر هرگز کوچک ‌ترین اشاره ‌ای بدین انجمن و بزرگان نیست. به علاوه این ابیات در دو دستنویس سن‌ ژوزف (که به لحاظ نداشتن بیت‌های الحاقی از اعتبار قابل توجهی برخوردار است) و قاهره نیامده است. دیگر اینکه کلمۀ اسپهبدان که در بیت 80 دیده می‌شود در سراسر شاهنامه جز در سرودۀ دقیقی نیامده و معلوم است جزو واژگان فردوسی نبوده است. سدیگر اینکه در بیت 81 (بیت مورد بحث) فعل مرکّب سخن برآوردن (که جز دستنویس " و" ، در سایر دستنویس‌هایی که این بیت را دارند آمده) در شاهنامه هیچ سابقۀ کاربرد ندارد. چنین است ترکیب یل تهمتن یا یل پیلتن که باز در همین بیت 81 آمده است.»
نگارنده فهرست وار سخنان وی را پاسخ می دهد. آن سه بیت در پیرایش جلال خالقی مطلق چنین آمده است:
چو در پیشِ او انجمن شد سِپاه
زِ ناماوران و زِ گُردانِ شاه
هَمَه موبَدان پیشِ شَه بر ردَه
وُ اسپهبَدان پیشِ او صف زدَه،
پس اسپندیار آن یَلِ تَهْمْتَن
سَخُن برگشاد اندر آن انجمن


