امروز: سه شنبه 16 آذر 1400
    طراحی سایت
تاريخ انتشار: 12 آبان 1400 - 12:30
اختصاصی سرویس ادبیات داستانی اتحادخبر (روات)

اتحادخبر-حوریزاد قائدی:اطرافش پر از حباب بود. حباب‌هاي بزرگ و كوچك خاكستري كه حركتشان را محو و مات مي‌ديد. صداهايي نجواگون و آشنا به گوشش مي‌خورد. بلاتكليفي مبهم و خسته كننده‌ايي، اذيتش مي‌كرد.كسي به آرامي دستش را فشار داد و گونه‌اش را با احتياط نوازش كرد و بوسيد. بوسه‌ای بی‌جواب همچون صدای اندوهگین و مطمئنِ دوستت دارمی که در...

داستان/ مسافر

 

حوریزاد قائدی:

 

اطرافش پر از حباب بود. حباب‌هاي بزرگ و كوچك خاكستري كه حركتشان را محو و مات مي‌ديد. صداهايي نجواگون و آشنا به گوشش مي‌خورد. بلاتكليفي مبهم و خسته كننده‌ايي، اذيتش مي‌كرد. 

كسي به آرامي دستش را فشار داد و گونه‌اش را با احتياط نوازش كرد و بوسيد. بوسه‌ای بی‌جواب همچون صدای اندوهگین و مطمئنِ دوستت دارمی که در دل کهکشانی لایتناهی گم می‌شود.


حس كرد پاهايش در خنكاي آبي فرو رفت؛ سردش شد. انگار كه آب بالاتر و بالاتر بيايد؛ سرما بيشتر و بيشتر جسمش را تسخير مي‌كرد. رخوت و سستي سلول به سلول پيش مي‌رفت. زندگي روي سينه‌اش به اندازه‌ي سال‌ها سنگيني مي‌كرد.… گهواره‌ي لحظه‌ها به آرامي تكان مي‌خورد. چشم‌هايش گرم مي‌شدند و دل دريایي‌اش به سمت ساحل آرامش مي‌رفت.


با ظرافت و آهسته تكاني به خودش داد. پاهايش را كشيد و دست‌هايش را مثل دو شاخه‌ی به شکوفه نشسته‌ی زیتون با بي‌خيالي رها كرد. انگار راهي طولاني را طي كرده بود و حالا كه به انتهای راه رسيده بود راحت شده بود و خستگي در‌مي‌كرد. خبري از حباب‌ها نبود. سرما فروكش كرده بود و انگار فصل ديگري شروع شده بود. چشمش هنوز به فضا و رنگ‌ها عادت نداشت شايد هم خوب نمي‌ديد. همه چيز بي‌رنگ بود، بي‌رنگ يا سفيد. شايد بالاترين رنگ، سپيدي باشد اما نه، مگر نمي‌گويند كه بالاترين رنگ سياهي است ولي چرا‌؟ شايد چون وقتي روز با هزار رنگش خسته است شب با يك رنگش مي‌آيد؛ در آغوشش مي‌گيرد و برايش لالايي مي‌خواند يا شايد چون سياهي هم مثل ستارالعيوب پوشاننده‌ي عيب‌هاست.


سفيدي، چشمش را مي‌زد، كم‌كم آبي به دنيايش اضافه شد، آبي متمايل به فيروزه‌اي. زيبا و آرام بخش. چقدر لطيف مي‌نمود. دلش مي‌خواست لمسش كند. دستش را دراز كرد. انگار به آسمان رسيد. دلش خواست ستاره‌اي از آسمان بچيند و به گوشه‌ي موهايش بزند.

 آبي كمرنگ در حاشيه‌ها پر‌رنگ شد؛ كمي به داخل كمرنگ و سرتاسرش پر از پولك شد. پولك‌هاي زرد و قرمز. چشم‌هايش ديگر خوب مي‌ديد. رنگ‌ها را خوب مي‌شناخت. زرد ستاره بود. آفتاب بود. نقره‌اي ماه بود. آبي آسمان بود دلش دنبال سبز گشت. سبز كجا بود؟ كاش بالاترين رنگ، سبز بود. سبز و مشتقات آن. سبزي توصيف نشدني مثل رنگ چشم‌هاي زيبا و بي‌نظير خودش كه نمي‌شد گفت چه رنگي است. تلفيق رنگ‌ها بود. مثل زمردي گرانبها كه در حجره‌ي هيچ جواهرفروشي پيدا نمي‌شد. پلك زد. دنيايش پر شد از هزاران رنگ. انگار دستي هنرمند در حال كشيدن تابلويي سفارشي بود.


يك گوشه نرگس‌زارهاي سرمست بود يك جا بنفشه‌زارهاي اندوه. يك جا شفق بود و گوشه‌اي فلق. جايي دريا و بيكرانگی‌اش و سمتي كوه و عظمتش. انگار جشن و پايكوبي رنگ‌ها بود. تابلو زنده بود و رنگ‌ها با‌سرعت و بي‌وقفه سرجاي خودشان مي‌نشستند. انگار در خلسه‌ي روياگون يك اتفاق، متولد شده بود. چشم‌هايش را بست. سعي كرد فكرش را متمركز كند. پس متولد شده بود. حس كرد چيزي يا كسي را كم دارد.

با تمام وجود مادرش را خواست. مگر نبايد هنگام تولد در آغوش مادر بود؟ دست‌هايش را بالا آورد. رنگ‌ها رقصيدند. پروانه‌ها پر كشيدند و دست‌هايش با نور و دامنش با رنگ‌ها يكي شد.