۱- فیروزبخش نوشته که: «یکی این که این سه بیت شرحِ گرد آمدنِ سپاه و نام آوران و گُردان و موبدان و سپهبدان در بارگاه گشتاسپ است ، زمانی که اسپندیار برای گله گزاری از او نزدش رفته و حرف هایی که رد و بدل می شود مطلقاً از نوعی نیست که در حضورِ درباریان طرح شود. ضمنا تا پایان این صحنه دیگر هرگز کوچک ترین اشاره ای بدین انجمن و بزرگان نیست.»
نادرستی سخنان فیروزبخش در این بخش این است که وی گمان کرده که در هر انجمنی حتما باید خبری از اطرافیان هم داده شود و به آن ها اشاره شود! پس از آن که اسپندیار از پیش پدر باز می گردد و با حسرت و افسوس پا به ایوان خود می گذارد و مادرش کَتایون به دیدارش می رود بیتی از زبان وی آمده که به طورِ کلی سخنِ فیروزبخش را واژگون می کند:
زِ بهمن شِنیدم که از گُلسِتان
هَمی رفت خواهی بَه زاولسِتان
 کتایون به اسپندیار می گوید که از بهمن شنیده است که به زاولستان خواهد رفت. در اینجا طرحِ دو مسئله را می توان متصور شد:
الف) بهمن در انجمن گله گزاری اسپندیار همراه ناماوران و اسپهبَدان و گُشتاسپ حضور داشته است.
ب) بهمن در انجمنی که اسپندیار برای گله گزاری نزد گُشتاسپ رفته است حضور نداشته است.
با توجه به گفته ی فیروزبخش درباره ی برافزوده بودن این سه بیت اگر بهمن [به همراه ناماوران و گُردان و اسپهبَدان] در آن انجمن حضور داشته است روشن است که بهمن از ماجرا خبر داشته و کَتایون را آگاه کرده است اما اگر بهمن در آن انجمن حضور نداشته پس از کجا می دانسته که اسپندیار به دستور گُشتاسپ به زاولستان می رود؟ به علاوه اگر قرار بوده که اسپندیار گله گزاری خود را دور از چشمِ اغیار بر گُشتاسپ ابراز دارد پس آن کسی که در انجمن بوده و بهمن را در جریان گذاشته چه کسی بوده است؟ قطعاً انسان خردمند نمی پذیرد که بهمن علمِ غیب داشته است! و اگر کسی آن جا بوده که خبر را برای بهمن بیاورد چرا هیچ نشانی از او در این بخش نیست؟! خودِ اسپندیار نیز نمی توانسته چنین کرده باشد چون هیچ اشاره ای به این مقوله نیست که هنگامی که اسپندیار به ایوانِ خود آمد بهمن آن جا بوده است یا با او ملاقاتی داشته است. می بینیم که از هر زاویه ای به موضوع نگاه کنیم نمی توان سه بیت یاد شده را برافزوده دانست. بیتی که از زبان کتایون آورده شده که دیگر برافزوده نیست! بنابراین در اینجا به روشنی می توان نتیجه گرفت که هم بهمن و هم دیگرانِ نامبرده در آن انجمن حضور داشته اند و موضوع را می دانسته اند و بهمن ، کَتایون را از موضوع آگاه کرده است.
و اما این که هیچ اشاره ای به انجمن بزرگان یاد شده در کار نیست دلیل بر این امر نیست که آنان در این انجمن حضور نداشته اند. به خصوص این که بزرگان از پیمان شکستنِ پیاپی گُشتاسپ در سپردن پادشاهی به اسپندیار آگاهی کامل داشته اند به گونه ای که حتی هنگامی که اسپندیار در حال سخن گفتن با گُشتاسپ است اشاره می کند که به دلیل خلف وعده های گشتاسپ مورد تمسخر بزرگان قرار خواهد گرفت و وی از چنین واکنشی شرم خواهد کرد:
مرا از بزرگان بَدین شرم خاست
که گویند: گنج و سپاهت کجاست؟
 نمونه ی بارز این گونه انجمن ها در حضور شاه در همین داستان رستم و اسپندیار اندکی پیش از این که اسپندیار برای گله گزاری نزدِ شاه برود وجود دارد و آن هنگامی ست که گُشتاسپ جاماسپِ اخترشناس و خوابگزارِ خود را فرا می خواند تا در موردِ سرنوشتِ اسپندیار از وی بپرسد که اتفاقاً مطلقاً در این انجمن نباید کسانِ دیگری حضور داشته باشند زیرا بیمِ آن می رود که اسپندیار را از نیتِ اصلی گُشتاسپ [که در واقع کشتنِ اسپندیار است] برایِ فرستادنِ وی به زاولستان آگاه کنند! اما با این وجود می بینیم که جاماسپ همراه با دیگر اخترشناسان و فال گویان برای پیش گوییِ سرنوشت اسپندیار نزدِ گشتاسپ می روند و در طی فرآیند پیش گویی هیچ نشانی از آن فال گویان نیست:
بخواند آن زمان شاه جاماسپ را [یعنی گُشتاسپ ، جاماسپ را فرا خواند]
هَمان فال گویانِ لُهراسپ را
برفتند با زیج ها بر کنار
بَپرسید شاه از گَوْاسپندیار
اگر بخواهیم با استدلالِ فیروزبخش پیش برویم حتماً این بیت ها نیز برافزوده است زیرا اسپندیار نباید از خواستِ اصلیِ گشتاسپ آگاه شود!
لازم به ذکر است که در موارد این چنینی در شاهنامه معمولاً هرگاه که قرار است شخصیتی با پادشاه یا غیرِ پادشاه دور از چشمِ دیگران یا آهسته گفتگو کند به گونه ای که کسی نشنود فردوسی عبارتِ «بَراز سخن گفتن» به معنای پنهانی و محرمانه سخن گفتن را به کار برده است. برای نمونه در همین داستانِ رستم و اسپندیار هنگامی که اسپندیار می خواهد با پِشوتَن پس آوردنِ پیغامَ رستم توسط بهمن درباره ی رستم پنهانی و محرمانه سخن بگوید ، فردوسی چُنین آورده است:
چُنین گفت پس با پِشوتَن بَراز
که این شیرِ جنگاورِ رزمساز،
یا در داستانِ سیاوَخش هنگامی که سیاوش می خواهد با کَیکاوس پنهانی سخن بگوید چنین آمده است:
چو خورشید سر برزد از کوهسار
سیاوُش بیامد بَرِ شهریار
بَرو آفرین کرد و بُردش نَماز
«سَخُن گفت با او سِپهبَد بَراز»
اما هم در بخش رفتن جاماسپ با فال گویان به نزدِ گُشتاسپ و هم در انجمن گله گزاری اسپندیار با گُشتاسپ چنین بیت هایی که حاکی از پنهانی و محرمانه سخن گفتنِ اسپندیار با گُشتاسپ باشد نیامده است! اگر بنا بود که اسپندیار با گُشتاسپ محرمانه صحبت کند فردوسی به این محرمانه بودن اشاره می کرد.


۲- فیروزبخش می نویسد که این ابیات در دو دستنویسِ سن ژوزف [که به لحاظ نداشتن بیت های الحاقی از اعتبار قابل توجهی برخوردار است] و قاهره نیامده است.

در این خصوص مسئله چندان تاریک نیست. نگارنده آگاه است که دستنویسِ مهم سن ژوزف چه اعتباری دارد اما هم با وجود استدلالِ نگارنده در بالا و نیز وجود این بیت ها در اقدمِ نُسَخ [دستنویس کتابخانه ی بریتانیا در لندن مورخ ۶۷۵ق] و نیز دستنویس های [س ، ل ۲ ، س ۲ ، لن ، ل ۳ ، پ ، لن ۲] و چند دستنویس دیگر به علاوه ی برگردان عربی بُنداری اصفهانی [الشاهنامه] که از فلورانس ۶۱۴ق نیز کهن تر ست آمده است گفتار فیروزبخش را بی اعتبار می کند :
برگردان عربی بنداری اصفهانی: «و ذلک أنه جلس ذات یوم فی إیوانه، و حضرت الموابذة و الأمراء و الأکابر و أرکان الدولة و دخل إسفندیار و خدم وقف فی مقامه من الخدمة فدعا لأبیه»
برگردان به فارسی عبدالمحمد آیتی: «بدین گونه که روزی در ایوانِ خود نشسته بود، و موبدان و سرداران و بزرگان و ارکانِ دولت در پیشگاهِ شهریار بودند. در این هنگام اسفندیار وارد شد و در جایِ خود ایستاد و پدر را ستایش کرد»
بنابراین شواهد از لحاظِ نسخه شناسی نیز بر بیت های یاد شده خللی وارد نیست.


۳- فیروزبخش عنوان کرده که واژه ی [اسپهبَدان] که در بیت 80 دیده می شود در سراسرِ شاهنامه جز در سروده ی دقیقی نیامده و معلوم است جزو واژگانِ فردوسی نبوده است.
با توجه به آنچه درباره ی نسخه شناسی در نقد گفتارِ فیروزبخش آوردیم واژه ی [اسپهبَدان] از آن دست از واژگان است که تنها یک بار در گفتارِ فردوسی آمده است و از این دست واژگان را نیز در شاهنامه سراغ داریم مانند واژه ی [خایسک] به معنای پُتکِ آهنگران که تنها یک بار در شاهنامه به کار رفته است و آن بیت نیز اصیل است:
بَه پولادِ «خایِسکِ» آهنگران
فُروبرده مِسمارهایِ گَران
همچنین نباید از دیده دور داشت که بسیاری ترکیب ها و واژگان در زبان فردوسی و دقیقی مشترک بوده که در مورد واژه [اسپهبَدان] فردوسی تنها همین یک بار در بیتِ یاد شده آن را به کار برده است.