گوش فرا داد. از دور صداهايي شنيد. صداي خنده بود يا گريه؟ شادي بود يا غم؟ چه فرقی داشت؟

دنيا بود و همهمه‌هايش. دنيا بود و محل گذري كه او از آن گذشته بود و مانده بود براي عبور ديگران. چه بسیار بیایند و بروند و دنیا بماند اما هیچ مانده‌ای جایِ رفته‌ای را نمی‌گیرد و دوست داشتن و عشق هرگز از یاد نمی‌رود چون محبت درسی است که با دل آموخته می‌شود و در دل هیچ نسیانی نفوذ نمی‌کند.

مسافر جسم خسته و درد كشيده‌اش را ترك كرده بود. نه دردي داشت نه غمي روي دلش سنگيني مي‌كرد. ستاره‌اي از آسمان چيد و به گوشه‌ي مينارش زد. تمام رنگ‌ها به پيشوازش آمده بودند. مثل آفتاب مي‌درخشيد و مثل عشق در توصيف و گمان نمي‌گنجيد 

 



کانال تلگرام اتحادخبر


نظرات کاربران
1400/08/12 - 20:21
0
2
عالی بود خانوم دکتر. مثل همیشه با احساس و ظریف 👏👏👏👏
1400/08/12 - 20:09
0
2
عالی بود مثل همیشه موفق و پاینده باشید
1400/08/12 - 17:41
0
3
خیلی زیبا بود خانم دکتر قائدی.
ارسال نظر

نام:

ايميل:

وب سايت:

نظر شما:

تازه ترین خبرها

  • سفرنامه‌ای به غار بنود، تنگ شو تاریکو و اودبه / تصاویر
  • عملیات بهسازی پارک خیابان شهید دستغیب برازجان آغاز شد+ تصاویر
  • به این ۱۰ علت مهم هرگز ایستاده آب ننوشید
  • بازدید اعضای کمیسیون کشاورزی مجلس، مدیران وزارت جهاد کشاورزی، امورخارجه و صنعت، معدن و تجارت از واحدهای صنایع خرما و محصولات کشاورزی دشتستان
  • طرح احیای پارک های شهر برازجان استارت خورد/ ساماندهی هر هفته یک پارک
  • تصاویر اتحاد خبر از گرامیداشت روز جهانی معلولین در برازجان
  • جزییات طرح جدید استخدام دولتی اعلام شد
  • مسئولین کمیته های هیئت کونگ فو و هنرهای رزمی شهرستان دشتستان مشخص شدند
  • افرادی که از عهده کاری برنمی‌آیند نباید درصدد گرفتن پست و مقام باشند
  • صابون‌‌های تریاک از بازارهای استان بوشهر جمع‌آوری می‌‎شود
  • مدیرکل اداری و مالی استانداری بوشهر معرفی شد
  • جشن بزرگ روز جهانی معلولین در آب پخش برگزار شد+تصاویر
  • اعلام شرایط ارتقای رتبه معلمان/"تجربه آموزشی" جایگزین "توقف در رتبه" شد
  • سومین میز ملی خرما در دشتستان برگزار شد/تصاویر اختصاصی
  • تجلیل از منتخبین بیست‌و‌پنجمین جشنواره سراسری قرآن و عترت در بیمارستان شهید گنجی برازجان
  • عفو و بخشش قاتل پس از 15 سال در شهر دالکی/ تصاویر
  • بانوان برای رسیدن به اهدافشان اعتماد به نفس و برنامه ریزی داشته باشند/ مشکلات کارآفرینی/ مسئولین به مشاغل بانوان بها دهند
  • به شعار خواستن توانستن است اعتقاد عجیبی دارم/ به دنبال ایده های نو هستم
  • پیمایش مسیر کوه قلعه توسط کوهنوردان باشگاه سهند برازجان / تصاویر
  • اختتامیه نمایشگاه نقاشی الهه کمالی در برازجان برگزار شد / تصاویر اختصاصی
  • حادثه تصادف در دشتستان ۵ مصدوم برجای گذاشت / تصاویر
  • کارگاه را از پارکینگ خانه ام شروع کردم/ آموزش به هزار بافنده/ مسئولین بانوان کارآفرین را حمایت کنند
  • هفته پر شتاب پروژه های عمرانی شهرداری برازجان با استارت 10 پروژه به صورت همزمان
  • دستگاه‌های فرهنگی استان بوشهر، کشتارگاه هنرمندان هستند/ نداشتن بودجه بهانه است
  • تنها امیدواری باقی مانده
  • نرخ بیکاری در دشتستان باید کاهش یابد/ لزوم مهارت‌افزایی جوانان
  • اَیُهاٰ النّاس، دشتستان سرخ گون است!
  • دشتستان جوانان مستعدی در ورزش پاراگلایدر دارد/ حس و حال پرواز قابل توصیف نیست
  • غلامحسین کفایی
  • چشم اسفندیار انتصابات
  • .: kahdooei حدود 14 ساعت قبل گفت: با سلام. بسیار عالی. ...
  • .: شهروند دیلمی حدود 15 ساعت قبل گفت: با گذشت چندین ماه ...
  • .: فاطمه از دریا دیلم حدود 16 ساعت قبل گفت: افرادی که از عهده ...
  • .: گرگومخالو 1 روز قبل گفت: از جاده مرگ با ...
  • .: گرگومخالو 1 روز قبل گفت: بعضیا از همین اسم ...
  • .: گرگومخالو 1 روز قبل گفت: منظورش به خودشه ها. ...
  • .: معلم دیلمی از دریا دیلم 1 روز قبل گفت: حدود سه سال است ...
  • .: علیرضا مکیان حدود 2 روز قبل گفت: دمشون گرم ...
  • .: صادق حدود 2 روز قبل گفت: گل گفتی دکتر چقدر ...
  • .: جواد حدود 2 روز قبل گفت: سلام علیکم امیدواریم از ...