۴- فیروزبخش در ادامه افزوده است که: سدیگر این که در بیتِ 81 (بیتِ مورد بحث) فعلِ مرکّبِ سخن برآوردن (که جز دستنویس " و " ، در سایر دستنویس ها که این بیت را دارند آمده) در شاهنامه هیچ سابقه ندارد. چُنین است ترکیبِ یلِ تهمتن یا یلِ پیلتن که باز در همین بیت 81 آمده است.
درباره ی ترکیب های  [سخن آوردن] فیروزبخش خواسته بر روی تعدد دستنویس ها مانور داده و از این طریق بیت را به کلی برافزوده قلمداد کند غافل از این که درست است که در بیت یاد شده «سخن آوردن» در دستنویس های دیگر آمده اما «سخن برگشادن» تنها در دستنویس " و " ضبط شده است اما نه پی برده و نه گمان کرده که در جاهای دیگرِ شاهنامه «سخن برگشادن» آمده است و بر اساس تصحیحِ قیاسی در اینجا با توجه به دستنویس " و " همان ترکیب «سخن برگشادن» درست است نه «سخن آوردن». برای نمونه:
سیاوُش بَه پیران «سَخُن برگشاد»
که اینَت بَروبومِ فَرُّخ نِهاد
و:
کزین در «سَخُن» هرچه داریم شاد
«گشاییم» با شاه و یابیم داد
که در بیتِ اخیر واژه ی «سَخُن» و «گشادن» از یکدیگر جدا افتاده اند.
خالقی مطلق در پیرایشِ شاهنامه ی خود ، بار دیگر دست به چنین ویرایش هایی زده است چه این که همیشه اقدمِ نُسَخ برای وی ملاک نبوده و ضبطِ درستِ تنها یک نسخه کفایت می کرده است کما این که درباره ی دو بیت زیر در همان داستان رستم و اسپندیار:
یَکی آرزو خواهم از نامدار
-که باشد بر آن آرْزو کامگار-:
خِرامان بیایی سُویِ خانِ من!
بَه دیدار روشن کنی جانِ من!
آورده است: «می گوید: از پهلوان آرزویی دارم که انجامِ آن از او ساخته است. - در مصراع دوم فاعلِ (باشد) اسپندیار است که در اینجا در سوم کس از او یاد شده است و در نویسش [ل] در یکم کس. شاید در بیتِ سپسین نیز (بیاید= در مصراع یکم به جای بیایی) و (کند= در مصراع دوم به جای کنی) که " تنها در [پ] آمده است، " درست تر باشد.» یعنی:
خِرامان بیاید سُویِ خانِ من!
بَه دیدار روشن کند جانِ من!
و اما درباره ی ترکیبِ «یَلِ تَهْمْتَن» نیز باید به این امر اشاره کرد که نخست واژه ی «تَهْمْتَن» در هشت دستنویس معتبر مورد استفاده خالقی مطلق [س ، ک ، ل ۲ ، س ۲ ، لن ، و ، آ ، ب] آمده است. دوم این که این ترکیب مانند واژه ی «اسپهبَدان» که در زبان فردوسی و دقیقی آمده در گفتارِ هر دویِ آنان نیز آمده است با این تفاوت که دقیقی به جای این که ترکیبِ «یَلِ تَهْمْتَن» را برای اسپندیار به کار ببرد ترکیب «گَوِ تَهْمْتَن» را به کار برده است که همان معنی را می دهد یعنی پهلوان و گُردِ تهمتن. و اتقاقاً دقیقی نیز مانند فردوسی تنها همین یک بار چنین ترکیبی را در اشعارِ خود آورده است:
چو اسپندیار آن «گَوِ تَهْمْتَن»
خداوندِ اورَنگ و با سهم و تَن،
با رویکرد فیروزبخش در این مورد نیز باید بیت دقیقی را برافزوده دانست حالیا که در چندین دستنویسِ شاهنامه [ل ، س ، ق ، ک ، ل ۲ و...]ترکیب یاد شده آمده است و بیت با همین سیاق اصیل و بُن آور است.

نتیجه گیری:

بر اساس آنچه گذشت بیت هایی از شاهنامه که فیروزبخش آن ها را در وبلاگِ «حاصلِ اوقات» برافزوده دانسته است اصیل می باشد و دکتر جلال خالقی مطلق هوشمندانه آن را در متن اصلی نگاه داشته و به زیر صفحه نبرده است.

سرچشمه ها:
فردوسی، ابوالقاسم، (۱۳۹۳)، پیرایش جلال خالقی مطلق، دوره ی دوازده جلدی، چاپ پنجم، مرکز انتشارات دایرةالمعارفِ بزرگ اسلامی (مرکز پژوهش های ایرانی و اسلامی)
بُنداری اصفهانی، فتح بن علی، (۱۳۸۰)، شاهنامه فردوسی تحریر عربی، چاپ اول، انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی
الفردوسی، أبوالقاسم، (۱۹۷۰)، ترجمها نثرا الفتح بن علی البنداری، اُعید طبعه بالاُفست فی طهران
نشانی وبلاگ حاصل اوقات: http://haseleowghat.blogfa.com/



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • .: دنیا دیده 1 روز قبل گفت: یکم: آن کو به ...
  • .: امیر.س 1 روز قبل گفت: اتش به اختیارهای امروزی ...
  • .: بهار حدود 2 روز قبل گفت: سیل زلزله و سایر ...
  • .: نظام حدود 3 روز قبل گفت: تو هنوز دربند نظامی ...
  • .: علیرضا باباعلی حدود 3 روز قبل گفت: درود بر شما مثل ...
  • .: حسین حدود 3 روز قبل گفت: احتمالا نویسنده خودش آخر ...
  • .: روح اله مرادی حدود 3 روز قبل گفت: امید جان مثل همیشه ...
  • .: مهدی369 حدود 3 روز قبل گفت: از تو خونه پدر ...
  • .: مهدی حدود 3 روز قبل گفت: مُشت نشونه خَرواره!!! از ...
  • .: عاشقِ معلمی حدود 3 روز قبل گفت: واقعاً گل گفتی 🌺🌺👌👌 ...